یک روز هم در پرسپولیس نوبت به من می‌رسد
گفت و گوی اختصاصی جیم با مالدینی فوتبال ایران:

یک روز هم در پرسپولیس نوبت به من می‌رسد

نویسنده : مازیار حکاک

«رضا شاهرودی» یکی از بازیکنان نسل طلایی فوتبال ایران و تیم 98 است. او که مثل بسیاری از چپ‌های فوتبال ایران قدرش خودش را نداست و پایان نافرجام داشت، این روزها به عنوان دستیار در کنار فرهاد کاظمی در تیم سیاه جامگان ابومسلم خراسان فعالیت می‌کند. با شماره 16 محبوب و با معرفت فوتبال ایران پیرامون تیم ملی 98، پرسپولیس و سیاه جامگان هم کلام شدیم که در ادامه می‌خوانید.

 

پرده اول؛ تیم ملی

 شما بدون اغراق خوش‌تیپ‌ترین و ستاره تیم 98 بودید؟

خب آن نسل، نسل طلایی فوتبال مان بود و اتفاقاتی که در مقدماتی جام جهانی 98 افتاد باعث شد، بازیکنان بین مردم محبوب شوند. لطف خدا بود که چهره متفاوتی داشتم نسبت به فوتبالیست‌ها، اما هیچ موقع غرور من را نگرفت و با این که همیشه تمیز و خوش‌تیپ بودم سعی نکردم از این موضوع خدای نکرده سو استفاده کنم.

 از رضا شاهرودی خوش‌تیپ مدت‌ها خبری نبود تا این که در بازی تیم منتخب 98 با تیم منتخب گیلان در زمین ظاهر شدید ولی حسابی اضافه وزن داشتید و از آن تیپ خبری نبود!

آره آن موقع 110 کیلو بودم. واقعیت این است که وقتی ما از فضای حرفه‌ای بیرون می‌آییم زود چاق می‌شویم اما سریع هم پایین می‌آییم. الان تمام هم دوره‌ای‌های من مثل علی دایی، منصوریان، استیلی و... آن تیپ قبلی را ندارند و فقط افشین پیروانی و کریم باقری بدن‌شان را حفظ کرده‌اند.

 برگردیم به همان مقدماتی 98، واقعا بازی ایران- استرالیا چه چیزی داشت که هنوز بعد از 20 سال نماد غرور و حماسه فوتبال ملی است؟

آن بازی، بازی عجیبی بود و فشار زیادی روی بازیکنان بود. من که آن بازی را بعدها می‌دیدم احساس می‌کردم فیلم را گذاشتند روی دور تند! «نعیم سعدوای» خیلی سرعتش بالا بود ولی دفاع چپ آن‌ها 10 متر نعیم را جا می‌گذاشت! سمت من هم آن دفاع راستی که در هامبورگ بازی می‌کرد، حضور داشت که آن هم داستانی بود. واقعا همه چیزی دعای خیر مردم بود، ضمن این که احمد عابدزاده فوق‌العاده بود. 

من از شما خواندم که گفته بودید بعد از آن بازی جلوی خانه شما صف کشیده بودند، واقعا این طور بود؟

نه تنها خانه ما بلکه خانه همه بازیکنان، من آمدم دیدم 10 هزار نفر جلوی خانه ما صف کشیده‌اند!

 چی شد که فوتبال این قدر از تب و تاب افتاده؟!

بله از تب و تاب افتاده. یک بخشی‌اش شاید به خاطر پول باشد. یک بخشی هم به این خاطر که بازیکنان بین مردم نسیتند و آداب معاشرت خوبی با مردم ندارند. من رضا شاهرودی اگر بروم در خیابان و یک پدری به بچه‌اش من را معرفی کند، می‌روم بچه را می‌بوسم و با پدرش خیلی گرم برخورد می‌کنم که این برود به 10 نفر دیگر هم بگوید شاهرودی همچنین آدمی بود. این در بین فوتبالیست‌های امروزی نیست یا خیلی کمرنگ است. آن نسل برای این خیلی محبوب بود که رابطه خیلی خوبی با مردم داشت و همه از جنس مردم بودند.

شما آن زمان حرف‌تان در تیم ملی خیلی برو داشت؟

من هیچ وقت دنبال باندبازی نبودم. همیشه اعتقادم این بوده که بازیکن باید برود خودش را قوی کند و حرف اول و آخر را در زمین بزند. برای همین همیشه اضافه و انفرادی کار می‌کردم که اگر هم حرفی می‌زنم من را به دلیل مسائل فنی نتوانند کنار بگذارند.

ولی ظاهرا چندین بار از خجالت علی دایی در امده بودید؟

یک بارش خیلی جدی بود که در ایتالیا با علی دایی حرفم شد که اگر الان بود آن کار را نمی‌کردم.

 می‌خواستند شما را برگردانند؟

بله. اما از آنجایی که من با همه بازیکنان خوب بودم و می‌جوشیدم. همه یکی و یکی پشت من درآمدند و گفتند اگر شاهرودی برود ما نیستم.

اصل داستان چه بود؟

ما به دستور ایویچ، تمرین 6 در مقابل 6 داشتیم که من روی پای دایی تکل کردم که ایشان به من فحش داد. آقای دایی هم می‌د‌اند تقصیر خودش است ولی درگیری فیزیکی داشتیم ولی زود بچه‌ها جدای‌مان کار کردند.

 خیلی از بازیکنان آن نسل موفقیت تیم ملی در جام جهانی را مرهون زحمات اویچ می‌دانند، شما هم همین اعتقاد را دارید؟ 

ببینید آقای طالبی و ذوالفقارنسب خیلی زحمت کشیدند ولی کل کارهای تاکتیکی و بدنسازی همه کارهای ایویچ بود. یکسری صحبت‌‌ها بود که بازیکنان 7 تا خوردند که ایویچ را بردارند ولی واقعا این طور نبود. ما صبح وزنه می‌زدیم و برای رسیدن به میزان دوندگی تیم‌های اروپایی 15 تا 200 متر می‌دویدیم که شاید به حرف راحت باشد اما خیلی سخت و توان زیادی از بازیکن می‌گرفت. 

 حیف شد شما در آن جام جهانی بازی نکردید؟

خب من یک روز قبل از بازی یوگسلاوی مصدوم شدم و نتوانستم بازی کنم.

 آن مصدومیت را هم که می‌گفتند حمید استیلی مقصرش بود؟

نه من مچ پایم کج روی زمین آمد و بعد حمید روی من افتاد. 

 

 پرده دوم؛ لژیونر شدن

 جزو بهترین‌های آن نسل بودید ولی به حق خودتان نرسید؟

بله کاملا قبول دارم. چراکه من دو سال از  بهترین روزهای فوتبالم را به خاطر عدم صدور itcام در تیم ترکیه‌ای از دست دادم. در قرارداد من با این تیم ترکیه‌ای بود که بازی‌ها تیم ملی را حتما 72 ساعت حضور داشته باشم اما آن‌ها اجازه نمی‌دادند. سر همین حق و حقوق به مشکل خوردیم و داستان من گره خورد. 

 چین را هم قرضی رفتید اما اصلا تجربه خوبی نبود؟

لیگ‌شان واقعا سخت بود و لیگ خوبی داشتند ولی از نظر غذایی من واقعا اذیت بودم. هر موجودی که حرکت می‌کرد آن‌ها می‌گرفتند و می‌خوردند. جدای از آن ما یک مربی داشتیم که بومی بود و اعتقادات عجیبی داشت. مثلا بعد مصدومیت به جای این که یخ بگذارند، ماساژ می‌دانند و گرم می‌کردند. بعد این پا ورم می‌کرد بیا و ببین. واقعا عجیب بودند.

 با این تیم چینی به تهران هم آمدید؟

بله من آنجا هم به دلیل مشکلات مالی تمرین نمی‌کردم اما این مربی من فهمیده بود که من در ایران هوادار دارم برای همین من را راضی کردند که بیایم برابر استقلال بازی کنم. آن بازی هم هواداران پرسپولیس برای من سنگ تمام گذاشتند.

قرار بود شما هم به هامبورگ بروید؟

بله در زمان جام جهانی بود. چون در آن زمان بعضی بازیکنان ایرانی که بوندس‌لیگا رفته بودند کارایی لازم را نداشتند صحبت‌شان این بود که باید در جام جهانی ببیند که من جزو 11 بازیکن اصلی تیم ملی هستم، که من مصدوم شدم و دیگر نتوانستم بازی کنم. حتی بازی آلمان هم با آمپول رفتم گرم کردم اما آن قدر درد داشتم نتوانستم بازی کنم و این شانس را هم از دست دادم.

 بعد از آن هم دعوت نشدید؟

من یک سال در چین بازی کردم. ولی خیلی اهل لابی نبودم. همان زمان بازیکنان زیادی بودند که بازی نمی‌کردند ولی به تیم ملی دعوت می‌شدند!

 

 پرده سوم؛ پرسپولیس

 بازی پرسپولیس را دنبال می‌کنید؟

بله به عنوان یک پرسپولیسی همیشه بازی‌های تیم را دنبال می‌کنم. ولی وقتی رقیب باشیم باید حرفه‌ای فکر کنم و تعصب را کنار بگذاریم.

 در پرسپولیس هم زیاد خوش شانس نبودید؟

 من 8 ماه به خاطر ابراز احساسات در دربی 2-2 سال 73 محروم شدم. در حالی که فقط برای تماشاچیانی که شاهرودی مالدینی می‌گفتند دست زدم. الان خیلی اوضاع بهتر شده و بازیکنان راحت هستند. زمان ما یک گردنبند می‌انداختی کلی داستان داشت. 

 کی به شما لقب مالدینی داد؛ یادتان هست؟

بله یک آقایی به نام «سعیدی جهانگیری» که یک تیم در دسته 3 دارد به من این لقب را دارد که دستش هم درد نکند. حالا من که خیلی مانده بشوم مالدینی ایتالیایی ولی در ایتالیا به او می‌گویند مالدینی شاهرودی!

 در آن بازی پرسپولیس به میلان توانستید به مالدینی این ماجرا را بگویید؟

من در بازی زود مصدوم شدم. سعی کردم بگویم ولی خیلی گرم نمی‌گرفت. گتوزو بهتر بود.

 شما نماد تعصب در بین پرسپولیسی‌ها هستید، چه شده که بازیکنان مثل گذشته به پیراهن وفادار نیستند؟

پول وارد شد و بعد از آن احترام‌ها برداشته شد. ما آن موقع به عشق مردم می‌جنگیدیم. علی پروین همیشه به ما می‌گفت می‌دانید چقدر مردم چشم‌شان به ساق پاهای شماست. همین جمله باعث می‌شد از جان و دل بازی کنیم. من یک بار کنار آقای کاشانی بودم بازیکن سر 10 میلیون رفت به تیم دیگری! من معتقدم پیراهن پرسپولیس به تنهایی 500 میلیون می‌ارزد. یعنی هر بازیکنی که می‌خواهد به پرسپولیس بیاید اگر یک میلیارد می‌ارزد باید نصفش را برای پرسپولیس بی خیال شود. اما متاسفانه الان این طور نیست ولی مردم این چیزها را خوب می‌فهمند.

 پرسپولیس این فصل را چطور می‌بینید؟

پرسپولیس خیلی موفق است و می‌تواند قهرمان شود. تازه اگر این تعطیلی‌ها نبود و پرسپولیسی‌ها می‌توانستند از موقعیت‌ها استفاده کنند الان با اختلاف در صدر جدول حضور داشتند. پرسپولیسی ببرد باعث افتخار ماست. نباید به این نگاه کنیم که برانکو خارجی است. چراکه پرسپولیس بهترین نتایج را هم با کروات‌ها گرفته است. 

دوست دارید به پرسپولیس برگردید؟

نوبت ما هم می‌شود. نوبتی شده انگار. نیمکت پرسپولیس خیلی با ارزش است و به نظر من باید آرزوی هر مربی باشد که روی نیمکت پرسپولیس بنشیند. ان‌شاءا... این اتفاق تو همین آینده نزدیک برای من هم می‌افتد.

 

 پرده چهارم؛ مربی‌گری

 شما در این چند سال به عنوان دستیار در تیم‌ها حضور داشتید، چرا مثل بیشتر هم‌بازی‌های خودتان، نفر اول و سرمربی نشدید؟

من اصلا بی احترامی به این دوستان نمی‌کنم چون بعضی‌های‌شان هم‌بازی‌های خودم هستند، اما در فوتبال ایران باید لابی‌ات قوی باشد که من لابی ندارم. این از یک بعدش است، یک بعد دیگر هم این است که دوست ندارم که یک روزی بیایم که خیلی زود هم از سرمربی‌گیری کنار بروم و نتایج ضعیف بگیرم. چون مربی‌گری با دنیای بازیکنی متفاوت است و خیلی باید تجربه بیشتر کسب کنی. من خیلی وقت است که دستیار هستم اما فکر می‌کنم یکی دو سال دیگر بتوانم سرمربی باشم که بتوانم نتایج خوبی بگیرم.

 دستیاری برای شما خوب بوده؟ چون در یزد خیلی زود درگیر حواشی شدید؟

بله با آقای پیروانی مقطعی در بافق یزد بودم. من فوتبال را دوست دارم اما اگر قرار باشد که به شخصیتم توهین شود، فوتبال را کنار می‌گذارم. در بازی که در اهواز داشتیم 5-6 تا تماشاگرنما به من بی‌احترامی کردند و فحش‌های خیلی بدی دادند که من هم تحملم نکردم. البته این دست اتفاقات این روزها در همه رشته‌های‌مان می‌افتد که قشنگ نیست. 

2- 3 سالی است که در کنار فرهاد کاظمی کار می‌کنید، کار کردن با ایشان چطور است؟ 

آقای کاظمی واقعا به روز است و من معتقدم شاید نصف مربیان ایرانی تاکتیک‌های ایشان را یاد نداشته باشند. ما الان می‌بینیم که ایشان ایستادن بازیکن و نوع پرس را آموزش می‌دهند. من بازیکن ملی بودم و با مربیان بزرگی کار کردم ولی چیزهای که آقا فرهاد در تاکتیک‌ها به بچه‌ها می‌گوید، من ندیدیم کس دیگری با این جزییات بگوید.

 

 پرده آخر؛ سیاه جامگان

 چرا در مشهد در هتل اقامت دارید؟

آقای کاظمی سال‌ها در این هتل رفت و آمد داشته‌اند. ما هم از وقتی قرارداد بستیم آمدیم در هتل هستیم. قرار شده برای‌مان خانه بگیرند، البته ما خودمان در هتل راحت‌تریم.

 لیگ امسال رو چطور ارزیابی می‌کنید؟

لیگ امسال، لیگ خوبی است اما تعطیلی در آن زیاد است. البته این تعطیلی برای تیم ما که 12 بازیکن را در نیم فصل از دست دادیم خوب بود و برای تیم‌هایی که به اوج رسیده بودند خوب نبود.

 تغییرات خیلی زیادی در نیم فصل داشتید و مردم مشهد خیلی نگرانند؟

الان وضع ما به لحاظ بازیکن خوب است اگر مسائل مالی هم حل شود من قطعا قول می‌دهم پایان فصل تک رقمی می‌شویم. تیم ما تیم تاکتیکی است و برای هر بازی برنامه مشخص داریم. آقای خطیبی در ابتدای فصل این تیم را بست و سلیقه خودش را داشت. البته ایشان چون بیشتر در تیم‌های لیگ یکی مربی‌گری کرده بیشتر بازیکنان فیزیکی بودند و به درد لیگ برتر نمی‌خوردند.  ما بازیکنانی که به دردمان نمی‌خوردند را تغییر دادیم و بازیکنان خوبی هم جایگزین شدند.

 بعد از اردوی ترکیه و بعد از تعطیلات سیاه جامگان نتایج خوبی گرفته، واقعا آن اردو چقدر موثر بود؟

ما اردوی خوبی داشتیم. تیم‌های ایرانی که آنجا می‌روند گاهی با مرغداری‌های ترکیه بازی می‌کنند اما ما چند حریف خوب را آنجا داشتیم و توانستیم به هماهنگی برسیم.

 ما در مشهد فرصت کمی به بومی‌ها می‌دهیم و از آن طرف بازیکنان مشهدی هم در تیم‌های مختلف پراکنده‌اند. واقعا در این شرایط لیگ می‌شود برای این موضوع کاری کرد؟

فرزاد زامهران، سعید واسعی و رضا شربتی بچه‌های مشهد هستند. من همیشه با آن‌ها جداگانه کار می‌کنم و می‌گویم شما چون مشهدی هستید باید بیشتر جوش این تیم را بخورید. واقعا جوان‌های مستعدی هستند اگر بخواهند می‌توانند به بهترین‌های ایران تبدیل شوند. رضا عنایتی الان با 40 سال سن جای دو تا بازیکن برای ما می دود، جوان‌ها باید از او یاد بگیرند. بومی‌ها باید جوری باشند که غیر بومی را هم نسبت به بازی خوب تهییج کند.

 از حمایت تماشاگران راضی هستید؟

اینجا برای من خیلی عجیب است مشهد تنها جایی است که مردم توجه کمتری به تیم‌شان دارند. من خودم هر جایی می‌روم استقبال زیادی از ما می‌شود اما اینجا این طور نیست. درست است که شرایط ورزشگاه آمدن سخت است اما باید بیشتر حمایت شود. الان روی نیمکت سیاه‌جامگان به غیر از من، مرتضی کرمانی‌مقدم، محمد مهدوی و در راس هم آقای کاظمی می‌نشیند که به لحاظ وزنه‌ای واقعا قابل اعتناست اما مردم آن طور که باید حمایت نمی‌کنند.

 زندگی در مشهد برای شما چطور است؟

من از قدیم مشهد دوستان زیادی داشتم. طرقبه و شاندیز می‌رفتیم. قدیم شیشلیک می‌زدم اما الان عاشق ماهیچه‌ام. 

 مردم هنوز شما را می‌شناسند؟

بله ما روز درمیان با آقای کاظمی حرم می‌رویم. در حرم یکسره از ما عکس می‌گیرند که البته این‌ها لطف خداست. ارتباط خوبی با مشهدی‌ها دارم و از شرایط راضی‌ام. 

نظرات کاربران
کد امنیتی