اندر حکایت مریدان و درس خواندن

اندر حکایت مریدان و درس خواندن

نویسنده : ایمان فروزان نیا - محمد حسین وکیلی

روزی مریدان خدمت ابوجارچی ابن جیم خراسانی رسیدند و گفتند حال که ایام امتحانات تمام شده و ترم جدید شروع گشته ما را پندی بده تا در ما نفوذ کند. استادنا گفت دو راه دارید، یا درس می‌خوانید و قبول می‌شوید یا مردود. اگر قبول شدید که هیچ، ولی اگر مردود شدید دو راه دارید. یا ولگرد می‌شوید یا می‌روید دانشگاه «مازاد». اگر ولگرد شدید که هیچ، اما اگر رفتید دانشگاه مازاد، دو راه دارید. یا بابای پولدار داشته باشید تا خرج دانشگاه را بدهد، یا بابای فقیر. اگر بابای پولدار داشتید که هیچ، اما اگر بابای فقیر داشتید دو راه دارید. یا وام دانشجویی می‌گیرید یا از غصه معتاد می‌شوید. اگر وام گرفتید که هیچ اما اگر معتاد شدید باز هم دو راه دارید. یا ترک می‌کنید یا مجبور می‌شوید توی جوق‌های آب جنوب تهران زندگی کنید. اگر ترک کردید که شکر خدا، اما اگر رفتید توی جوق، باور کنید باید سبزی و صیفی‌جات بخورید. حالا یا درس بخوانید یا بروید صیفی‌تان را بخورید»

مریدان که تا این‌جا به حرف‌های پیرنا گوش می‌دادند و پرسیدند: یا خفن مگر صیفی چه ایرادی دارد؟!

ابن جیم گفت: «استادنا پرفسور محمداسماعیل اکبری رئیس مرکز تحقیقات سرطان دانشگاه شهید بهشتی‌ گفته‌: فاضلاب جنوب تهران که برای صیفی‌کاری و آبیاری زمین‌های کشاورزی به کار می‌رود، به فضولات انسانی آغشته است و این آب آلوده‌ترین آب جهان است» 

مریدان با شنیدن این حکمت نعره‌ها زدند و رفتند مثل بچه‌ آدم درس خواندند و جملگی بیست گرفتند!

نظرات کاربران
کد امنیتی
تبلیغات
تبلیغات