جشنواره‌ای به وسعت ایران
jeem.ir

جشنواره‌ای به وسعت ایران

نویسنده : مدیر سایت

جا دارد یک تشکر خاص و ویژه از همه نویسنده‌گان جوان و حتی کهنه‌کاری بکنیم که با آثار زیبایشان جشنواره نویسندگی نقطه سر خط را رونق دادند. بیش از 900 اثر به دست‌مان رسید. تقریبا از سرتاسر ایران. از گتوند خوزستان بگیرید تا جاجرم خراسان شمالی. البته این وسط داورها حسابی کارشان سخت شده و باید بین این همه اثر، چند تایی را به عنوان برگزیده انتخاب کنند. آثار انتخابی در دو هفته ابتدایی سال 95 در سایت جیم منتشر می‌شوند. سال نو را در سایت جیم منتظرتان هستیم... هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز :)

 

دایناسور مال من است!

نازنین یوسفی‌فرد

تاریخ انتشار: 19/12/94

ساعت:  14

من یک دختر خوشبختم؛ شاید چون در قلب من یک دایناسور زندگی می‌کند! او یکی از مهربان‌ترین دایناسورهای دنیاست. همین که او مراقب است تا من از دندان‌هایش نترسم، یعنی که من یک دختر خوشبختم. او حتی قول داده است که دیگر کسی را نخورد و به نصف بشقاب غذای من قانع باشد. البته گاهی که حواسم پرت می‌شود، دهلیز راست قلبم را لیس می‌زند و می‌گوید اگر برایش شعر نخوانم مرا می‌خورد. من آدم‌های زیادی را دیده‌ام که در قلب‌هایشان، ماهی، پرنده، آفتاب پرست و یا آرمادیلو داشته‌اند و حتی یکی از بهترین دوست‌هایم در قلبش یک سوسک داشت؛ اما دایناسور، فقط مال من است.

این دایناسور باعث می‌شود تا من مدام شعر بخوانم، نقاشی بکشم و مادرم را ببوسم؛ اما یک بدی دارد؛ آن هم این‌که زیادی بزرگ است و اگر کسی تنها به اندازه یک سرانگشت به قلبم دست بزند، دایناسور از گوشه چشمانم سر می‌خورد و می‌لغزد و گونه‌ام خیس می‌شود.

صفحه اصلی- محرمانه– یادداشت کاربران – دایناسور مال من است!

 

ای درد بیا

A_Emadi

تاریخ انتشار :  22/12/94

ساعت: 14

روزی نبود من از تو ویران نشوم / با خاطره‌ات خراب و داغان نشوم

رفتی تو به غربت و نشستی برخاک / بنمای رهی، شهره‌ی اذهان نشوم

آن لحظه که از نبودنت رفته نفس / این رخ بنما که خسته از آن نشوم

درد از تو همه دوا و درمان از تو / ای درد بیا که سوی درمان نشوم

گو مختصری خراب می‌بوده‌ای تا / شرمنده‌ی جام و جان و جانان نشوم

اهل قسمم به نام یک موی تو تا / محتاج قسم به اسم قرآن نشوم

صفحه اصلی- جادوی کاغذی– یادداشت کاربران – ای درد بیا

 

قاب قوسین

i_banu69

تاریخ انتشار :  20/12/94

ساعت: 13

شب قبل از سفر سریع وسایلم را جمع کردم دست روی هرچیزی می‌گذاشتم حس می‌کردم بقیه وسایل می‌گویند «تو رو خدا ما رو هم باخودت ببر.» بالاخره انتخاب کردم، شلوارکتان کشی مشکی، مانتو آبی یک جیبم، کفش عیدم که این همه مدت از دیدم پنهان بود و خودش را برای این سفر آماده می‌کرد، کیف شانه‌ای کرم قهوه‌ای بزرگ و گوشی لمسی‌ام که تازه دو هفته بود خریده بودم.

تبلتم با زبان بی‌زبانی التماسم کرد و من بهانه آوردم که اندازه‌ات خیلی بزرگ است و احتمال دارد آسیب ببینی. البته همه این وسایل هم به وصال نرسیدند. کیف و ادکلن و کیف پول توی هتل ماندند. کفش‌ها توی کفش داری ماندند و موبایلم توی امانات. اما وسایلی که به مقام قاب قوسین حسین رسیدند عینکم، مانتو، روسری ساتن مشکی، چادر، کیف موبایلم و چند دستمال کاغذی بودند. محبت حسین فقط برای آدمها نیست. حتی اشیاء هم عاشقش هستند.

 صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – قاب قوسین

 

میهمان ناخوانده

M_MaaZ

تاریخ انتشار :  24/12/94

ساعت : 13

بهار؛ میهمان ناخوانده دوست داشتنی، زودتر از موعد هر ساله‌اش به حیاط خانه‌مان آمده و بر شاخ و برگ درختان باغچه نشسته. این را چند روز پیش که اولین شکوفه سفید کوچکش را دیدم فهمیدم. نه که بهار را دوست نداشته باشم، ولی دلم برای درختان می‌سوزد! پاییز که ظالمانه برگ از شاخسارشان می‌زداید و هنوز در بهت این خزان مانده، زمستان بر سرشان می‌باراند و بهار در ژرفای خواب زمستانی رخت شکوفه بر تن‌شان می‌نشاند. و درخت اما آرام و صبور همه را به جان می‌خرد، خموده نمی‌شود، بلکن شاخه‌هایش چون دستانی ملتمسانه همواره رو به سوی آسمان دارد، شاید نیایش می‌کند.

درخت کوچک باغچه در زیر بارش بهار و خزان نیایش‌ات می‌کند، من چگونه دل از ستایش‌ات برکنم، مهربان الهِ من...

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – میهمان ناخوانده 

نظرات کاربران
کد امنیتی
مبینا
مبینا
٩٥/٠١/١٠
١
٠
میدونم این نظر هم چاپ نمیشه. ولی باید بدونید که اینجوری نمیشه مسابقه برگزار کرد. همه متعلق به یک طیف فکری خاص. داستان هایی که اصلا نمیشه اسمشو داستان گذاشت! امیدوارم تعداد شرکت کننده ها کمتر بشه تا متوجه بشید چه اشتباهی کردین.
s_coming soon
s_coming soon
٩٥/٠١/١٢
١
٠
بقیه داستانک های برنده شده کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا چاپ نشده است؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ چرا علیرغم اینکه تعلام کرده بودید 1000 کلمه اما داستانک ها کوتاه اند!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
پربازدیدتریـــن ها
کافه جهان نما

دهلی نو شهر سکانس های بی پایان

٩٥/١١/٢٨
برگزیده سایت

نقطه سر خط به توان 3

٩٥/١١/٢٨

نفس های آخر

٩٥/١١/٢٨
تلگجیم

تلگجیم 475

٩٥/١١/٢٨
شگرد خفن

چگونه از دست اینترنت اکسپلورر خلاص شویم

٩٥/١١/٢٨
درباره شخصیت‌های فیلم‌های ماجرای نیمروز، سیانور و امکان مینا و تصویری که از سازمان منافقین برای ما می‌

ماجرای منافقین

٩٥/١١/٢٨
جاکتابی

مردی که گورش گم شد

٩٥/١١/٢٨
شاخ هفته

پلک بگشا صنما، صبح مرا روح ببخش

٩٥/١١/٢٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا 475

٩٥/١١/٢٨
آنتن

ظرفیت پشت یخچال تکمیل است

٩٥/١١/٢٨
چند روایت برای این‌که روزهای قبل از عیدمان متفاوت شود

عید نوروز را از اسفند شروع کنیم

٩٥/١١/٢٨
مینیمال

کی عروسی گرفتن از مد می افتد؟

٩٥/١١/٢٨
مستند «فیلمی ناتمام برای دخترم سمیه»؛ روایتی پی پرده از گروهک تروریستی منافقین

قربانی ایدئولوژی پدر

٩٥/١١/٢٨
فتوچاپ

فتوچاپ 475

٩٥/١١/٢٨
درباره برد شیرین آبی‌ها در دربی یکشنبه که به یک قهرمانی می‌ارزید

تیم خوب منصوریان، تیم بد برانکو!

٩٥/١١/٢٨
چهره هفته

در چیستی اصولگرایی

٩٥/١١/٢٨
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و ناله های ایشان

٩٥/١١/٢٨
درباره انتخاب سرمربی تیم ملی والیبال و پایان کشمکش برای نیمکت

«ویچ» غیر کروات این بار برای والیبال

٩٥/١١/٢٨
جارچی

جارچی 475

٩٥/١١/٢٨
نکاتی درباره زندگی ورزشی و شخصی مربی جدید تیم‌ملی والیبال ایران

کولاک کن کولاکوویچ!

٩٥/١١/٢٨
تبلیغات
تبلیغات