شیطان در مسکو!
جاکتابی

شیطان در مسکو!

نویسنده : الهام یوسفی

یک رمان‌خوان حرفه‌ای خوب می‌داند که نباید اول مقدمه کتاب را بخواند. چرا که در بسیاری از مقدمه‌ها داستان لو می‌رود و کشش‌های ناشی از ناشناختگی فضای داستان رنگ می‌بازد. اما در برخی کتاب‌ها یک نگاه زیرچشمی به مقدمه لازم است. شاید قرار باشد شاهکاری را بخواند که سال‌ها در کشور روسیه (شوروی) اجازه نشر نداشته و نهایتا پس از چاپ با حذفیات، همه نسخه‌های آن در یک شب به فروش می‌رسد و تا سال‌ها نیز در بازار سیاه به صدبرابر قیمت فروخته می‌شود. اینطوری او هم صدبرابر تشنه خواندن کتاب خواهد شد.

 

رئالیسم جادویی به سبک روس‌ها

کتاب «مرشد و مارگاریتا» شاهکار «میخائیل بولگاکف» را بسیاری از اهل ادب در زمره بزرگ‌ترین آثار ادبیات روسیه در قرن بیستم می‌دانند. رمانی که در اوج خفقان موجود در شوروی رندانه و با توسل به رئالیسم جادویی، حقایق تلخ دوران حکومت استالین و شرکایش را به نقد کشید. اما نخستین بار پس از مرگ نویسنده‌اش به دست خوانندگان رسید. اثری که بیش از صد کتاب و مقاله در نقد و بررسی آن به رشته تحریر در آمد.

 

سه داستان موازی

رمان از سه داستان تشکیل شده که ارتباط معنایی جدی و مهمی با هم دارند و در نهایت نیز به داستانی یگانه منتهی می‌شوند. داستان نخست، روایت گفتگوی دو روزنامه‌نگار لائیک است که در واقع یکی از آن‌ها باندبازی است در محافل ادبی. شیطان در میان همین گفتگو وارد داستان می‌شود. داستان دوم مربوط است به جریان مصلوب شدن حضرت عیسی(ع) و داستان سوم داستان دلدادگی مرشد و زنی به نام مارگاریتاست. مرشد در واقع نویسنده‌ای خلاق و باهوش است که قربانی جریان موجود شده و قهرمان اصلی داستان بولگاکف محسوب می‌شود. نباید فراموش کرد که ترجمه بسیار خوب «عباس میلانی» بر این داستان پیچیده و بدیع و نمادین، کاری بوده است در خور ستایش.

 

بخشی از کتاب

«ترس چنان تمام وجود برلیوز را فراگرفت که ناچار چشمانش را بست. چشم‌هایش را که باز کرد، همه چیز تمام شده بود. شبح از میان رفته بود و وجود پیچازی‌پوش ناپدید شده بود و سوزن نوک تیز هم با رفتن مرد ناپدید شد. سردبیر با تعجب گفت: بر شیطان لعنت! می‌دانی ایوان، قلبم داشت از گرما می‌گرفت! حتی خیالاتی هم شدم. سعی کرد بخندد، ولی چشم‌هایش هنوز از ترس می‌پرید و دست‌هایش می‌لرزید...»

مشخصات کتاب:

عنوان: مرشد و مارگاریتا

نویسنده: میخائیل بولگاکف

مترجم: عباس میلانی

ناشر: فرهنگ نشر نو

قیمت: 25000 تومان

نظرات کاربران
کد امنیتی
A_ReBeL_H
A_ReBeL_H
٩٤/١٢/١٩
١
٠
از کتابای خوبی بود که مطالعه کردم. از سردی و خشکی حاکم بر فضای رمان های روسی فاصله گرفته بود این اثر ولی شاید باورتون نشه من عاشق همین مشخصه رمان های روسی ام. نکات خیلی مثبت و خوبی داشت این کتاب اما نقطه ضعف و نکته منفی ش به نظرم آخراش بود. یه پا فیلم هندی کرده بود رمان و... در کل دوستش داشتم ، ممنون از معرفی ^_^
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧