میرزا«جواد» خان جنگلی...
پرتره

میرزا«جواد» خان جنگلی...

نویسنده : اکرم انتصاری

پیش‌نوشت: پانزده اسفند ماه هرسال را روز درختکاری می‌نامند. اما برای کاشتن درخت یک روز کم است. همه سال هم کم است. یک نهال و دو نهال هم کم است. درخت که نباشد، اکسیژن نیست و آدمیزاد هم... بعضی‌ها اما منتظر روزهای نمادین نمی‌مانند. آدم‌های گمنامی که در میان ما مشهور نیستند اما میان همه درخت‌ها و پرنده‌های شهر مشهورند. 

*زیر یکی از درخت‌ها می‌ایستد. به تنه درختی که سال 84 آن را کاشته است، دست می‌کشد. می‌گوید: «خوب دوام آوردی با این همه خشکسالی.» زیر سایه همان درخت می‌نشیند و نگاهش به نهال‌های جوانی است که امروز در کنار قدیمی‌ها ردیف کرده و به بزرگ‌شدن آن‌ها فکر می‌کند. اگر باران ببارد، اگر کسی نهال‌ها را نشکند و هر بار که به اینجا می‌آید، آب مورد نیاز آن‌ها را تامین کند، یک جنگل کوچک دیگر خلق می‌شود. آخرِ هفته با رفقا به دل کوه می‌زند با یک تین حلبی ِ پر از آب، تا نهال‌ها را آبیاری کند، بعد از طی‌کردن یک مسیر کوهستانی چند ساعته به «چشمه پونه» می‌رسد و به جنگل کوچکی که در کوه‌های تربت حیدریه با علاقه‌اش به طبیعت سرپا کرده است. دلخوشیِ بزرگ «دایی جواد» همین است، درخت‌های کوچک و بزرگی که از بین پنج هزار اصله نهالی که از 26 سال پیش کاشته جان گرفتند و حالا به ثمر نشستند. دستانش به ساخت‌وساز خو گرفته است، با ساختمان‌سازی پول حلال در می‌آورد و با کاشتن نهال‌های جنگلی در هرجایی که چشمه‌ای باشد و خاک مرطوبی، جنگل‌های کوچک می‌سازد. نمی‌تواند منتظر سازمان‌های مختلف بماند تا شاید روزی وعده‌هایشان سبز شود و سرانه فضای سبز برای هر نفر را افزایش دهند، او وابسته به سازمان دلش است و به سبک خودش مهندسی طبیعت می‌کند. زمین و باغی ندارد ولی علاوه بر درخت‌کاری کوه‌های اطراف، درست جلوی در ساختمان چند طبقه‌شان درخت کاشته است و هر روز آن را آبیاری می‌کند، این علاقه مثل یک سنت در خانواده‌اش ریشه دوانده و حالا پسرش میراث‌دار علاقه پدر است. روزهای آخر سال سرشلوغ‌تر است، با دوستانش برنامه نهال‌کاری می‌چیند. در کنار همه این‌ها دوست دارد آسمان هم دست‌و‌دل‌بازی کند و همه نهال‌ها درخت‌های بزرگی شوند تا بتوان زیر سایه‌‌شان به اندازه یک استراحت کوتاه نفسی پر از اکسیژن چاق کرد. فکر می‌کنم «دایی جواد» اَبَر قهرمان ِدرخت‌هایی است که در این روزهای ماشینی و آلوده به دود، با علاقه شخصی‌اش و بدون انتظار بیهوده از دیگران، سبز می‌شوند. 

 

 جواد قوامی 

45 ساله است و در تربت حیدریه زندگی می‌کند. از سال شصت و هشت به خاطر علاقه زیاد به طبیعت در کنار کسب‌و‌کارش نهال می‌کارد. حتی وقتی می‌پرسی اگر یک زمین بزرگ برنده شوی با زمینت چه کار می‌کنی؟ با این‌که کارش ساختمان‌سازی است به دلش رجوع می‌کند و می‌گوید: «شاید تمام آن را درخت بکارم.» 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محبوب‌ترین اسباب‌بازی سال 2017 که رقیـب بـازی‌های انـدرویدی است!

#fidget_spinner

٩٦/٠٥/٢٦
هشت قسمت از فصل دوم «شهرزاد» پخش شد اما خاطره قبل تکرار نشد!

تو آن عهدی که با من بسته بودی؟

٩٦/٠٥/٢٦
ذهن زیبا

ذهن زیبا 499

٩٦/٠٥/٢٦
تلگجیم

تلگجیم499

٩٦/٠٥/٢٦
مینیمال

‏اندر مزایای تعطیلی روز جمعه

٩٦/٠٥/٢٦
آنتن

بدن‌سازی به سبک جیم!

٩٦/٠٥/٢٦
شگرد خفن

پسوردتان را پیدا کنید

٩٦/٠٥/٢٦
درباره مالکان ثروتمند فعلی باشگاه‌های اروپایی چه می‌دانید؟

بریز و بپاش آسیایی‌ها در اروپا!

٩٦/٠٥/٢٦
درباره ناکامی بزرگ «اوسین بولت» در آخرین مسابقه زندگی‌اش

خداحافظی تلخ ابرقهرمان!

٩٦/٠٥/٢٦
به بهانه واقعه میرزا اولنگ، موضوع ویژه این‌ هفته دیباچه‌ای است بر درد و غم جانسوز همسایه هم‌خون‌ و فره

از رنج برادر افغانم

٩٦/٠٥/٢٦

اندر مصائب خاص بودن!

٩٦/٠٥/٢٦
پایان‌نامه

خیلی مارمولکی!

٩٦/٠٥/٢٦
ناصرخان آکتور سینما

نکشی ما رو با رکورد‌هات!

٩٦/٠٥/٢٦

جوابی که کسی را ناراحت نکند!

٩٦/٠٥/٢٦
شاخ هفته

امتحان کردن هنر نمی‌باشد

٩٦/٠٥/٢٦
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و جوانی

٩٦/٠٥/٢٦
فتوچاپ

فتوچاپ 499

٩٦/٠٥/٢٦
کافه جهان نما

استرالیا، سرزمین سبز احترام

٩٦/٠٥/٢٦

علی دایی و باز هم گل

٩٦/٠٥/٢٦
دات کام

هوشمندانه بازی کنید

٩٦/٠٥/٢٦
تبلیغات