ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

میان خوف و رجا شد دل دو عالم خون

که تا قبول تو مشکلپسند خواهد شد

کلاه گوشه قارون به آفتاب رسید

چه وقت طالع ما سربلند خواهد شد

شکست شیشه دل را مگو صدایی نیست

که این صدا به قیامت بلند خواهد شد

صائب تبریزی/ 1080-1000شذ


خاطرهات 

تکه آب نباتیست افتاده زیر مبل

جارو به آن نمیرسد

و مورچهها 

هر لحظه ممکن است پیدایش کنند...

لیلا کردبچه/1359 ش


من گرفتار و تو در بند رضای دگران

من ز درد تو هلاک و تو دوای دگران

خلوت وصل تو جای دگران‌ست، دریغ!

کاش بودم من دلخسته به جای دگران

پیش ازین بود هوای دگران در سر من

خاک کویت ز سرم برد هوای دگران

هلالی جغتایی/936-850 ش


شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

شب تا به سحر گریه جانسوز و دگر هیچ

خواهی که شوی باخبر از کشف و کرامات

مردانگی و عشق بیاموز و دگر هیچ

روزی که دلی را به نگاهی بنوازند

از عمر حساب است همان روز و دگر هیچ

ملک‌الشعرای بهار 1305-1265 ش


دلم گرفته هوای بهار کرده دلم

هوای گریهی بی اختیار کرده دلم

بیا بیا که برای سرودن بیتی

هزار واژهی خونین قطار کرده دلم 

بخند ای لب خونین لب ترک خورده

دلم شکسته هوای انار کرده دلم

سعید بیابانکی/1347


عمرم به سر رسید و خودش را نشان نداد 

گفتم کمی امان بده اما امان نداد 

عشق آمد و به سادگی از ما گذشت و رفت

دستی برای دلخوشی ما تکان نداد 

پرپر زدیم در همهی عمر در قفس

دستی به بال خستهی ما آسمان نداد

بهزاد نجفی/1368

 

هیچ یک از راهها وقتی به سمتت نیست، پس

بسپرم خود را به راهی، بیتفاوت، بهتر است

با نگاهی نفرتت را خوب فهماندی به من

راضیام، این از نگاهی بیتفاوت بهتر است

ایستادی، خندهای کردی پریشانتر شدم

بگذری گر گاه گاهی بیتفاوت بهتر است

مجید ترکابادی


ای که عکست درون چشمِ من است

در نگاهم دَمی نمیخوانی

برقِ عشقی به روشنایی روز

در کنارم کمی نمیمانی

میکُشد آخرم غم اینکه

دوستت دارم و نمیدانی

وحید عمرانی 1355ش 

نظرات کاربران
کد امنیتی