حرف آخر برای رای اولی‌ها

حرف آخر برای رای اولی‌ها

نویسنده : سحر نیکوعقیده

سکانس اول

2-0 به نفع استراليا! عدهاي تلويزيون را خاموش کردند. عدهاي هم داخل ورزشگاه، نااميدتر از هميشه به مستطيل سبز چشم دوخته بودند. و استراليا کار خود را در ملبورن و در جهنمي که تماشاگران اين تيم براي تيم فوتبال ايران به پا کرده بودند، راحت‌تر از هميشه ميديد.

اما همه چيز به همين جا ختم نميشد. بازي هنوز ادامه داشت. گل اول را کريم باقري زد و اولين چراغ اميد روشن شد.

«باز هم خداداد! باز هم روي زمين! اين غزال تيزپاي ايران...»

جواد خياباني هم اين جملات را با هيجاني وصف نشدني گفته بود. سرانجام دومين گل و رويايي‌ترين شب فوتبال ايران رقم خورد. شبي که هشت ميليون ايراني (که مقابل تلویزیون بازی را تماشا می‌کردند) با هم به هوا پريدند، خنديدند، اشک ريختند و نتيجه مساوي مقابل استراليا که شيرين‌ترين پيروزي تمام آن سالها به شمار میآمد را جشن گرفتند.

 

سکانس دوم

جو این انتخابات با همه دوره‌های قبل حسابی فرق داشت. دوم خرداد 1376 همه چيز دست به دست هم داده بود تا همه براي انتخاب رئيسجمهور پاي صندوق هاي راي بروند و يک رويداد تاريخي ماندگار را رقم بزنند؛ یک انتخابات سي ميليون نفري! سرانجام محمد خاتمي در یک رقابت نفسگیر با بيش از 20 ميليون راي به عنوان رئيس جمهور کشور انتخاب شد و جریان جدیدی در بین جریان‌های سیاسی متولد.

 

سکانس سوم

همه جا صحبت از فیلم بود که سینما را تکان داده، کلی حرف جدید داشته، اصلا انقلابی به پا کرده. الان خیلی وقت از اولين اکران «آژانس شيشهاي» میگذرد و ما در اين سال‌ها بارها تکرار اين فيلم تکرار نشدني را از تلويزيون تماشا کرديم و لذت برديم و خيال‌مان تخت است که حتی بعدها هم ميتوانيم اين فيلم را به فرزندان‌مان نشان بدهيم، ديالوگهاي حاج کاظم را مرور کنيم و به آن‌ها بگوییم که می‌توانی فیلم‌ها بینی‌ات را به دو دوران قبل از دیدن آژانس شیشه‌ای و بعد از دیدن آژانس شیشه‌ای تقسیم کنی.

 

سکانس آخر؛

مرور اين تصاوير و کلی اتفاقات مشابه که محدودیت کلمات نگذاشتند یادآوری‌شان کنیم براي خيلي‌ها همراه با حسی نوستالوژيک و شيرين است. ديدن اولين اکران آژانس شیشهای، لذت به هوا پريدن از شادي گل خداداد عزيزي و...

اما خيلي‌ها هم هستند که تازه در آن سالها پا به دنيا گذاشتهاند. همان‌هایی که حالا بهش‌شان می‌گوییم رای اولی. درست است که هيچکدام از اين لحظات را لمس نکردهاند و به خاطر ندارند اما قرار است ادامه اين فيلم را آن‌ها بازي کنند. با يک کاغذ کوچک و دستي که آن را داخل صندوق راي مياندازد و ميتواند با یک انتخاب دیگر، سکانس‌های بعدی را خوش آب و رنگ‌تر رقم بزند.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧