اندرحکایت ابن جیم و کمترین دستمزد
حکایت هفته

اندرحکایت ابن جیم و کمترین دستمزد

نویسنده : ایمان فروزان نیا - فرانک باباپور

آورده‌اند که روزی ابوجارچی در بیابان نشسته بود که دید مریدان نعره زنان و جامه دران از دور می‌آیند. پس فی‌الفور بر مسیر آن‌ها ایستاد و سبب نعره و زاری مریدان را پرسید.

مریدان گفتند: یا خفن ما...

ابن جیم گفت: هیچ نگویید که از کرامات من چشم بسته غیب گفتن است و می‌دانم که علت آشفتگی شما «کشف ۱۵ تن مواد محترقه چهارشنبه سوری در تهران» است و می‌ترسید ترقه گیرتان نیاید. خیال‌تان راحت که من خود از توزیع کنندگان بزرگ ترقه‌ام.

مریدان گفتند: یا خفن؛ مشکل ما ترقه نیست، اصلا ما اهل مردم آزاری و ترقه زدن نیستیم. ما...

ابن جیم بی‌درنگ صحبت مریدان را قطع کرد و گفت: پس بی‌شک دردتان این است که شنیده‌اید دبیرکل کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران کشور گفته «کارگران ایرانی پایین‌ترین نرخ دستمزد را در جهان دارند.» بی سبب ناراحت نباشید چون من به شما فنون ریگ و مغیلان خوری را خواهم آموخت و شما از خرج خورد و خوراک معاف خواهید شد.

مریدان گفتند: یا استاد، درد ما کمی حقوق هم نیست. ما...

ابن جیم گفت: ای بابا پس چتونه شما؟

مریدان گفتند: ای بابا پیرمرد خب بذار حرفمون رو بزنیم! دیدیم آخر ساله، گفتیم برای این‌که توی تعطیلات بدن‌مون افت نکنه، قبل از سال تحویل تمرین‌مون رو زیاد کنیم. اینم یک نعره و جامه دریدن تمرینیه.

ابن جیم چون این صحبت مریدان شنید، بی‌درنگ نعره‌ای زد و برای تمرین سر به بیابان گذاشت، لیکن در راه یادش آمد که مریدان بد باهاش صحبت کردند، پس برگشت و جملگی مریدان را کتلت کرد و این از کرامات پیرنا بود. 

نظرات کاربران
کد امنیتی