بارش سقف جیم و یک راز مگو!
آنتن

بارش سقف جیم و یک راز مگو!

نویسنده : امیر سعید صبا

سلام بر جیم خوانان عزیز، این روزها که مشغول خانه تکانی هستید، حتما یک دانه لگن، تشت، قابلمه، نعلبیکی، کوزه، تُنگ، کاسه و پیاله، روم به تیفال آفتابه و هر چیز دیگری که قابلیت جمع-آوری آب را در خودش داشته باشد را در گوشه و کنار خانهتان پیدا کردهاید که دیگر به آن احتیاجی نداشته باشید. التماس ما این است که از قبل این که آن را دور بیندازید حتما ما را خبر کنید! راستش از صاحبخانه پنهان نیست از شما چه پنهان که به دلیل بارشهای چند روز گذشته سقف خانه جیم هم بارید! البته زمانیکه سقف شروع به باریدن کرد، خوشبختانه ما زیر بارش باران بودیم و گرنه به جای قطرات باران، تیرآهن و آجر خشتی به سرمان میخورد که ای کاش حداقل به سر یکی دو نفرمان میخورد بلکه عقلشان سر جایش بیاید!

به هر حال از آنجا که دم عیدی پول بنا و ایزوگامکار نداریم، هر چی تشت و قابلمه داشتیم و هر چه نداشتیم را از فک و فامیل قرض گرفتیم و در اقصی نقاط جیم چیدیم بلکه بتوانیم بخشی از این بارشها را جمعآوری کنیم!

و اما یک نکته مهم دیگر که باید به عرضتان برسد این است که اگر قول بدهید به کسی چیزی نگویید این آخرین شماره جیم است که تقدیم حضورتان میشود، البته در سال جاری! ولی اگر عمری باقی بود حتما سال بعد پنجشنبه هر هفته البته به جز روزهای تعطیل در خدمت شما خواهیم بود، جان ما به کسی نگویید قرار است این موضوع فعلا سکرت بماند ...

 

 

جیم بعد از یک هفته چشم انتظاری رفتم خراسان خریدم تا اومدم بخونمت یه پسر بچه با مادرش اومد تو مغازه موقع رفتن گفت میشه اینو بردارم منم روم نشد بگم نه خلاصه تا به حال هم چی ضد حالی نخورده بودم 

 یعنی اگه به جای روزنامه «کیمت» رو میخواست بازم تو رودربایسی میموندی؟ یعنی الان ما رو به یه کیم فروختی؟ 

 

 

جيمي، به يارو ميگن از قفل فرمون راضي هستي؟ ميگه:آره فقط سر پيچها يکم اذيت ميکنه! (محمد عليزاده) 

آخییی یادش بخیر، سوم ابتدایی که بودم این جوک رو سر صف واسه بچهها تعریف کردم! چیز جدیدتر نداری بفرستی؟

 

جيم، به ديوونه ميگن چرا آوردنت ديوونه خونه؟ ميگه: من فکر ميکردم همه مردم دنيا ديوونه هستند و همه مردم فکر ميکردن من ديوونهام! بالأخره اکثريت برنده شدن! (محمد عليزاده)

آره این جدیدتر بود، دوم راهنمایی سر کلاس پرورشی تعریف کردم!

 

جیم یک سوال داشتم جان من راستش رو بگو! چطور میشه یک نفر تو یک هفته چهار تا پیام ازش چاپ بشه؟ واقعا این خاله سارینا کیه؟ البته من شکم بیشتر رو خود سعید برند(عموقناد)

 نه بابا شاید عمه فولاد زره باشه ولی عمرا خاله سارینا باشه ... 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧