اندرحکایت ابن جیم و مریدان سیگاری
حکایت هفته

اندرحکایت ابن جیم و مریدان سیگاری

نویسنده : مهدیه جوادی-فرانک باباپور

 آورده‌اند که در زمان‌های قدیم، ابوجارچی ابن جیم خراسانی مکتب خانه‌ای داشت و کلیه مریدان در مکتب خانه او به تحصیل علم و دانش مشغول بودند. روزی از روزها استادنا خشمگین و به قصد کبود و سیاه کردن مریدان وارد مکتب شد. پس فلک و چوب را برداشت تا به سراغ مریدان برود. مریدان گفتند: یا استاد، رسم جوانمردی نباشد که ما را بی دلیل بزنی. ابتدا برای زدن ما دلیل بگو. ابن جیم گفت: «چون مشقاتون رو ننوشتید.» مریدان فی الفور دفترها باز کردند و مشق‌های خوش خط و دو رنگ و تمیز تحویل پیرنا دادند. ابن جیم چون دید مشق‌ها ایرادی ندارند گفت: «چون موهاتون بلنده باید کتک بخورید.» مریدان جملگی کلاه از سر برداشتند و کله‌های تاس‌شان یکی پس از دیگری نمایان شد. ابوجارچی که دید از این طریق هم نمی‌تواند به مریدان گیر بدهد. گفت: «اصلا چون علی‌اکبر سیاری معاون بهداشت وزارت بهداشت گفته: ۵١‌ درصد دانش‌آموزان تهرانی قلیان و ٣١‌درصد آن‌ها سیگار می‌کشند.»

و ابن جیم چون جمله را به پایان برد، قبل از این‌که مریدان چیزی بگویند، یک یک آن‌ها را با چوب چونان بزد که جملگی کتلت شدند.

چون استادنا چوب بر زمین گذاشت یکی از مریدان که نیمه جان بود گفت: یا خفن؛ تنبیه بدنی در مکتب باب است قبول، تو سادیسم داری و ما کتک خورمان ملس است قبول، آمار تهران را به ناف ما می‌بندی قبول، ولی به جان مادرم هنوز سیگار اختراع نشده!

ابن جیم چون این موضوع شنید، سخت اندوهگین شد و کرده خود پشیمان گشت و برای جبران اشتباه خویش فی‌الفور کارخانه سیگاری احداث نمود و از آن پس با خیال راحت مریدان را فلک می‌کرد!

نظرات کاربران
کد امنیتی