هر چه فحش بیش، رفاقت بیش‌تر؟!
رفاقت‌هایی که قرار است با فحاشی عمیق‌تر شوند

هر چه فحش بیش، رفاقت بیش‌تر؟!

نویسنده : محمدامین شرکت اول

زمانی فحاشی در جامعه آن‌قدر قبح داشت که به موضوع فحاشی در ورزشگاه‌ها به عنوان یک معضل بزرگ اجتماعی نگاه می‌کردیم. اما حالا کمی به دور و برمان نگاه کنیم... فحاشی امروزه به بخشی از گفت‌وگوهای روزمره بعضی افراد و متاسفانه جوانان تبدیل شده است و کلمات رکیک جایش را در دیالوگ‌های دوستانه حسابی باز کرده. شاید این روزها وقتی می‌فهمیم که بعضی از جوان‌ها به دوست صمیمی‌شان به راحتی فحش ناموسی می‌دهند، دیگر از فحاشی‌هایی که در صفحه ایستاگرام برخی از ستارگان سینما و فوتبال می‌بینیم تعجب نکنیم.

 

فحش دادن ته رفاقت است

اول ظهر است، چند ثانیه‌ای پس از شنیدن صدای زنگ، تمام دانش‌آموزان به سمت در خروجی می‌آیند. از بین آن همه دانش‌آموز انتخاب یک نفر برای مصاحبه کار سختی ست. گوشه‌ای ایستاده‌ام، چهار دانش‌آموز که نسبت به بقیه با هم رفتارهای صمیمی‌تری دارند نظرم را به خودشان جلب می‌کنند، به سمت آن‌ها می‌روم و اسم‌های‌شان را می‌پرسم. محمد، کیارش، اسماعیل و رضا؛ دانش‌آموز سوم دبیرستانی هستند. از بین آن چهار نفر با کیارش گفت‌وگو را ادامه می‌دهم.

+ صمیمیت شما چهار نفر نظر من را جلب کرد، رفاقت شما چقدر عمیق است؟

- ما چهارتا بچه یک محله هستیم و از کودکی با هم بزرگ شدیم. یازده سال است که اگر با هم یکی، دو سالی همکلاس نبودیم ولی همیشه هم مدرسه‌ای بودیم.

+ شما با هم رفاقت صمیمی دارید و طبعا با هم شوخی می‌کنید، سوال من این است که آیا در بین شوخی‌های‌تان به هم فحش هم می‌دهید؟

- هه... در بین شوخی‌های‌مان که نه، ولی در بین فحش‌های‌مان گاهی با هم خوشی هم می‌کنیم.

+ منظورت چطور فحش‌هایی ست؟

+ ما انواع فحش نداریم. یک مدل فحش داریم که همان فحش‌های رکیک است، بقیه‌اش مثل احمق و بیشعور که جُک است.

+ یعنی در صحبت‌های‌تان به هم فحش ناموسی هم می‌دهید؟

- این جور فحش‌ها که ته رفاقت را می‌رساند ولی خب چون محمد خوشش نمی‌آید این حرف‌ها را به او بزنیم، این جور فحش فقط بین من و اسماعیل و رضا طبیعی است.

+ خب شما که از این الفاظ استفاده می‌کنید اصلا تا به حال به معانی بدی که دارند هم توجه کرده‌اید؟

- خب ما که جدی این فحش‌ها را به هم نمی‌گوییم، بحث شوخی و رفاقت است دیگر، وگرنه کس دیگری یکی از این حرف‌ها را به من بگوید خونش به گردن خودش است.

 

تا کلمات خوب هست چرا فحش؟

بعد از مدرسه به ایستگاه اتوبوس رفتم و با چند پسر دبیرستانی دیگر هم در این باره صحبت کردم و متاسفانه آن‌ها هم از طبیعی بودن فحش در جمع دوستانه‌شان گفتند. داشتم به سمت پارک می‌رفتم که دو پیرمردی که جلوی مغازه‌ای ایستاده بودند نظرم را به خودشان جلب کردند و همان‌جا بود که به ذهنم رسید این دو می‌توانند مورد مناسبی برای گزارشم باشند. به سمت‌شان رفتم و صحبت را آغاز کردم.

هم‌دیگر را حاج محمد و آقا یاسر صدا می‌زدند. دو پیرمردی که هر دو حدود شصت سال سن داشتند. برایم از دوستی‌شان می‌گفتند، دوستی که به گفته آن‌ها از همان اول زندگی‌شان شروع شده و روز به روز به میزان آن افزوده شده است. حاج محمد، صاحب آن مغازه بود و آقا یاسر کارمند بازنشسته. می‌پرسم: «همیشه هم‌دیگر را این طوری صدا می‌کنید؟» آقا یاسر در جواب می‌گوید: «بله، البته حاج محمد هم تا 10 سال پیش محمدآقا بود، ولی از زمانی که رفت حج واجب شد حاج محمد!» می‌پرسم: «شما با هم رفاقت صمیمی دارید، تا به حال در عالم رفاقت به هم فحش هم دادید؟» آقا یاسر با تعجب می‌گوید: «مگر حرف قشنگ و زیبا کم است که به هم فحش بدهیم؟» می‌گویم: «خب بعضی جوان‌ها الان صمیمیت رفاقت‌شان را در فحش دادن به هم می‌دانند، به همین خاطر پرسیدم!» حاج محمد با تعجب می‌گوید: «مگر صمیمیت در فحش دادن است!؟ صمیمیت و معرفت در دوستی این است که وقتی رفیقت به کمکت نیاز دارد بدون هیچ لحظه تعللی کمکش کنی، و بدون هیچ توقعی از جان و مالت برایش مایه بگذاری.» می‌خندد و ادامه می‌دهد: «من و آقایاسر تا الان به اندازه موهای سرمان به هم در زندگی کمک کردیم، از کمک برای برگزاری مراسم ازدواج خودمان گرفته تا مراسمات ازدواج فرزندان‌مان»

 

دردنامه یک مرد

شاید برای‌تان این سوال پیش بیاید که چرا تمام این مطلب درباره مردها بود و با خانم‌ها در این‌باره مصاحبه‌ای نکردیم. انتخاب موارد مصاحبه‌مان از بین آقایان به این معنا نیست که در روابط دوستانه خانم‌ها چنین طرز گفت‌و‌گوهایی وجود ندارد، اما متأسفانه ما مردها خیلی اوضاع‌مان در این زمینه بدتر است، خانم‌ها در فضاهای دوستانه‌شان شاید از کلمات ناشایستی هم استفاده کنند ولی نهایت این کلمات به احمق و بیشعور و شبیه این‌ها ختم می‌شود ولی متأسفانه باید به عنوان یک مرد به حقیقتی تلخ و تأسف بار اعتراف کنم که ما آقایان دیگر گند قضیه را در آوردیم و شاید فحش‌ها هم از این‌که ما داریم جا و بی‌جا از آن‌ها استفاده می‌کنیم دارند ما را فحش می‌دهند!  

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
جارچی

جارچی 491

٩٦/٠٤/٠١
حکایت هفته

اندر حکایت دزدیده شدن شمشیر نادرشاه و مریدان

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
درباره افول ستاره‌ها در تیم‌های بزرگ و عاقبت نافرجام نقل و انتقالات پر سر و صدا

بمب‌هایی که نترکیدند!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
شگرد خفن

Adsl ندارید؟ هات‌اسپات کنید

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات