وقتي اروپا بچه بود!

وقتي اروپا بچه بود!

نویسنده :

زماني به اين فکر مي‌کردم که چرا خداي حکيم براي آدمي دو چشم آفريده؟! خواننده‌اي که شما باشي به سؤال کودکانه من مي‌خندي اما اين سؤال آن‌قدرها هم که فکر مي‌کني خنده‌دار نيست. مي‌تواني دلائل متعددي بياوري مثلا اين‌که آدم يک‌چشم خيلي زشت و هيولا مانند است. يا بگويي چون اگر يکي از چشم‌ها کور شد و يا مشکل فني برايش پيش آمد، يک زاپاس هم وجود داشته باشد! و... اين‌ها همه درست، ولي به نظرم يک دليلش اين باشد که خدا مي‌خواسته به بنده‌اش بفهماند که به جهان و پديده‌هاي آن با يک چشم نگاه نکند. حکما منظورم را فهميدي! مثلا همين غرب را يک عده اخ و تف مي‌کنند و يک عده شب و روز به درگاهش سجده مي‌برند.

«رنسانس» نوشته «جيمز آ.کوريک» يکي از کتاب‌هاي «مجموعه تاريخ جهان» است. اين مجموعه مي‌کوشد چشم‌اندازي گسترده از سير تاريخ عرضه کند. اين مجموعه با ارائه زمينه‌هاي فرهنگي رخداهاي تاريخي، خواننده را مجذوب خود مي‌سازد. «مجموعه تاريخ جهان» انديشه‌هاي سياسي، فرهنگي و فلسفي تأثيرگذار را درگذر مشعل تمدن از بين‌النهرين و مصر باستان به يونان، رم، اروپاي قرون وسطي و ديگر تمدن‌هاي جهاني تا روزگار ما، پي مي‌گيرد. اين مجموعه نه تنها براي آشنايي خوانندگان با مباني تاريخ تدوين شده است، بلکه همچنين در پي آگاه ساختن آن‌ها از اين واقعيت است که زندگي‌شان بخشي از سرگذشت کلي انسان‌هاست. هر جلد از اين مجموعه برداشتي جامع و روشن از يک دوره مهم تاريخي را به خواننده ارائه مي‌دهد.

رنسانس يکي از آن الفاظي است که آدم دوست دارد يک جايي توي يکي از اين جلسات روشنفکرانه(!) بلافاصله استفاده‌اش کند تا خداي ناکرده فراموشش نشود. ولي اگر اين کتاب را بخوانيد و ببينيد که اروپا تا همين چند قرن پيش بر پايه چه تفکرات مسخره‌اي حرکت مي‌کرده و حتما نمونه‌اش يادتان هست که کليسا گاليله را به‌خاطر اين ادعا که: خورشيد ثابت است و زمين به دور آن مي‌چرخد. به دادگاه کشاند و او را متهم به دشمني با کليسا کرد و محکوم به تبعيد و مرگ! حالا از همين ماجراي عجيب و ساده مي‌توان خيلي چيزها را فهميد. که نويسنده آن را به عهده خودتان مي‌گذارد.

رنسانس يک انقلاب علمي و فرهنگي بود که به تدريج از آغاز قرن 14 تا اواسط قرن 17 ادامه پيدا کرد و اکنون مي‌توان ادعا کرد که تقريبا هر آن‌چه غرب به آن مباهات مي‌کند برخواسته از همين قرون اخير است. از علم و فرهنگ و سياست و اقتصاد بگيريد تا نقاشي و موسيقي و... اگر ترس از قضاوت‌هاي ناآگاهانه خود نداشتم خيلي چيزها مي‌نوشتم؛ مثلا اين‌که چرا در اين زمينه مناسب رشد ما آن چنان که بايد نيست؟ يا اين‌که -کسي چه مي‌داند- شايد غرب پس از گذشت زمان، همان‌گونه که با شرمندگي به قرون وسطايش مي‌نگرد، روزي هم با خجالت -به بعضي چيزهايي که اکنون به آن افتخار مي‌کند- نگاه کند. و البته حتما رنسانس اروپا براي ما نيز درس‌هايي دارد که چشم‌هاي باز آن را خواهند ديد و خواهند فهميد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠