ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

شعرک

باز پلک کوچه بالا می‌رود 

چشمه‌ای از کوچه‌ ما می‌رود 

گفتمش آخر کجا‌؟ خندید و گفت:

«می‌روم آنجا که دریا میرود»

سلمان هراتی

****

گویی به دستان خدا ایمان ندارد

شهری که در تقویم خود باران ندارد

باران؛ تن خیس تو‌، باران؛ چشم‌هایت

باران که باشد زندگی پایان ندارد

 ناصر حامدی

****

ترانه بازار

همه دنیا بخواد و تو بگی نه‌، نخواد و تو بگی آره‌، تمومه

همین که اول و آخر تو هستی‌، به محتاج تو‌، محتاجی حرومه

 فقط تو می‌تونی کاری کنی که، دلم از این همه حسرت جدا شه

به تنهاییت قسم تنهای تنهام‌، اگه دستم تو دست تو نباشه

افشین یداللهی

****

حکایت

درویشی به نزد پادشاهی رفت. پادشاه او را گفت که: «ای زاهد!» گفت: «زاهد تویی!» گفت: «من چون زاهد باشم که همۀ دنیا از آن من است؟!» گفت: «نی! عکس می‌بینی! دنیا و آخرت و مُلکت جمله از آن من است و عالَم را من گرفته‌ام. تویی که به لقمه‌ای و خرقه‌ای قانع شده‌ای!»

فیه ما فیه - مولانا جلال الدّین محمّد رومی

*****

دیالوگ 

فرهاد: «تئاتر زنده‌ات می‌کنه. صحنه تنها جاییه که می‌تونی یکی دو ساعت از مشکلات فرار کنی.» بابک: «نه تو اشتباه میکنی فرهاد. اتفاقا صحنه تنها جاییه که آدم گیر می‌کنه تو خودش. نه می‌تونی گریه کنی. نه می‌تونی عق بزنی. نه می‌تونی زار بزنی. باید تا تهش بری.»

سریال شهرزاد- قسمت 25 – سال ۱۳۹۴

****

راستی می دونستین؟

آيا مى‌دانيد در فيلم «لئون» هنگام فيلم‌بردارى صحنه‌هايى از حضور پليس در خيابان، مردى كه از فروشگاه دزدى كرده بود؛ با ديدن پليس‌ها گمان كرد با پليس واقعى روبروست و خود را تسليم کرد و اعتراف كرد؟

لئون-1994

نظرات کاربران
کد امنیتی