ازدواج به شرط مشاوره

ازدواج به شرط مشاوره

نویسنده :

آن قديم‌ها وقتي دختر و پسري تصميم ازدواج داشتند، بزرگ‌تر يا ريش‌سفيدي توي فاميل بود که بنشيند و مشکلات سر راه اين دو نفر را بررسي کند، با خانواده‌هاي‌شان صحبت کند و در نتيجه به ازدواج‌شان کمک کند، اما اين روزها نقش اين بزرگ‌ترها کمتر شده و به همان اندازه آدم‌هاي مطلع‌تري وارد ماجرا شده‌اند که اسمشان مشاور ازدواج است. اين مشاورها يا تخصص و علم مشاوره و روان‌شناسي را دارند و يا براساس تحقيقات و تجربياتشان به يک روش خوب و منسجم براي مشاوره رسيده‌اند. هر کسي که قرار است ازدواج کند، براي «‌شناخت»، «‌انتخاب» و «‌تصميم‌گيري» نياز به فکر کردن، بررسي و مشورت دارد و اين موارد مخصوص به شخص‌ خاص يا ميزان هوش خاص يا جنس خاصي نيست. يعني اين‌طور نيست که بگوييم فقط دخترها به مشاور مراجعه مي‌کنند يا فقط کساني که بي‌اطمينان هستند يا کساني که يک مشکل اساسي دارند. معني مشورت مشخص است، کسي که به سراغ مشاور مي‌رود هميشه به‌خاطر يک مشکل حاد نمي‌رود، گاهي نياز دارد به يک شناخت درست و دقيق از طرف مقابلش برسد که اين شناخت را در تحقيق نمي‌تواند به دست بياورد، وضعيت روابط قبل از ازدواج هم که کاملا مشخص است، هيچ‌کدام از رفتارهاي دو طرف در رابطه قبل از ازدواج واقعي نيستند بلکه تظاهرهايي هستند که در رفتار آن‌ها شکل گرفته‌اند و اصلا هم معني‌اش اين نيست که طرف مي‌خواسته تظاهر کند، معني‌اش اين است که چون شرايط واقعي نيست آن فرد خودش نيست بلکه ايده‌آل خودش است. پس براي به‌دست آوردن اين شناخت مهم و ضروري هم مي‌شود به مشاور مراجعه کرد تا او با استفاده از تخصص و نگاه دقيقي که دارد اين شناخت را بدهد ولي از همه اين حرف‌ها مهم‌تراين است که انتخاب آخر با شماست و قرار نيست کسي به جاي شما تصميم بگيرد، مشاور فقط وضعيت را براي مراجعش روشن و باز مي‌کند تا او بهتر همه چيز را ببيند و بر اساس آن تصميم بگيرد. ما به بررسي روش‌هاي مشاوره موجود در زمينه ازدواج پرداخته‌ايم که شما مي‌توانيد ببينيد و در مورد خودتان انتخاب کنيد که با کدام روش سازگاري بيشتري داريد و يکي از اين روش‌ها را انتخاب کنيد. البته حتما روش‌هاي ديگري هم وجود دارد که ما به آن‌ها اشاره نکرده‌ايم و شما مي‌دانيد. بايد حواستان باشد که بايد رويکرد اصلي مشاوره آموزش باشد و نه درمان!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠