انجمن شاعرانی که نمی‌میرند
محرمانه مستقیم

انجمن شاعرانی که نمی‌میرند

نویسنده : ایمان فروزان نیا - فرانک باباپور

شما هم زیاد شعر می‌خوانید؟! البته منظورم شعرهایی نیست که در واقع یک عکس عاشقانه تلگرامی است و برای خالی نبودن عریضه، دو سه بیتی شعر که چه عرض کنم، حرف‌های کوچه بازاری و درد دل‌های خاک بر سری تنگش چسبانده شده و روزانه صدها عدد برای‌تان ارسال می‌شود. از آن دسته شعرهای کنار استکان چای و شبانه و تنهایی هم نه! منظورم شعر ناب است، شعری که دلت را بلرزاند و حالت را خوب کند و پر از محتوا باشد و زنده‌ات کند و حال وهوای اساطیری بریزد توی روح و روانت.

اتفاقا این روزها هم وقت خوبی برای شعر خواندن است، دل‌ها که آماده است، طبیعت هم که حال خوبی دارد، می‌ماند حوصله و استعداد ما در انتخاب و خواندن شعرهای ناب.

شعر ناب همان شعر اصیل است، شعری است که وزن و آهنگ و محتوا را در کنار هم دارد و ما کم نداریم، حافظ و مولانا و سعدی و فردوسی و سنایی و بابا طاهر و ناصر خسرو و منوچهری و خیام به اندازه کافی شعر برای‌مان گذاشته‌اند که روز مبادایمان نرسد و نرویم سراغ «معر» به جای «شعر». اصلا خود شما چند تا از شعرهای کتاب‌های درسی مدرسه را می‌توانید از حفظ بخوانید، چقدر به مشاعره با دیگران فکر می‌کنید. چند بار شده که در گفت‌وگوهای روزمره از یک شعر به عنوان منبع استفاده کرده باشید و کلام تان را با این شعر زیبا کرده‌اید؟ 

اگر شما خوش‌زبان و خوش‌سخن و خوش‌خوان هستید، همه‌اش نتیجه یک سابقه تاریخی پر و پیمان است، مطمئن باشید حتی اگر قرار باشد شاعر شوید و دفتر یا کتاب شعری از شما باقی بماند باید شعرهای اصیل را خوانده باشید، باید به آن‌ها مسلط باشید، باید بدانید حافظ چه کرده که حالا بعد از قرن‌ها هنوز برایش فاتحه می‌خوانند و اخلاص به جان شاخ نباتش قسمش می‌دهند که بگوید چه در دل داریم و چه قرار است که بشود! همان است که وقتی حافظ می‌گوید دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند، تو مطمئن می‌شوی که سحر می‌شود و غصه‌ها تمام می‌شوند. باید بدانیم مولانا چه های و هویی در دلش بود که نتیجه‌اش این همه طرب و زندگی و بالندگی است، چه دیده بود و شنیده و لمس کرده بود که از دیو و دد ملول شد و انسان آرزویش بود. 

می‌شود با این همه زندگی و اصالت زنده نشد و انس نداشت؟ حالا ما می‌توانیم به همه این‌ها بی اعتنا باشیم و برویم سراغ شعرهای دوزاری و بازاری، می‌شود هم کتابخانه‌ها و خانه‌ها و دل‌های‌مان را روشن کنیم با شعرهای جان که آدم‌های بزرگ و با سواد و با محتوا چندین و چند سال پیش برای‌مان یادگاری گذاشته‌اند. سری بزنیم به انجمن شاعرانی که هیچ وقت نمی‌میرند و در حافظه تاریخی ما زنده می‌مانند و زندگی‌مان را روشن می‌کنند. اصلا چطور است همین الان بروید سراغ دیوان حافظ، مولانا، شهریار، هر کدام شان که به شما نزدیک‌ترند و انس بیشتری دارید. بروید و دل‌تان را روشن کنید.

نظرات کاربران
کد امنیتی