دوئلهای هنرمندانه؟!
نگاهى به جدال‌های رسانه‌ای چند سال اخير اهالى سينما به بهانه اوج‌ گرفتن دوبارهشان

دوئلهای هنرمندانه؟!

نویسنده : محمدناصر حق خواه

«من به شما تبريك مي‌گويم كه نشان دادي مدير جشنواره كوچك خوبي هستي و خيلي سياستمدار هم شده‌اي كه مي‌داني با ما و خبرنگارها چطور رفتار كني. اما اين مهارت ربطي به سينما و فيلمسازي واقعي براي سالن سينما ندارد. فيلم واقعي بساز! يعني چيزي كه مردم مملكتت را سر ذوق بياورد و بخنداند يا به گريه بيندازد. سينما يعني اين!»

اين‌ها صحبت‌‌هاى بهروز افخمى مجرى برنامه «هفت» خطاب به رضا ميركريمى كارگردان و البته مدير اين دوره جشنواره جهانى فيلم فجر است. اين‌كه آنتن زنده تلويزيون جاى اين لحن صحبت كردن هست يا نه جاى بحث جداگانه دارد، اما اين‌كه در يك برنامه فرهنگى، يك شخصيت ظاهرا فرهنگى با اين ادبيات به همكارش كه اتفاقا او هم مسئول برگزارى يك جشنواره فرهنگى بوده، حمله كند سرشار از تناقض است. هرچند اين صحبت‌ها به دليل پخش زنده از رسانه، بازتاب زيادى داشته، اما در چند سال گذشته از اين درگيرى‌هاى لفظى و دوئل‌هاى رسانه‌اى براى تسويه حساب‌‌ كردن‌هاى شخصى كم نداشته‌ايم. در اين مطلب با ورود به رينگ بوكس بعضى از پر سروصداترين چالش‌هاى دو نفره سينمايى، به دنبال اين هستيم كه ببينيم برنده اين چالش‌ها كيست و از اين ميدان‌هاى جنگ، غنيمتى هم نصيب سينما شده، يا فقط خوراك خوبى براى رسانه‌ها و آرامشى بر دل زخم‌خورده‌ طرفين دعوا بوده است؟!

پرويز پرستويى vs بهروز افخمى

سيمرغ مصلحتى!

پرويز پرستويى بعد از آخرين سيمرغى كه براى بازى در «باديگارد» گرفت و بعد از اين‌كه خيلى‌ها به دلايل مختلف از اين انتخاب، انتقاد كردند؛ مترصد موقعيتى بود تا از خجالت همه كسانى كه با سر زبان انداختن اصطلاح «سيمرغ مصلحتى» چهارمين سيمرغ آقا پرويز را كم‌رنگ جلوه مى‌دادند، دربيايد. تا اين‌كه قرعه به نام بهروز افخمى و برنامه هفت در آمد و او هنوز واژه سيمرغ مصلحتى را كامل ادا نكرده بود كه پرويزخان دست به بيانيه شدند و گفتند: «شما جزو کسانی بودید‌ که آقای ناصر تقوایی را پس زدید‌ و «میرزا کوچک‌خان» ساختید که دیدیم‌، بعد از فوت زنده یاد علی حاتمی بلافاصله جایگزین شدید و فیلم «تختی» را حرام کردید که دیدیم.10سال سر سفره «فرزند صبح» نشستید و نتیجه آن را در جشنواره دیدیم که مردم با شما چه کردند. چهار سال در مجلس بر کرسی نمایندگی نشستید و کوچک‌ترین قدمی برای سینما برنداشتید و الان دوباره به تلویزیون پناه آوردید و به اصطلاح می‌خواهید طبق گفته خودتان سینما را نجات دهید‌. وای به حال سینمای ایران.» 

البته اين جنگ لفظى بيانيه‌اى ادامه پيدا كرد و همين چند روز پيش پرستويى به مسعود فراستى كه يار غار و پشتيبان افخمى در برنامه هفت هست هم تاخته و به او به دليل اين‌كه از همه چيز و همه كس حتى دى‌كاپريو انتقاد مى‌كند حمله كرده و احتمالا طى چند روز آينده بايد منتظر يك ضد حمله تند و تيز از فراستى باشيم.

ابراهيم حاتمى‌كيا vs فريبرز عرب‌نيا

يك لج‌بازى كوچولو!

اگر فهرستى از دعوايى‌هاى سينما جمع كنيم، بدون شك حاتمى‌كيا و عرب‌نيا جزو سه چهار اسم اولند؛ حالا فرض كنيد يك فيلم «چ» داريم و عرب‌نيايى كه از اول كار با انتخاب آشپز جداگانه براى خودش و تعيينِ بندى در قراردادش كه جمعه‌ها سر لوكيشن حضور پيدا نخواهد كرد، حاتمى‌كيا را كه هميشه نشان داده از اين شكل اطوار ستاره‌ها خوشش نمى‌آيد به بازىِ «من اين‌جا رييس هستم نه تو» وارد كرد. حاتمى‌كيا براى نشان دادن اين برترى، يك روز كه ستاره فيلمش در اتاق گريم بوده مصرانه از عوامل مى‌خواهد كه عرب‌نيا را پيش او ببرند و عرب‌نيا هم رگ لجبازى‌اش گل مى‌كند و مى‌گويد الان نمى‌آيم. بعد از چند بار رد وبدل شدن پيغام، خود حاتمى‌كيا با حالتى بر افروخته به اتاق گريم مى‌رود و جدال لفظى عجيب و غريبى بين‌شان رخ مى‌دهد؛ اين درگيرى هر چند آن روز با مصالحه دو طرف پايان مى‌گيرد اما به گفته افراد پشت صحنه حاتمى‌كيا و عرب‌نيا بعد از آن با هم ارتباط كلامى برقرار نكردند و حاتمى‌كيا از دستيارش به عنوان واسطه در انتقال پيام‌ها استفاده مى‌كرده و به جاى گفتن نام عرب‌نيا او را چمران صدا مى‌كرده! البته عرب‌نيا هم كوتاه نيامده و براى اين كه بازى رييس من هستم را ببرد، آخرين سكانس فيلم را بازى نكرده و محل فيلم‌بردارى را ترك مى‌كند تا حاتمى‌كيا مجبور شود از لانگ شات يكى از افراد پشت صحنه كه شباهتى به چمران داشته استفاده كند!

محمدرضا شريفى‌نيا vs پرويز پرستويى

من قرار بود مارمولك باشم!

همان‌طور كه وقتى يك تيم فوتبال موفق مى‌شود، هركس كه حتى يك بار از در آن باشگاه رد شده خود را دخيل در آن موفقيت مى‌داند، در سينما هم آثارى كه مهم مى‌شوند معمولا چند ده نويسنده دارند و نصف بازيگران سينما هم قرار بوده نقش اول آن را بازى كنند! بر طبق همين اصل محمدرضا شريفى‌نيا در مصاحبه‌اى گفته بود كه نقش رضا مارمولك در فيلم «مارمولك» را قرار بوده او بازى كند اما بعدها نقش به پرويز پرستويى رسيده و خودش بوده كه بازيگرانى مثل خسرو شكيبايى، ويشكا آسايش، ليلا حاتمى و پارسا پيروزفر را وارد سينما كرده است. پرويز پرستويى هم كه حسابى از اين صحبت‌ها برآشفته بود در مصاحبه‌اى طوفانى گفت: «کاملا مطمئنم منوچهر محمدی تهیه‌کننده «مارمولک»پیشنهاد این نقش را به کسی نداده و از همان ابتدا که فکر این فیلم را مطرح کرد، نقش رضا مارمولک را به من پیشنهاد داد؛ همیشه گفته‌ام جایی که شریفی‌نیا باشد حضور پیدا نمی‌کنم. حتی اگر بفهمم نقشی قبل از من به او پیشنهاد شده باشد، قطعا قبول نمی‌کنم. برنامه «هفت» بارها من را برای حضور در استودیو دعوت کرده است و یکی از دلایل اصلی‌ که نپذیرفتم، نشستن ایشان بر روی آن صندلی است. متأسفانه آنقدر اعتماد به نفس دارد که هر چه به ذهنش می‌آید، می‌گوید.»

البته اين درگيرى‌ها هم مثل بقيه اتفاقات مشابه نه تنها به سرانجام خاصى نرسيد، بلكه در صورت به نتيجه رسيدن هيچ سودى هم براى سينماى ايران نداشت.

ابراهيم حاتمى‌كيا vs اصغر فرهادى

جنگ يك طرفه

بعد از اكران «جدايى نادر از سيمين» و سر و صداى زيادى كه اين فيلم به پا كرد، ابراهيم حاتمى‌كيا در يادداشتى پر كنايه به بهانه اكران «يه حبه قند» و خطاب به كارگردان اين فيلم نوشت: «کام ات شیرین. اگر این حبه قندت نبود، یادمان می رفت کجایی هستیم و با کام تلخ در صف سفارت خرس نشان ایستاده بودیم تا از سرزمین همیشه آفتاب‌مان به جبر همکار تلخ مزاج، همه مهر دروغ بر پیشانی، متقاضی پناه به سرزمین همیشه ابری بگیریم.»

اما نكته جالب اين‌جا بود كه با وجود انتقاد تلخ حاتمى‌كيا، اصغر فرهادى هيچ واكنشى به اين اتفاق نشان نداد؛ احترام و تحملى كه شايد خيلى از كسانى كه به درست يا غلط اين چند سال نماينده قشر فرهنگى و الگوى خيلى‌ها هستند از دايره واژگان‌شان خرج كرده‌اند و وارد درگيرى‌هايى شده‌اند كه ترجمه عينى باخت باخت است.

 

و متاسفانه از این جدالهای بی حاصل باختباخت کم هم نداشتیم، مثل درگیری لطفظی شدید پولاد کیمیایی با مسعود فراستی بعد از توهین فراستی به پدرش. یا جدال عربنیا با فراستی، یا مورد مشابهش که بازهم در برنامه هفت کلید خورد یعنی بحث پردامنهای که بین حامد بهداد و عربنیا شکل گرفت. یک مورد جالب و کشدار دیگر هم بین افخمی و امیر قادری رخ داد.    

 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨