اثری از یک شاهکار نویس
جاکتابی

اثری از یک شاهکار نویس

نویسنده : زهیر قدسی

«لئو نیکلایویچ تولستوی» را پيامبر نويسندگان ناميده‌اند. خالق شاهكار بي‌بديلي چون «جنگ و صلح» كه در آن حدود 600 شخصيت با دقت توصيف شده‌اند. همچنين نويسنده رمان تاثیرگذار «آناكارنينا» كه تا كنون چند بار از آن اقتباس سينمايي شده و البته به اعتراف خوانندگان اين رمان، همه اين اقتباس‌ها در انتقال زيبايي و جزئيات داستان ناكام بوده‌اند. رمان «رستاخير» شايد سومين اثر مشهور او باشد كه مضمون مشتركي با كتاب اين هفته جاكتابي دارد. اين‌كه چرا او را پيامبر نويسنده‌ها خوانده‌اند البته احتمالا تنها به اين مرتبط نباشد كه او در قله‌اي از شهرت در كنار ديگر نويسندگان ايستاده (آن هم در مهد نويسندگان جهان كه روسيه باشد) او زندگي پر فراز و نشيبي را گذرانده و تجربه‌هاي مختلف و حتي متضادي را در كارنامه خود دارد، ليكن آخر كار زهد و پارسايي بسياري پيشه مي‌كند. به عنوان يك زمين‌دار بزرگ در كنار دهقانان كار مي‌كند.

 

درباره داستان

«شيطان» يكي از داستان‌هاي نه خيلي بلند اين نويسنده روسي است. شايد از آن‌هايي باشيد كه از خواندن اسم‌هايي روسي در داستان كلافه مي‌شوند اما اين داستان تعداد شخصيت‌هايش چندان نيست كه گيج و سردرگم شويد. داستان اين‌گونه آغاز مي‌شود: شخصي به نام يوگني پس از فوت پدرش كه زمين‌دار بزرگي بوده، شهر را با تمام امكانات و فرصت‌هاي درخشانش ترك مي‌گويد به ساماندهي زمين‌ها و مال اموال پدر مي‌گذارند. پدري كه اين آخر عمري بيش از گذشته مشغول خوش‌گذارني بوده و كلي بدهي براي فرزندانش به ارث مي‌گذارد!  يوگني از هر لحاظ قابل احترام است، اما در اين كنار گرفتار وسوسه‌هاي جواني مي‌شود و زندگي‌اش دچار ناآرامي‌هاي وجدان و اخلاق مي‌شود. داستان از لحاظ روايي بسيار ساده و روان است؛ اما تولستوي ترجيح مي‌دهد براي آخر داستان، دو پايان‌بندي در نظر بگيرد.

 

يك گاز از كتاب

دو جور زندگي براي من ممكن است. يكي آن‌كه با ليزا شروع كردم، زندگي، خدمت و اداره ملك و فرزندداري همراه با احترام مردم. اگر اين زندگي را مي‌پسندم جايي براي ستپانيدا نيست. بايست همان‌طور كه گفتم او را از اينجا دور كنم يا از ميانش بردارم، بايد كه او نباشد... زندگي ديگر همين است...

 

مشخصات كتاب:

عنوان: شيطان

نويسنده: لئو تالستوي

ترجمه: سروش حبيبي

نشر: چشمه

تعداد صفحه: 93

قيمت پشت جلد: 7000 تومان

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
مینیمال

مینیمال 535

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧