ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی

یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی

دیگران چون بروند از نظر از دل بروند

تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی

تو همایی و من خسته بیچاره گدای

پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی

سعدی/691-606


چه رفته است که امشب سحر نمي‌آيد؟

شب فراق به پايان مگر نمي‌آيد؟

شدم به ياد تو خاموش، آنچنان که دگر

فغان هم از دل سنگم به در نمي‌آيد

تو را بجز به تو نسبت نمي‌توانم کرد

که در تصور از اين خوب‌تر نمي‌آيد

رهی معیری/1347-1288


شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

شب تا به سحر گریه جانسوز و دگر هیچ

افسانه بود معنی دیدار که دادند

در پرده یکی وعده مرموز و دگر هیچ

خواهی که شوی با خبر از کشف و کرامات

مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ‌

ملک‌الشعرای بهار/1305-1265


زندگی همین است 

هر خاطره غروبی دارد 

هر غروبی خاطره‌ای 

و ما جایی بین امید و انتظار 

چشم می‌کشیم تا روزگارمان بگذرد...

گاهی هم فرقی نمی‌کند

چگونه! فقط بگذرد...

نیکی فیروزکوهی/1354


برگی شده افتاده‌ام از شاخه به کویی

چون باد مرا می‌بَری امّا به چه سویی‌؟

ای غنچه که در عمق دلم ریشه دواندی

عشقی و عجب نیست که از سنگ برویی !

من بغضِ تو هستم چه بباری چه نباری

من راز تو هستم چه بگویی چه نگویی ...

یاسر قنبرلو/1370


هرچه با تنهایی من آشناتر می‌شوی

دیرتر سر می‌زنی و بی وفاتر می‌شوی

هرچه از این روزهای آشنایی بگذرد

من پریشان‌تر، تو هم بی اعتناتر می‌شوی

یا سراغ من می‌آیی چتر و بارانی بیار

یا به دیدار من ابری نیا... تر می‌شوی

حامد عسکری/1361


گاهی گر از ملال محبت بخوانمت

دوری چنان مکن که به شیون برانمت

چون آه من به راه کدورت مرو که اشک

پیک شفاعتی است که از پی دوانمت

سرو بلند من که به دادم نمی‌رسی

دستم اگر رسد به خدا می‌رسانمت

شهریار/1285-1367


سفر سودی ندارد، من پرستویی گرفتارم

نه با تور و قفس، با تار گیسویی گرفتارم

کسی حرف مرا باور نخواهد کرد اگر روزی

بگویم شیرم و در چنگ آهویی گرفتارم …

سرِمویی کسی هرگز پریشانم نکرد اما

ببین حالا چه آسان با سر مویی گرفتارم!

حسین زحمتکش/1367


همه شب دست به دامان خدا تا سحرم

که خدا از تو خبر دارد و من بی خبرم

این چه کرده است که هر روز تو را می‌بیند؟

من از آیینه به دیدار تو شایسته‌ترم

عهد بستم که تحمل کنم این دوری را

عهد بستم ولی از عهد خودم می‌گذرم

میلاد عرفان‌پور/1367

نظرات کاربران
کد امنیتی