پولي‌که ‌خرج اتينا مي‌شود
گزارش ميداني از جوان‌ها و دخل و خرجشان قبل از هدفمندي‌يارانه‌ها!

پولي‌که ‌خرج اتينا مي‌شود

نویسنده :

کمي مانده به پايان سال 88 بود که بانک مرکزي ايران سر در آمار اقتصادي سال 87اش کرد و اعلام نمود که با احتساب درآمد و مخارج؛ دخل و خرج خانوارهاي ايراني باهم نمي‌خواند. مدعاي اين حرف بانک هم حدود 19 هزار تومان خرجي بود که از مدخل درآمد خانواده‌ها سرريز شده بود! البته اين بانک به نحوه خرج کردن درآمدها توسط خانواده‌ها هم اشاره کرده بود که براساس آن از کل هزينه‌هاي ناخالص هر خانوار ايراني‌، حدود 1/33 درصد صرف هزينه «مسکن، آب، برق، گاز و ساير سوخت‌ها»‌ شده، 8/23 درصد به مصرف خريد و تهيه «خوراکي‌ها و آشاميدني‌ها» رسيده و 6/11 درصد هم براي «حمل و نقل (و جابه‌جايي)» خرج شده است. علاوه بر اين 3 گروه عمده هزينه‌ها، موارد ديگري هم در مخارج هر خانوار سهم داشته‌اند که شامل هزينه «پوشاک و کفش» با 6/4 درصد سهم، هزينه «لوازم، اثاث و خدمات مورد استفاده در خانه» با 5 درصد سهم، «بهداشت و درمان» به ميزان 5/4 درصد، «ارتباطات» با 6/2 درصد، «تفريح و امور فرهنگي» با 4/2 درصد، «تحصيل» با 3/2 درصد، «رستوران و هتل» با 2/2 درصد، «دخانيات» با 4/0 (4 دهم) درصد و بالاخره «کالاها و خدمات متفرقه» با سهمي معادل 5/7 درصد مي‌شوند.اين وسط البته به سهم پس‌انداز و سرمايه‌گذاري‌هاي کوچک اما بلند‌مدت که هم مي‌توانند آينده افراد را تضمين کرده و هم کمکي اگر چه کوچک اما مؤثر به اقتصاد کشور باشند، نشده است. دراين بين يارانه‌ها‌ موضوعي است که بحث بر سر آن‌، نبض اقتصاد ايران را براي يک ماهي به تندتر تپيدن واداشته است. شايد آن چيزي که بيش از همه موضوع يارانه‌ها را به تيتر اول روزنامه‌ها و خبرگزاري‌ها و حتي سوژه داغ گپ‌هاي معمول روزانه بدل کرد، گره خوردن اين کلاف تو‌در‌تو با زندگي اقتصادي خانوارهاي ايراني بود، طوري که بسياري از تصميم‌هاي مسئولان در پشت درهاي بسته دولت و مجلس، خيلي قبل‌تر در ايستگاه‌هاي اتوبوس يا در صندلي عقب تاکسي‌ها به قضاوت مردم گذاشته شده بود و شايد همين قضاوت مردمي باعث شد تا درختي که خوشه‌هايش خانوارهاي ايراني بودند و باغبانش دولت نهم و دهم، همچنان فرصت سر از خاک برآوردن پيدا نکند.حالا که با اعلام و واريز کيفيت خرج کردن و نبود مهارت در مهار برخي هزينه‌ها عامل مهم در گرو ماندن هشت افراد در چنگ نه آن‌ها است، بر آن شديم به سراغ جوان‌هايي برويم،‌ تا ببينيم اوضاع دخل و خرج‌شان چه‌طور پيش مي‌رود و چه‌طور جلوي نشتي کيف و جيب‌شان را مي‌گيرند،‌ يا واضح‌تر بگوييم اصلا پولي هست که جيگر خرج کردن آن را داشته باشند!

به اميد يک شلوار تازه‌تر
مسعود يکي از جوان‌هاي اين شهر است مثل خيلي از آن‌ها مشغول گذراندن دوران شيرين سربازي است. او،‌ سرباز بودنش را دليل واضح براي درگير نشدنش با مسائل اقتصادي مي‌داند اما در عين حال معتقد است: اين روزها زندگي از نظر اقتصادي حتما سخت‌تر از روزهاي ديگر است. مخصوصا براي يکي که مثل من سرباز باشد و مثل من کمي ‌ولخرج که اگر ولخرج هم نباشد بازهم اين وضعيت چنگي به دل نمي‌زند. او به مسائل اقتصادي يک سرباز اشاره مي‌کند و مي‌گويد: يک سرباز به‌طور ميانگين 35هزار تومان حقوق مي‌گيرد که اگر خيلي پايين بياد مي‌شود 30 و اگر خيلي رشد داشته باشد از 40هزار تومان تجاوز نمي‌کند و اين يعني روزانه هزار و 166تومان درآمد! اين مبلغ کمتر از نيمي‌از کرايه مسيري است که من هر روز طي مي‌کنم تا به پادگان برسم. مسعود 21 ساله که مثل همه پسرها به ظاهر خودش هم اهميت مي‌دهد،‌ از قيمت‌هاي سرسام‌آور پوشاک مي‌نالد و مي‌گويد: وقتي قيمت يک شلوار معمولي کمتر از 25هزار تومان نيست پس طبيعتا بايد تا مدتي که بيکار هستيم فکر خريد شلوار را از سر بيرون کنيم، همين‌طور کفش و اين دست اقلام را! حتي فکر شارژ اينترنت يا تعمير موبايل و کامپيوتر را که البته پرداخت قبوض موبايل را هم با اين وضعيت بايد فاکتور گرفت.خلاصه کلام اين‌که کسي که سرباز است و منبع درآمد ديگري ندارد و اميدي هم به دست پدر نيست فعلا بهتر است قيد خيلي از چيزها را بزند تا سربازي تمام شود و شايد شغلي پيدا شود و بشود يک شلوار خريد!

کارنامه اعمال در دست چپ
مجيد يکي ديگر از سوژه‌هاي گزارش ماست. او که 28 سال سن دارد و به تازگي از زير بار هزينه‌هاي گزاف عروسي کمر راست کرده،‌ يک‌راست بحث را به فيش حقوقي‌اش مي‌کشاند و مي‌گويد: شايد کمي‌عجيب به نظر برسد،‌ اما حکايت گرفتن فيش حقوقي اين روزها، حکايت عجيب و غريبي دارد. درست مثل گرفتن کارنامه اعمال است! به بعضي‌ها، اين کارنامه اعمال را به دست راست‌شان مي‌دهند و به خيلي‌هاي ديگر هم اين تکه کاغذ را از پشت سر!‌ به دست چپش‌شان تحويل مي‌دهند. حکايت من، که از شمار بي‌‌شمار جوان‌هاي آينده‌ساز اين مملکت گل و بلبل هستم نيزهمين است، کارنامه اعمال من را هم به دست چپم مي‌دهند. آن هم از پشت سر. حساب و کتاب اين کارنامه اعمال هم خيلي دقيق است و به قول معروف، «مو لاي درزش نمي‌رود». اين کاريکاتوريست جوان که دست از سر فيش حقوقي‌اش بر نمي‌دارد و دل پري از آن دارد ادامه مي‌دهد: با اين‌که مقولاتي مثل «حق مسکن» و «ترميم حقوق» و «خواربار» هم در کارنامه اعمالم پيدا مي‌شود، ‌اما هر چه فکر مي‌کنم؛ مي‌بينم از 350 هزار توماني که بابت اجاره خانه هر ماه به صاحب خانه محترم مي‌دهم گرفته تا هزينه‌هاي سرسام‌آوري که به پاي قبض آب و برق ‌گاز و تلفن ثابت و تلفن‌همراه و شارژ ساختمان و چه و چه مي‌پردازم،‌ هيچ‌کدامشان با دخل و خرجم نمي‌خوانند. شايد با خودتان بگوييد: «خب کمتر مصرف کن!» باور بفرماييد در حالتي که اصلا مصرف نمي‌کنيم! هزينه قبوض ياد شده سر به فلک مي‌گذارد. راستي اين را نگفتم،‌ در کارنامه اعمال من، مقابل واژه حقوق پايه عدد 3 ميليون و 30‌هزار‌ريال ثبت شده است، ‌به عبارتي ديگر همان300 هزارتومان خودمان-اگر سرراستش کنيد- جمع چيزهاي ديگري مثل «بن کارگري» و «کارانه» و «اضافه کاري» را هم که اضافه کنيد با مقولاتي مثل «حق مسکن» و «حق خواربار»،‌ جمعش مي‌شود 400 هزار تاي ناقابل که با احتساب کسورات مختلف، عددي که جلوي واژه «جمع پرداخت‌ها»ي کارنامه اعمالم ثبت شده، اين است: 3 ميليون و 600هزار ريال! ‌650 هزار تومان هم بدهکاري! با خودم فکر مي‌کنم چه خوب است که ما اين يارانه‌هاي هدفمند را هم به صورت نقدي دريافت مي‌کنيم و هر ماه مبلغي معادل 15هزار تومان دستمان پيش است!

حذف يارانه قبل تحول اقتصادي يعني فقر!
محسن فوق‌ليسانس علوم سياسي است و ترجيح مي‌دهد به جاي بيان ريز مخارجش،‌ علمي‌تر صحبت کند. او 26 سال دارد و چند سالي است که در حوزه اقتصاد رسانه‌ مشغول به کار است. محسن مي‌گويد: اصلاح و پيشرفت اقتصادي هر مملکتي از دو راه کلان و خرد امکان‌پذير است؛ يا با آزاد‌سازي اقتصادي و خصوصي‌سازي گسترده در عرصه کلان يا سياست توزيعي مثل همين يارانه‌ها و امکان رشد اجتماعي! اما سؤال اين‌جاست که آيا مي‌توان گفت هدفمند‌کردن يارانه‌ها باعث بهبود شرايط اقتصاد ايران مثل کشورهاي ديگر نظير ترکيه مي‌شود؟ در واقع هم اکنون در حالي که درگير تحريم‌هاي بين‌المللي هستيم و ارتباط مناسبي با دنيا نداريم و به علت قديمي ‌بودن تکنولوژي (هيچ کشوري به ما تکنولوژي نمي‌دهد)، يارانه‌ها تبديل به عاملي براي جبران وضع ناکارآمد اقتصادي ايران شده است به عبارتي حذف يارانه‌ها به علت اين‌که قبل از اين است که تحولاتي در حوزه کلان اقتصادي انجام شده باشد باعث افزايش هزينه‌هاي زندگي مردم مي‌شود و در نهايت بخشي از طبقه متوسط ايران را به کام فقر مي‌برد.

اين روزها همه از يارانه‌ها مي‌گويند، شما چه‌طور!
کي فکرش رو مي‌کرد که يک روز قبوض آب و برق و گاز و... يکي از داغ‌ترين بحث‌هاي روز و شب هر محفلي شود. اين را ابراهيم مي‌گويد. او که دانشجوي رشته عکاسي است و از قضاي روزگار در طراحي و گرافيک هم سررشته دارد مي‌گويد: با توجه به اين‌که حداقل روزي 10بار کلمه يارانه‌ها با حواس پنج‌گانه ما در ارتباط است و من تازه به جرگه تکامل يافته‌هاي انساني (‌منظور همان ازدواج خودمان است) پيوستم بر اين شدم که از اين شرايط به وجود آمده که براي عده‌اي تهديد به حساب مي‌آيد فرصتي بسازم و با استراتژي مديريت بر بحران به جنگ با شرايط پيش رو بروم! او که جزو معدود جوانان شادمان جامعه به حساب مي‌آيد مي‌گويد: روزي که ازدواج کردم ماهي 13 هزار تومان حقوق دريافت مي‌کردم، آن هم در سربازي! اولين روزهايي که از خدمت آمده بودم دو شيفته کار مي‌کردم و ماهي 130 هزار تومان بالاترين حقوق دريافتي‌ام بود. او که 3 سال از دوران سربازي‌اش گذشته و 3 شيفت کار مي‌کند ادامه مي‌دهد: به يک عدد ميانگين براي هزينه‌هاي زندگي مشترک دست يافته‌ام که تقريبا ماهي يک ميليون و 700 هزار تومان است. اين جوان 25 ساله‌ ما که خود را خيلي موفق مي‌داند خاطرنشان مي‌کند: بيشتر روزم را در يک اداره مي‌گذرانم که به طور متوسط ماهانه 500 هزار تومان حقوق دريافت مي‌کنم و يک شرکت کوچک با ميزان درآمد ماهانه 800 هزار تومان و مشاور هنري چند سازمان و مؤسسه که به صورت متوسط 300 هزار تومان در ماه مي‌شود که با توجه به اجاره منزل 250 هزاري و قسط‌هاي خريد مسکن در حال ساخت 300 هزاري و قسط براي وام مخارج ازدواج 400 هزاري رقم مناسبي به نظر مي‌رسد. اما بيمه خدمات درماني و بيمه عمر و هزينه موبايل و کرايه ماشين و... تقريبا ماهي 150 هزار مي‌شود به همراه هزينه دانشگاه من و همسرم و کتاب و مجله‌اي که مي‌خريم هم متوسط 150 هزار تومان. هزينه نيروهاي شرکت و اجاره مکان هم ماهي 300 هزار تومان هم در ادامه اين‌هاست و آخر هم مانديم با هزينه‌هاي منزل که با توجه به مهمان‌ دوست بودنمان ماهي 200 هزار تومان مي‌شود. او همچنان با شادي مضاعف از زندگي هدفمند خود سخن مي‌گويد: از روزي که تصميم بر آن شد که يک زندگي را تأمين کنم با اين انديشه شروع کردم که هر روز بايد از روز قبلم بهتر باشد. با هدف‌گذاري و برنامه‌ريزي‌هاي ماهانه مستمر جهت تغيير شرايط توانستم از يک بحران مالي به يک شرايط ايده‌آل زندگي برسم.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨