بيا بريم کوه ...
«پيش‌توليد» از نمايشگاه هفدهم مطبوعات و حضور جيمي‌ها

بيا بريم کوه ...

نویسنده :

اين‌که هر سال نمايشگاه مطبوعاتي بر پا شود و «جيم» و «جيمي»‌هايي دور هم جمع شوند، بهانه‌اي است ميمون و مبارک! آن هم در ديار غربت؛ «تهران»! از اين رو وقتي صداي ناقوس هفدهمين جشنواره مطبوعات از راه دور به گوش رسيد همگي شتاب‌زده به دامان جيم چنگ زديم تا فرصت فراهم شود براي ديدار شما خوانندگان عزيز. از سر و کول هم بالا رفتيم تا فرصتي برايمان از دست نرود که حسرت يک ‌ساله مي‌توانست رقت‌بار باشد. اين شد که در پس تلاش‌مان چهار تن به سفر دامنه‌هاي کوه‌هاي دماوند نائل شديم. براي شرح بيشتر ماوقع با ما باشيد...

پله اول
سقوط با مغز!

متاسفانه يکي از دوستان جيمي، يعني همان دبير تحريريه سابق جيم هنوز سفرمان شروع نشده، ما را تنها گذاشت، زبانمان لال فکر نکنيد به ديار باقي شتافت‌(!) نه، بلکه حضور پررنگ و جيوه‌اي رنگ ايشان در روزنامه خراسان و قبول مسئوليت صفحه «همشهري سلام» خراسان رضوي سبب شد که روزنامه‌داران مرکزي دفتر خراسان اجازه سفر به اين جوان تازه به خانه بخت رفته ندهند و همسر ايشان را بسي از ته دل راضي و خشنود کنند. مصطفي صابري هر چند در جلسه توجيهي قبل از سفر در جمع ما (مهدي عسگري، علي نيک‌فرجام و مرتضي اخوان) حاضر بود، اما در آخرين لحظات جاي خود را فداکارانه و غيورمندانه به جوان کاريزماتيک کت شلواري جيم، «مازيار حکاک» داد. اين اولين شوک شديدي بود که قبل از سفر، به جيمي‌ها وارد شد...

پله دوم
ترس از «اف»‌هاي خانمان‌سوز!

اين‌که رسما گروه اعزامي جيم به تهران و نمايشگاه مطبوعات از پرواز مي‌ترسيدند، امري است بديهي و به قول قديمي‌ها مبرهن! جيمي‌ها به کرار در آخرين مکالمه‌هاي شنيده شده و البته ضبط شده‌شان در دفتر جيم و با خانواده‌شان به کرات از واژه «خدا کنه هواپيماش توپولف نباشه»‌(!) استفاده مي‌کردند. هر چند آن‌ها خوب مي‌دانستند که هواپيما توپولوف نيست اما اين جمله را مي‌گفتند تا بر ترس درون‌شان غلبه کرده باشند.

پله سوم
يک خبر بد!

هنوز چند ساعتي به پرواز 5 و 30 دقيقه صبح هواپيمايي ماهان و سفر جيمي‌ها به پايتخت نمانده بود که خبري تأسف‌بار جيمي‌ها را به شوکي ديگر فرو برد. در اين خبر آمده بود: «مادربزرگ علي نيک‌فرجام يکي از بچه‌هاي جيمي به سبب بيماري به کما رفته است و هم‌اکنون بر تخت بيمارستان است!» خبر آن‌قدر تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده بود که تا ساعاتي همه را در بهت و حيرت فرو برد تا اين‌که خود علي نيک‌فرجام با چشماني مضطرب در سحرگاه سوم آبان‌ماه در فرودگاه بين‌المللي هاشمي‌نژاد مشهد حاضر شد و به نگراني‌ها پايان داد. او آمد و گفت: «اميد به خدا! فقط مي‌توانيم براي سلامتي‌اش دعا کنيم...»

پله چهارم
آخرين سوتي مشهدي!

اما آخرين سوتي مشهدي سفر جيمي‌ها به تهران، در فرودگاه مشهد بر مي‌گردد به اقدام محيرالعقول مرتضي اخوان (نگارنده)! او که چند دقيقه‌اي زودتر از بقيه به فرودگاه رسيده بود به گيت پذيرش بار رفته بود و کارت پرواز خود را گرفته بود! غافل از اين‌که اقدام او سبب مي‌شود ديگر جيمي‌ها که مي‌آيند کارت پروازشان شماره صندلي ديگري را نشان دهد و آن‌ها در هواپيما از مصاحبت با هم محروم شوند! فارسي‌اش مي‌شود صندلي‌هايشان در هواپيما از هم جدا مي‌افتد!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠