«ارغوان» آشی خوش رنگ بدون رشته!
شبکیه

«ارغوان» آشی خوش رنگ بدون رشته!

نویسنده :

با کیوان علیمحمدی و امید بنکدار به واسطه دو فیلم متفاوتشان یعنی «شبانه» و «شبانهروز» آشنا شدیم، فیلمسازانی که با هم کار می‌کنند و سبک مورد علاقهشان را هم با اصرار زیاد ادامه میدهند، سبک و سیاقی که در فرم بی شباهت به فیلم هالیوودی معروف «مرثیهای برای یک رویا» نیست. بعدها این دو هنرمند سریال «حیرانی» را برای تلویزیون ساختند، سریالی که مملو از قابهای عجیب و لوکیشینهای چشم نواز شمال کشور بود، اما همه چیز از بازیها تا میزانسن تئاتری میزد و شکل دیالوگ گفتن بازیگران، حتی قرار گرفتن شخصیتها در قاب و وجود مه غلیظ همیشگی و خیلی چیزهای دیگر سریال برای بیننده تلویزیون که سرراست و قابل فهم بودن اثر برایش موضوعیت دارد باعث حیرانی میلیونها بیننده شد. این زوج هنری سال 93 «ارغوان» را ساختند که حالا وارد شبکه نمایش خانگی شده است. فیلمی که تصاویرش به شدت حرف دارند و حالت درونی شخصیت‌ها را به ما نشان میدهند. فیلم درباره موسیقی و عشق است و همین طور عشق به موسیقی. زن و مرد میانسالی ساعتی بعد از مرگ یک موزیسن جهانی، در به در دنبال خرید لوح فشرده آخرین اجرای او هستند و به این شکل با هم آشنا میشوند. در لابهلای این آشنایی و پیوند عاطفی، با داستان دیگر مواجه میشویم که خیلی دیر به داستان اول گره میخورد. داستان دوم در دهه 50 میگذرد و قصه دختر یک خانواده عشق موسیقی است که بهخاطر بیماری لاعلاج مادر، به همراه پدرش به کلاس ویولون سل میرود، مربی جوان و مهربانش لی لی خانم با بازی آزاده صمدی است. خب کمابیش قابل حدس است که ماجرا عاشقانه میشود و... در «ارغوان» با قصهای پر از کشش و کنش مواجه نیستید، هر چند فرم و محتوا بهم میآیند و مکمل هم شدهاند، اما محتوای داستان حرف روز جامعه نیست. گریمهای فیلم هم وقتی قصه به سال 92 پرتاب میشود دست کمی از سریال «کیمیا» ندارد. با همه نقاط قوت فیلم، انگار با یک کاسه آش رشته خوش رنگ و لعابی مواجهیم که با نعناع داغ و کشک تزئین شده، بوی خوبی هم دارد، اما وقتی برای اولین بار قاشق را داخل ظرف می‌زنیم متوجه میشویم زیر تزئیناتش از رشته خبری نیست، برای همین دیگر اسمش آش رشته نمیشود حتی اگر همه حبوباتش خوب پخته باشند. وقتی قصه فیلم کشش زیادی ندارد و در نهایت ابهامات زیادی راجع به شخصیتها میگذارد، حس همان آش رشته بدون رشته را نسبت به فیلم خواهیم داشت. بهطور مثال اینهمه کدورت ارغوان نسبت به پدرش قابل درک نیست. پذیرش پدر ارغوان برای آنکه دخترش به شهر وکشور دیگر برود همینطور. 14 سال بلاتکلیف بودن نامه ارغوان یا این که چرا یگانه و همسرش اینقدر کدورت دارند همه از ابهامات فیلم است. ضمن آنکه بخشی از روابط آدمها هم هیچ شباهتی به فرهنگ ما ندارد مشابه همان مشکلی که در شاهکاری مثل «شب‌های روشن» موتمن با آن مواجه بودیم، در همان شروع فیلم که دختر به استاد اعتماد میکند و به منزلش میرود. خلاصه لذت شما از تماشای «ارغوان» به این بستگی دارد که از فیلم چه انتظاری دارید.

نظرات کاربران
کد امنیتی