خبرسازی با یک موبایل معمولی!
یک فهرست جالب از ماجراهایی که در آن مردم از خبرنگارها پیشی گرفتند

خبرسازی با یک موبایل معمولی!

نویسنده : مریم شیعه زاده

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که در دنیای مجازی با خبری مواجه شوید که پیش از آن در هیچ یک از رسانه‌های رسمی ندیده یا نشنیده باشید. خبری که توسط هیچ منبع موثقی رد یا تایید نشده ‌است اما به صورت خود جوش در میان مردم دست به دست می‌شود تا مسئولان و دیگران را از اتفاقی آگاه کند و در نهایت پای این خبر به رسانه‌ها باز می‌شود. اخیرا در فضای مجازی با این قبیل اخبار زیاد مواجه شده‌ایم. این اتفاق بیانگر ظهور موجی از شهروندان است که دوست دارند خبرنگار باشند. در ادامه چند نمونه از اتفاقات مهم اخیر را که در آن مردم، خبرنگار شده‌اند با هم مرور می‌کنیم.  

ترس و وحشت در مشهد 

انفجار در کوه‌‌های آب و برق مشهد همانا و صدای مهیب و ترس مردم منطقه نیز همانا. انفجاری که صدای آن چهارشنبه 18 فروردین ماه تا شعاع چند کیلوتری شنیده شد و بعد هم دود غلیظ گوگردی رنگ، فضای رعب و وحشت را تکمیل کرد. مردم ترسیده بودند و کسی نمی‌دانست دقیقا چه اتفاقی رخ داده بود، اما خیلی نگذشت که فیلمی از این منطقه بر روی کانال‌های تلگرام قرار گرفت و در گروه‌ها دست به دست شد که نشان می‌داد این انفجار مربوط به تخریب موانع جاده‌سازی بوده‌ است. عاطفه از ساکنان منطقه هاشمیه است و می‌گوید آن روز پس از شنیدن صدای انفجار برادر کوچکم از ترس می‌لرزید و همه‌مان دچار وحشت شده بودیم. انفجار به حدی بود که شیشه‌های خانه به لرزه درآمد. از دور و اطراف پیگیر شدیم تا ببینیم ماجرا چه بود اما چیزی دستگیرمان نشد. کمی بعد از طریق تلگرام و با دیدن فیلمی که یک نفر از لحظه انفجار گرفته بود، متوجه شدیم ماجرا از چه قرار بوده. او همچنین می‌گوید که پیش از این هم خبرهایی را در فضای مجازی خوانده‌ که رسانه‌ها دیرتر به آن پرداخته‌اند. وقتی از او نمونه‌ای از این قبیل اتفاقات را می‌خواهم، پاسخ می‌دهد «خبر فوت مرحوم هادی نوروزی را» 

برخورد با حیوان آزاری 

آزار و اذیت سگ بی‌پناه در شمال کشور از دیگر اتفاقاتی بود که خبرش به همت مردم به گوش مسئولین رسید. یک شهروند از صحنه‌ای که شخصی بی‌رحمانه یک سگ را کتک می‌زند فیلم گرفته بود و آن را منتشر کرد، فرمانده یگان حفاظت محیط زیست استان گلستان در این باره گفت: پس از دیدن این کلیپ تکان دهنده در تلگرام، دستور پیگیری ماجرا را صادر کردم. کمتر از 24 ساعت بعد، فرد خاطی بازداشت شد و سگ آزار دیده مورد مداوا قرار گرفت. همچنین کلیپ آزار و اذیت یک سگ در اردبیل نیز، در شبکه‌های اجتماعی دست به دست شد که متاسفانه در انتها سگ آزار دیده مرد. متهم این پرونده نیز دستگیر و حکم آن اخیرا اعلام شد.

سعیده از افرادی بود که با قرار دادن تصویر فرد سگ آزار در صفحه شخصی‌اش، از دوستانش خواسته بود تا آن‌ها نیز به این بی‌رحمی واکنش نشان دهند. به سعیده می‌گویم تو که خبرنگار نیستی چرا این کلیپ را منتشر کردی و واکنش نشان دادی؟ می‌گوید «در دهکده جهانی ما هم به عنوان یک شهروند می‌توانیم صدای‌مان را به گوش دیگران برسانیم.» از سعیده درباره اخباری سوال می‌کنم که از طریق کانال‌ها دنبال می‌کند، پاسخ می‌دهد: «در انتخابات اخیر مردم لحظه به لحظه اتفاقات حوزه‌های انتخاباتی را گزارش می‌دادند. گزارش زلزله‌هایی که اخیرا در شهرهای مختلف کشور اتفاق افتاد را هم در لحظه بر روی کانال‌ها می‌دیدم، مراسم اسکار و بسیاری اتفاقات دیگر که شاید رسانه‌ها و خبرنگاران نتوانند به این سرعت پوشش دهند.» 

همدردی با «صدرا» 

ماجرای بخیه‌های صورت کودک 4 ساله هم از آن دسته اتفاقاتی بود که مردم خبرش را انتشار دادند. آذرماه سال گذشته بخیه‌های صورت «صدرا زاهدپور» به خاطر عدم توانایی مالی خانواده‌اش در پرداخت هزینه‌های بیمارستان از صورتش کشیده‌شد و باعث موجی از اعتراضات شد. موجی که رسانه‌ها را نیز با خود همراه کرد و با پیگیری‌های فراوان، کادر درمانی بیمارستان اشرفی خمینی‌شهر مجازات شدند. هرچند بیمارستان از دادن نشانی، شماره تلفن یا حتی نام و نام خانوادگی کودک امتناع می‌کرد اما معاون درمان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان اعلام کرد که صدرا را پیدا کرده‌اند و عمل جراحی پلاستیک نیز روی صورت او انجام شده‌ است.

|| تشریح خرگوش زنده 

از انتشار خبر تشریح خرگوش زنده در کلاس زیست شناسی یکی از دبیرستان‌های پسرانه‌ی شهر همدان، چیزی حدود یک هفته می‌گذرد. خبری که به واسطه چند دانش‌آموز معترض به این اقدام در شبکه‌های اجتماعی به بیرون درز پیدا کرد. کمی بعد هم فعالان محیط زیست دست بکار شدند و دامنه اعتراضات گسترده‌تر شد، تا این‌که خبرگزاری‌ها هم به سراغ این ماجرا رفتند تا مردم را از صحت و سقم آن با خبر کنند. مدیرکل حفاظت محیط زیست استان همدان هم که در ماموریت بود، سفرش را نا‌تمام گذاشت و به همدان بازگشت تا خبر را پیگیری کند. به گفته شبکه خبر، تخلف اثبات شد و معلم متخلف به حالت تعلیق درآمد. تخلفی که خبرش توسط خود مردم و دانش‌آموزان منتشر شد و به وسیله رسانه‌ها و مسئولین پیگیری. 

|| یک ورژن زیرخاکی! 

مدت زیادی از این داستان می‌گذرد اما می‌‌توان گفت گزارش‌های روزانه «عبدالمحمد شعرانی» در وبلاگش از نمونه‌های موفق گزارش‌های یک شهروند خبرنگار بود. شعرانی در سال 85 پس از اعزام به روستای «کالو» (روستایی در استان بوشهر) به عنوان معلم از طریق وبلاگ نویسی که آن زمان بسیار پرطرفدار بود، به معرفی مدرسه کالو پرداخت و همین مسئله موجب شد تا صدا و سیما نیز به سراغش برود. به این ترتیب پس از مدتی مدرسه کالو با نام «کوچکترین مدرسه جهان» شناخته شد و از خبرگزاری‌های مطرح دنیا نظیر سی.ان.ان به سراغ شعرانی و 4 دانش آموز‌اش آمدند. بسیاری از مشکلات روستا رفع و رجوع شد و حتی کالو به منطقه‌ای دیدنی و مورد توجه تبدیل شد. 

نظرات کاربران
کد امنیتی