لطفا سیب‌زمینی نباشیم!

لطفا سیب‌زمینی نباشیم!

نویسنده : مهدیه جوادی

این حکایت فحاشی در صفحات اینستاگرام ستاره‌ها و یا فحش دادن در جمع‌های دوستانه، علاوه بر این‌که باعث ناراحتی کسی که مورد توهین قرار گرفته می‌شود و جدا از این موضوع که تاثیرات منفی در زندگی و روح کسی دارد که لب به الفاظ رکیک باز می‌کند، یک بُعد دیگر هم دارد که کمتر دیده می‌شود. وقتی کسی در یک محیط عمومی فحاشی می‌کند، همیشه نفرهای سوم و چهارمی هم هستند که بدون این‌که بخواهند، آن فحش را می‌شوند و یا می‌بینند و حال‌شان گرفته می‌شود. یکی از بدترین تجربه‌های من و شاید خیلی از جوان‌ها، تجربه رد شدن از کنار دبیرستان‌های پسرانه است، آن هم وقتی که چند جوان دارند بلند بلند به هم فحش‌های ناموسی می‌دهند! موضوع البته فقط محدود به مدرسه‌ها نیست و گاهی در اتوبوس، مترو و حتی پارک‌ها شاهد چنین اتفاقاتی بوده‌ام و کار تا تغییر رنگ پوست و داغ شدن گوش‌هایم پیش رفته و آرزو کردم ای کاش کر بودم و این حرف‌ها را نمی‌شنیدم. بگذریم که حالا فضای مجازی هم به این پدیده منور شده است.

نمی‌خواهم در ادامه به این افراد بی‌ادب و بی‌توجه چیزی بگویم. گله‌ام این‌جا از دست خودم و خودمان است. از دست ما که این صحنه‌ها را می‌بینیم ولی هیچ واکنشی نشان نمی‌دهیم. انتظارم این نیست که مردهای جامعه‌ من مثل 40-30 سال قبل وقتی کسی فحش ناموسی داد بروند با او دست به یقه شوند و خاک در دهانش کنند، ولی بی‌توجهی و رد شدن از کنار این ماجرا که دیگر خیلی بد است.

یکی از بچه‌های جیم که برای تحصیلات به آمریکا رفته (تف به ریا اول اسمش مهدی اعتمادی است) می‌گفت در آن‌جا یک چیزی دیده که جای خالی‌اش در جامعه ما به شدت احساس می‌شود. مردم آن‌جا در مقابل بعضی از بی‌فرهنگی‌ها آن‌قدر آشکار واکنش قهری نشان می‌دهند که از صدتا فحش و کتک بدتر است. مثلا می‌گفت اگر کسی از جایی به جز خط‌کشی عابرپیاده از خیابان رد شود، همه مردمی که شاهد آن صحنه هستند طوری با اخم به او نگاه می‌کنند که اگر به جای آدمیزاد، بز هم باشد می‌فهمد کار اشتباهی کرده است. حالا کاری نداریم که همین آمریکایی‌ها در موارد دیگری خیلی هم بی فرهنگ هستند ولی به هر حال یک کار خوب‌شان را که باید ببینیم. 

حالا ما چیزی که به افراد فحاش نمی‌گوییم هیچ، حتی یک نگاه قهری هم به‌شان نمی‌کنیم و یا دردآورتر از همه در فضای مجازی زحمت ریپورت کردن این افراد را به خودمان نمی‌دهیم؛ کاری که تقریبا هیچ سختی و مزاحمت بعدی برای ما ندارد. فکرش را بکنید اگر این فرهنگ در فضای مجازی بود که مردم کامنت‌‌های رکیک را ریپورت کنند، دیگر این افراد نمی‌توانستند به راحتی در فضای مجازی جولان دهند و اینستاگرام، حساب‌های کاربری آن‌ها را مسدود می‌کرد. این‌طوری متوجه می‌شدند یک عده زیادی هستند که با رفتارشان مشکل دارند و نمی‌شود در محیط عمومی با هویت واقعی یا جعلی بیایند و هر حرف رکیکی که دل‌شان خواست بزنند و بروند.

خلاصه این موضوع که از ماست که برماست حرف جدیدی نیست ولی گاهی عوض شدن ظواهر و فضای پیرامون‌مان، ما را از بدیهیات غافل می‌کند. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
تا جامِ جهانی

جشنواره گل‌های «ساشا ایلیچی» در روسیه

٩٧/٠١/٢٨
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠