از روی دست دوست!
شاخ هفته

از روی دست دوست!

نویسنده : s_mostafa_b - سید مصطفی موسوی


s_mostafa_b

22/01/95

یادداشت کاربران – محرمانه

ساعت 15

 

اولین خاطره‌ای که از بگومگوهای فوتبالی یادم می‌آید برمی‌گردد به خنده‌ها و وعده‌های عمویم، می‌گفت اگر بگویی استقلالی هستی برایت جایزه می‌خرم، شهربازی و پارک هم مفت چنگت! درست است که آن موقع تنها تفاوت استقلال و پرسپولیس را در رنگ لباس‌شان می‌دانستم و تنها بازیکنانی هم که می‌شناختم سوباسا و کاکرو و ایشی‌زاکی بودند اما هیچ‌وقت برای هیچ جایزه‌ای نگفتم که استقلالیم و خوشحال ماندم از پرسپولیسی بودنم!

این‌که چه شد قبل از آن که الفبا را یاد بگیرم پرسپولیسی شدم، به وضوح قابل تشخیص است، پرسپولیسی بودن برادر بزرگ‌ترم. اگرچه آن موقع‌ها فقط به خاطر او پرسپولیسی شدم اما تا همین حالا که برادرم سال‌هاست فوتبال نگاه نمی‌کند هم هرگز از استقلال خوشم نیامد!

همان‌طور که تصدیق می‌کنید خیلی اوقات ما چیزهایی را دوست داریم که دوستان‌مان دوست‌شان دارند،‌ این تأثیرپذیری مختص فوتبال نیست و شاید انتخاب تیم محبوب‌مان کم‌ارزش‌ترین انتخاب ما باشد، کسانی را می‌شناسم که از ریاضی بدشان می‌آید، چون دوستان‌شان ریاضی را نمی‌فهمند، سیگاری شده‌اند چون دوستان‌شان سیگار می‌کشند، به صحبت‌هایی که خلاف اعتقادات‌شان است می‌خندند چون دوستانشان آن‌ها را به سخره می‌گیرند، یا از آن‌طرف هستند کسانی که در جمع بعضی از دوستان‌شان مواظب کلمات‌شان هستند چون آن‌ها مودبند، به هیئت و مسجد می‌روند چون دستی که در دست‌شان است آن‌ها را به آن‌سو می‌کشاند و... خلاصه این‌که بسیاری از انتخاب‌های ما خواسته یا ناخواسته همان انتخاب‌های دوستان‌مان هستند، انتخاب‌هایی که کم‌کم گوشه‌ای از شخصیت ما را شکل خواهند داد یا به بیانی بهتر انتخاب دوستان‌مان همان انتخاب شخصیت‌مان است!

اصلاً چرا به زبان من این حرف‌ها زده شود؟! مگر غیر این است که حافظ، دوست را کیمیای سعادت می‌داند و سعدی می‌گوید که دوست می‌تواند ما را گلی خوشبوی کند، اصلاً چرا پای سخن نور ننشینیم؟! مگر نه این‌که حضرت امیر می‌گویند فرد به دوستش سنجیده می‌شود و در قرآن یکی از حسرت‌های قیامت در مورد ستمگران را انتخاب دوست ناشایست معرفی می‌کند که یا وَیلَتی لَیتَنی لَمْ أَتَّخِذْ فُلاناً خَلیلا.

 

سید مصطفی موسوی

یادداشت خوبی نوشتی دوست من. وقتی دو نفر با هم دوست و اصطلاحا جون جونی می‌شوند، انگار این دو نفر را ریختی در یک چرخ‌گوشت و با هم مخلوط کرده‌ایی، جوری که هر دو آدم‌های جدیدی شده‌اند و با آن آدم قبلی خیلی فرق دارند.

به هر حال می‌خواستم بگویم من هم در این موضوع با شما موافقم و هم اسمم مثل شما مصطفی است ولی من یک استقلالی‌ام!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠