مقدمه‌ای که از خود متن مهم‌تر است
jeem.ir

مقدمه‌ای که از خود متن مهم‌تر است

نویسنده : مدیر سایت

مقدمه مطلب بعد از تیتر مهم‌ترین قسمت مطلب به شمار می‌رود. خواننده، تیتر مطلب شما را می‌بیند و جذب آن می‌شود، رویش کلیک می‌کند و شروع به خواندن مقدمه آن می‌کند. اگر مقدمه کشش لازم را داشت؛ به احتمال زیاد خواننده تا ته مطلب می‌رود، ولی اگر مقدمه به جای جاذبه، دافعه داشت؛ خیال‌تان راحت که یک نفر هم مطلب شما را تا ته نمی‌خواند.

 

یار مرا می‌کشد

i_banu69

تاریخ انتشار: 10/11/94

ساعت: 13

توی بین الحرمین نشسته بودم روی زمین. همان‌طور که بهت زده داشتم به دو حرم نگاه می‌کردم یک جوان بور مو طلایی با همسرش نشستند کنار من. به چشم‌های آبی هردوی‌شان خیره شدم و به این فکر کردم که ارباب عاشقانش را از کجاها به سمت خود می‌کشاند. پسر خیلی شمرده و ابتدایی حرف می‌زد تا بفهمم. گفت از انگلیس است. گفت از عزاداری شیعیان در منچستر بی‌تاب شده. گفت که وحشت و خطر عراق و داعش را به جان خریدند. گفت حسین و راهش را دوست دارد. یاد وهب نصرانی افتادم که هیچ‌وقت تا آخر دنیا تمام نمی‌شوند.

به روحانی کاروان‌مان گفتم. بردشان حرم. بردشان تا حضرت عشق را ببینند. بعد دختره چشم آبی گفت خدا را شکر که من و همسرم و شما و همه دوستان حسین(ع) از میان این همه راه بی‌پایان و ابتذال به حسین رسیدیم. حرفش داغم کرد. عشق حسین سفید و سبزه ندارد. خون است در رگ‌های عاشقانش.

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – یار مرا می‌کشد

 

چه چیزی بهتر از محبوب شدن

f_ramezanali

تاریخ انتشار : 15/11/94

ساعت: 18

خیال کنید من یک نویسنده بزرگ شوم و دوستانم هم نویسنده‌های معروفی باشند. آن وقت امکان دارد من حجم عظیمی نوشته درباره خودم و مهربانی‌هایم داشته باشم. ممکن است نویسنده‌های متفاوتی از من نوشته باشند و من پر از لبخند شوم. اما، نویسنده معروف بودن کمی تفاوت دارد، چون تو مطالبی در مجلات مختلف چاپ کرده‌ای... کمی حرفه‌ای ترش می‌شود فیلنامه‌های عجیب و فوق‌العاده‌ای نوشتی که فیلمش معروف شده است. اما کسی تو را نمی‌شناسد، همه کارگردان و بازیگران فیلم را می‌شناسند، آخرش این است که ممکن است آدم‌ها در تیتراژ فیلم اسمت را دیده باشند که تازه آن هم که چیزی نیست، تو معروف نمی‌شوی. در خیابان مردم روی سرت نمی‌ریزند که عکس بگیرند؛ چون موقع راه رفتن اسمت را که روی پیشانی‌ات حک نکرده‌اند، مردم چهره‌های معروف را می‌شناسند و نه نویسنده‌های معروف. نویسنده‌ها کمی غریب‌ترند در این معروفیت‌ها.

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – چه چیزی بهتر از محبوب شدن

 

گل عشق

PDrAM

تاریخ انتشار : 15/11/94

ساعت: 18

غزل تازه برایش نکنم دم چه کنم!؟ / صبح و شامم نکنم ذکر تو هردم چه کنم!؟

در نمازم به تو از یار نگویم، چه کسی!؟ / می‌خرد بغض و غم و آه دمادم، چه کنم!؟ 

تو مرا از گل عشق خلق نمودی ز چه رو / هر که بوی تو دهد می‌کشد آدم، چه کنم!؟

تیر آخر به خشاب و من مجروح و عدو / شهر پشتش به من و خط مقدم، چه کنم!؟

«ان اکون لک عبدا» و «اتوب» چه کنی!؟ / «من تقدم  الی شبرا، اتقدم» چه کنم!؟

شاعرم جز غم ایام و خدا یاری نیست / گر براند، ز درش مونس و همدم چه کنم!؟

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – گل عشق

 

خدا هست

سلیمان حسنی

تاریخ انتشار : 13/11/94

ساعت: 16

تا هست ‌خداوند٬ مرا نیست‌ غمی 

ما را نَبُود هراس از هیچ کمی 

تا هست نَفَس به نام او می‌آید 

بی اذن خدا نباشدم آه و دمی 

چشمِ ‌همه ‌جهان ‌به ‌بخشندگی‌اش 

در راهِ خدا، کاش بُوَد هر قدمی 

درکارِ جهان گذر زِ ما و من کُن 

دنیا که فقط نیست برای شکمی 

باشد چو زِ ما رضا، به کُلِّ عالَم 

ما را چه ‌نیازیست ‌به‌ حور و صنمی 

تا یادِ خدا در دلِ حامی پیداست 

پیدا نشود به کارِ او، پیچ و خمی

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – خدا هست 

نظرات کاربران
کد امنیتی