افسردگی، نا امیدی، پوچی و دیگر هیچ!
نگاه به دلایلی که انسان را به سمت خودکشی سوق می‌دهد؛ در گفت‌گو با دکتر اصغری‌نکاح

افسردگی، نا امیدی، پوچی و دیگر هیچ!

نویسنده : مریم شیعه زاده

در همه جای دنیا «خودکشی» یک مسئله و برچسب منفی و یک موضوع چند بعدی محسوب می‌شود. مسئله‌ای که در گفت‌و‌گو با دکتر سیدمحسن اصغری‌نکاح، عضو هیئت علمی دانشکده روانشناسی دانشگاه فردوسی؛ به بخش‌هایی از آن پرداخته‌ایم. بخش‌هایی نظیر خودکشی در سنین پایین، علائم افراد مستعد خودکشی و بررسی آمار خودکشی که به گفته ایشان در دهه اخیر افزایش یافته‌است.

 

چه کسانی بیشتر در معرض خودکشی هستند؟ 

مطمئنا همه افراد در معرض این آسیب هستند اما این آسیب برای کودکان و نوجوانان جدی‌تر است. آن‌ها به حمایت خانواده نیاز دارند و به نوعی توانایی تفکر مستقیم را ندارند. به علاوه در آستانه نوجوانی و بلوغ افراد دچار نوعی آرمان‌گرایی می‌شوند و درگیر بازسازی ارزش‌های زندگی و تفکر فلسفی می‌شوند که اگر به آن‌ها درست پاسخ داده نشود، می‌تواند زمینه‌ساز این آسیب باشد، همچنین کودکانی که در مدرسه عملکرد موفقی ندارند و با سرزنش یا تمسخر اطرافیان رو‌به‌رو می‌شوند. علاوه بر این‌ها افرادی که در زندگی‌شان آسیب‌های روانی، جسمی یا جنسی دیده‌اند. افرادی که در خانواده‌های طلاق یا در خانواده‌های نا‌به‌هنجار رشد کرده‌اند. افرادی که دچار اختلالات روانی هستند یا رفتارهای لحظه‌ای و تکانشی دارند و... این افراد می‌توانند از سمت جامعه و خانواده کمک شوند و بهبود یابند و یا رفتارهای خطرناک‌شان تشدید شود. 

علائمی هم وجود دارند که قبل از اقدام به خودکشی در فرد دیده شود؟ 

خودکشی معمولا ناگهانی به ذهن فرد خطور می‌کند اما پیش زمینه‌هایی دارد که می‌توان آن‌ها را تشخیص داد. تفکر منفی شدید، افسردگی، نا امیدی و پوچ‌گرایی در زندگی از این علائم هستند. افرادی که سوالات زیادی دارند و نمی‌توانند با خودشان کنار بیایند. سوالات درباره چرایی خلقت، عدل، علت به دنیا آمدن‌شان و... که پاسخ‌ دهنده‌ای هم در اطراف‌شان نیست! کسانی که دوران بلوغ سخت و مشکلات خانوادگی شدید داشتند و گاهی درباره خودکشی حرف می‌زنند. 

اگر ممکن است کمی در مورد نقش فضای جامعه در پدیده خودکشی بگویید؟ 

ما نیازمند فرصت‌ها و فضاهای مناسب هستیم که شادی آفرین باشند. مشکلات افراد را بر طرف و آن‌ها را در حل مسئله همراهی کنند. برنامه‌هایی که مثبت نگری را ترویج دهند. فیلم‌ها، سریال‌ها، کتاب‌ها، روزنامه‌ها و مجلات می‌توانند کمک کنند اما گاهی خودشان باعث آسیب می‌شوند، مثلا با بزرگ‌نمایی برخی آسیب‌ها در جامعه یا ترویج دادن رمان‌ها و داستان‌های سیاه.

ما باید به این مسئله حساس باشیم البته به صورت واقع بینانه. نه آن را بپوشانیم و بگوییم که در جامعه وجود ندارد و نه بزرگ‌نمایی کنیم. هر چند تعداد این افراد کم باشد اما باید توجه داشت که مثل یک شعله آتش که با یک آتش بزرگ هیچ تفاوتی ندارد، هر دو حرارت دارند و گاه همان شعله کوچک می‌تواند جنگلی را به آتش بکشد. 

چطور باید شعله‌های کوچک آتش و عواملی که آن‌ها را می‌سازند، مهار کنیم؟ 

همان‌طور که ما در زندگی پیشرفت می‌کنیم و هر روز با امکانات و فناروری‌های جدید رو به رو می‌شویم، آسیب‌های اجتماعی نیز رشد می‌کنند و نحوه ورودشان تغییر می‌کنند. به عنوان مثال یکی از راه‌های ورود که این روزها بسیار به چشم می‌آیند، شبکه‌های اجتماعی هستند. گاهی اوقات افرادی که خودشان مشکلات روان‌شناختی دارند و مهارت‌های ارتباطی خوبی هم دارند و از دانش خوبی برخوردارند، تجارب خودشان، بدبینی‌ها و سوظن‌ها را به دیگران انتقال می‌دهند. در نتیجه این خانواده‌ها هستند که باید جایگزینی برای این‌ها پیدا کنند و فرزندان‌شان را از لاک تنهایی بیرون بیاورند. به شبکه‌های اجتماعی حساسیت داشته باشند اما به پلیس تبدیل نشوند و مدام فرزندان‌شان را بازجویی نکنند. کنترل زیاد و نا‌به‌جا می‌تواند وضعیت بد برخی از افراد که مستعد خودکشی هستند را تشدید کند. 

افرادی که اقدام به خودکشی می‌کنند، آیا در آینده می‌توانند زندگی طبیعی داشته‌باشند؟ 

خودکشی یکی از اورژانس‌های روانشناسی است، یعنی هر زمان که برنامه‌ریزی و یا اقدامی در خصوص آن انجام شد، حتما باید پیگیری شود اما اینطور نیست که هرکس دچار این سانحه شد نتواند به زندگی عادی برگردد. بسیاری از افرادی که دچار آسیب‌های این چنینی می‌شوند و مشکلاتی از این قبیل برای خودشان ایجاد می‌کنند، یک پیام دارند و آن این است که ما نیازمند کمک هستیم! ما باید این کمک‌ها را به موقع به آن‌ها برسانیم تا مجبور نشوند اینطور پیام‌شان را به ما برسانند. آن‌ها به زندگی برمی‌گردند اما بهتر است مدتی تحت درمان باشند. من مواردی را می‌شناسم که با موفقیت مراحل درمان را طی کرده‌اند و هم اکنون زندگی عادی دارند و حتی ازدواج کرده‌اند و تشکیل خانواده داده‌اند. 

آمار دقیقی در خصوص خودکشی در ایران وجود دارد؟

معمولا ما آمار دقیقی درباره مسائل اجتماعی و روانشناختی نداریم چرا که تحقیقات مناسب صورت نمی‌گیرد، اما آمار‌هایی که از سمت مراجع قضایی و کلینیک‌ها مطرح می‌شود نشان دهنده این است که آمار خودکشی در ایران نسبت به سایر کشورها کمتر است اما مسئله اصلی، مسئله رشد آمار است. اولا ما نباید خودکشی داشته‌باشیم و ثانیا نباید اجازه دهیم که خودکشی در کشورمان رشد یابد. متاسفانه رشد این آسیب در دهه گذشته تا به الان محسوس بوده‌است. شاید آمار دقیقی وجود نداشته باشد اما این مسئله به وضوح احساس می‌شود. 

 در خودکشی‌های اخیر نوجوان و جوانانی که رسانه‌ای شد، حلق آویز کردن بیش از انواع دیگر خودکشی به چشم می‌آمد، چرا افراد این روش سخت و دردناک را انتخاب می‌کنند؟ 

متاسفانه این نوع خودکشی، دردناک‌ترین نوع خودکشی است. چرا که نشان می‌دهد افراد برای این کار برنامه داشته‌اند و این نهایت بن بست را در فرد نشان می‌دهد. اگر افراد از انواع دیگر خودکشی استفاده کنند به نوعی می‌توان آن را کمک‌خواهی تلقی کرد اما این نوع خودکشی بسیار نگران کننده است. خوردن دارو، خودزنی و ... خوشبینانه‌تر است و افراد به این‌که کسی به دادشان برسد امید دارند، اما حلق آویز کردن و سقوط در خلوت انجام می‌شود و بیانگر نهایت نا‌امیدی است. البته گاهی هم استفاده از این روش‌ها به خاطر مصرف مواد مخدر روان گردان و ایجاد توهم است.

و به عنوان سوال آخر؛ چه می‌شود که ما شاهد خودکشی‌هایی با دلایل کاملا پیش پا افتاده هستیم، به خصوص در نوجوان‌ها؟

اغلب کودکان و نوجوانانی که دست به خودکشی می‌زنند، حقیقتا خواستار مرگ نیستند و این کار را تنها برای فرار از موقعیتی که در آن گرفتار شده‌اند، انجام می‌دهند. در آن لحظه احساس می‌کنند دیگر توانایی تحمل شرایط را ندارند و راهی به جز خودکشی به ذهن‌شان خطور نمی‌کند. نسل‌های گذشته حضور پر رنگی‌تری در اجتماع داشتند اما نسل امروز با فردگرایی دست و پنجه نرم می‌کند. در حال حاضر فضای مجازی پر رنگ‌تر از فضای حقیقی شده است و زندگی اجتماعی و انرژی بخشی‌های آن رنگ باخته است. حضور کودکان در اجتماع تنها در مدرسه خلاصه می‌شود و این کار را برای پرسنل مدرسه سخت می‌کند چرا که باید توجه بیشتری به خرج دهند. یأس، افسردگی، رقابت، نگرانی، سردرگمی، تحقیر و... گاهی نوجوان و کودک را مجبور به حذف فیزیکی خود می‌کند. 

 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨