اولا جوگیر نشویم! ثانیا...
محرمانه مستقیم

اولا جوگیر نشویم! ثانیا...

نویسنده : زهرا خنداندل

7-6 ساله بودم و برای تفریح به همراه خانواده رفته بودیم پارک که یکی از بازیگران محبوب آن زمان به همراه همسر و دو دختر بچه‌اش به پارک آمده بودند. هنوز این بنده خدا به ورودی زمین بازی نرسیده بود که مردم حسابی دوره‌اش کردند، آن موقع‌ها تلفن همراهی که عکس هم بگیرد نبود و همه به دنبال قلم و کاغذ بودند تا از این آقا امضا بگیرند، خوب یادم است که آقای بازیگر به همسرش اشاره کرد تا بچه‌ها را ببرد سمت زمین بازی و خودش هم کمی بعدتر غیبش زد! چند وقت پیش هم که تیم پرسپولیس از فرودگاه مشهد پرواز داشت، طرفداران این بازیکنان در مسیری که این‌ها می‌دویدند تا فرار کنند از دست طرفداران، به قدری فشارشان می‌دادند تا مجبور به ایستادن شوند و با آن‌ها عکس بگیرند که فکر می‌کنم خستگی طی کردن این مسیر 5 دقیقه‌ای بیشتر از خستگی کل بازی 90 دقیقه‌ای بود! حتی یکی از بازیکنان داد می‌‌زد: «داداش تو رو قرآن از گردنم آویزون نشین! باشه... باهاتون عکس می‌گیرم!» و تازگی‌ها هم که کلیپ فرار بازیگران از استقبال شدید مردم مشهد در یک مجتمع تجاری حسابی در فضای مجازی در حال دست به دست شدن است. البته نوشتن از این نوع استقبال‌ها اتفاق جدیدی نیست و بنده هم حرف جدیدی ندارم، اما بالاخره ما هم خبرنگاریم و سوال‌هایی ایجاد می‌شود؛ مگر سلیبریتی‌ها چه مشخصه خاصی دارند که باید این همه به آن‌ها چسبید؟ شفا می‌دهند؟ معجزه می‌کنند؟ هاله نور در اطراف‌شان هست؟ و یا اصلا اینکه اگر عکس‌مان در کنارشان توی صفحات اجتماعی به عنوان یک آدم معمولی که هیچ کار خاصی هم با آن‌ها نداشته است و در میان سیل جمعیت و با خستگی که در چهره آن‌ها داد می‌زند به همراه لبخند حاصل از ذوق‌زدگی ما، نشر پیدا کند، چه می‌شود؟ برای‌مان اعتبار می‌آورد؟ 

حتی عکس‌های معمولی که از سلیبریتی‌های اروپایی منتشر می‌شود را اگر نگاه کنیم، می‌بینیم که طرف درحال خرید است و هیچ کس هم کاری به کارش ندارد و حتی عکاسی هم که می‌خواسته از این خرید یک سوژه پیدا کند عکسش را گرفته و رفته است. همین‌طور در خیلی از فیلم‌هایشان می‌بینیم که آقای یا خانم معروف نشسته است پشت یک میز و هواداران پس از اجرای برنامه یا قبل از آن در یک صف مرتب می‌آیند از آن‌ها امضا و عکس یادگاری می‌گیرند. نکته مهمی که در این بین وجود دارد این است که ما با استقبال از کار، هنر، خلاقیت یا حتی چهره‌ هنرمندان و بازیگران، آن‌ها را بالا می‌بریم و این چیزی است که در همه دنیا اتفاق می‌افتد. ولی بعضی از همین‌ها وقتی با حمایت مردمی به شهرت و محبوبیت می‌رسند آن چنان خودشان را می‌گیرند و به احساسات هوادارانشان بی‌محلی می‌کنند که انگار نه انگار تا چندی پیش یک آدم ناشناخته بوده‌اند مثل بقیه مردم. یا از بعضی‌هایشان که به عنوان الگو قبول‌شان کردیم و تیپ و قیافه‌مان را هم سعی می‌کنیم به شکل آن‌ها دربیاوریم، عکس‌ها و فیلم‌هایی در می‌آید که شرمنده می‌شویم بگوییم ما یک روزی طرفدار این بنده خدا بودیم! قبول دارم همه اقشار خوب و بد دارند ولی باید قبول کنیم گویی برای بعضی از اقشار خوب بودن وظیفه است و اگر چیز بدی از ایشان منتشر شود، ضرب در میلیون شده و تاثیرگذار می‌شود. به نظرم وقتی که در شرایط برخورد با یک سلبیریتی قرار می‌گیریم اولا نباید جوگیر شویم و ثانیا باید با خودمان بیاندیشیم؛ آخر این همه هیجان و ابراز احساسات چه چیزی برای او و چه چیزی برای ما وجود دارد؟ 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
نگاهی به « انتقام جویان: جنگ اینفینیتی» به بهانه اکران بزرگترین پروژه سینمایی «مارول»

بزرگترین گردهمایی تاریخ ابرقهرمان‌ها

٩٧/٠٢/٢٧
آنتن

ما هم نازک!

٩٧/٠٢/٢٧
درباره «پلنگ سیاه»، فیلمی که در گیشه‌های دنیا عجیب و غریب می‌فروشد

ابرقهرمان بفروش و نچسب

٩٧/٠٢/٢٧
شاخ هفته

ای تو نگهبان من

٩٧/٠٢/٢٧
نگاهی به پرونده قلدری‌های آمریکا در چند قرن اخیر به بهانه خروج ترامپ از برجام که البته اتفاق عجیبی هم نبو

قلدرامپ

٩٧/٠٢/٢٧
درباره درخشش بانوان فوتسالیست ایران در آسیا؛

قهرمانان وطن

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

جامعه‌شناسی تدفین و چیزهای دیگر...

٩٧/٠٢/٢٧
جانونی

تقدیم به جناب خرما... با احترام

٩٧/٠٢/٢٧
راهکارهایی برای تنفسِ جان، به بهانه آمدن ماه رمضان

هوای تازه برای ریه‌های روح خسته

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک ایران، یک صدا

٩٧/٠٢/٢٧

تقریبا هیچ!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

یک حقیقت مرگبار

٩٧/٠٢/٢٧
ساختنیجات

جالباسی، از تولید به مصرف

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

دعوت شدگانیم...

٩٧/٠٢/٢٧
گفت‌و‌گو با دروازه‌بان تیم ملی فوتسال بانوان ایران

لژیونر شدن ما خیلی محال است

٩٧/٠٢/٢٧
تا جامِ جهانی

یک ایرانی بین خوش‌تیپ‌ترین بازیکن‌های جام‌جهانی2018

٩٧/٠٢/٢٧
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و انبار پر خودروسازان

٩٧/٠٢/٢٧
چهره هفته

شهردار تهران

٩٧/٠٢/٢٧
پایان نامه

لوبیا، گلابی و غوطه‌ای که نخورد!

٩٧/٠٢/٢٧
یادداشت

من از شما می‌پرسم: آیا مشکل ما این است؟

٩٧/٠٢/٢٧