رويش به روايت يک جيمي

رويش به روايت يک جيمي

نویسنده :

اولش که وارد شدم باورم نمي‌شد، اين جشنواره فيلم کوتاه است، مخصوصا وقتي وارد سينما شدم و در آن سالن تاريک آن همه بيننده ديدم. تقريبا مي‌شد گفت که در بعضي از سيانس‌ها سالن سينما کاملا پر بود انگار جشنواره فجر است! يعني مشهد اين همه علاقه مند به فيلم کوتاه و مستند دارد که ما خبر نداريم؟! در هر سيانس حدود 4 يا 5 فيلم اکران مي‌شد، مستند و انيميشن و داستاني و خيلي راحت مي‌شد بنشينيم و کارها را با هم مقايسه کنيم. از اين گذشته فضايي که بروبچه‌هاي حوزه هنري ساخته بودند واقعا هنري بود. از پله‌هاي سينما هويزه که بالا رفتيم راه پله بود و ديوارهايي که پر بود از تابلوهاي نقاشي با ميزهايي که گذاشته بودند و مي‌شد بنشينيم و درباره کارهايي که ديده‌ايم گپ بزنيم. جشنواره با آن چيزي که فکر مي‌کرديم خيلي فرق داشت. بعد هر فيلم، جلسه نقد و بررسي آن فيلم بود که معمولا با حضور کارگردانش برگزار مي‌شد. بر خلاف چيزي که فکر مي‌کرديم که چون جشنواره در خراسان است بايد بيشتر آثار در هر سه زمينه از خراسان باشد. کلي فيلم از شهرهاي ديگر و استان‌هاي ديگر فرستاده شده بود. مخصوصا مستندها که بعضي از آن‌ها بسيار تأثيرگذار بودند مانند فيلم (جنايت در سکوت) ساخته «بهروز نوراني‌پور» که مستندي بود درباره بمباران شيميايي سر دشت و ماجراي خانواده‌اي که شيميايي شده بودند. تأثيرگذارترين بخش اختتاميه جشنواره حضور همين خانواده بود و پسري که تقريبا مي‌شد گفت صورتش را از دست داده بود. تأثيرگذاري اين ماجرا به قدري بود که خيلي از برندگان، بخشي از مبلغ نقدي جايزه خود را به اين خانواده تقديم کردند.

روز اختتاميه هم که «رضا ميرکريمي» و «مجيد مجيدي» و «علي نصيريان» آمده بودند تا جايزه‌ها را به کارگردان‌ها و بازيگران بدهند، مي‌شود گفت همه از انتخاب‌ها راضي بودند. واقعا دو کار داستاني که جايزه اول را گرفتند حقشان بود و کارهاي مستند هم معلوم بود زمان زيادي را براي پژوهش گذاشته و کار استخوان‌داري ساخته بودند.

در بخش پويا نمايي هم 3 فيلم جايزه گرفتند به نام‌هاي «سلام دايي» ساخته جلال نعيمي و «زندگي و ديگر هيچ» ساخته امير مهران و «موج گم شده» ساخته امير مهران.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠