خاطره‌بازی با یک جین ستاره!
گزارشی از حواشی مسابقه‌ فوتسال خیریه‌ای که در مشهد برگزار شد

خاطره‌بازی با یک جین ستاره!

نویسنده : علیرضا گرانپایه

تنها دانستن اینکه نام‌هایی مثل علی دایی، کریم باقری و منصوریان قرار است به مشهد بیایند و در یک مسابقه فوتسال آن‌ها را در کنار یکدیگر ببینیم، کافی بود تا هر خوره فوتبالی را از روزها قبل از برگزاری مسابقه، تا لحظه شروع بازی، مشتاق نگه دارد. بازی ستارگان فوتبال و هنر با تیم منتخب خراسان یکی از رویدادهای مهم مشهد بود که به نفع دختران مرکز فتح‌المبین انجام شد. آنچه می‌خوانید گزارشی از اتفاقات مهم و البته حاشیه‌ای حضور ستارگان در مشهد است.

 

پیش به سوی فتح المبین

انتظار نداشتید که حضور این همه ستاره، تنها برای انجام یک مسابقه فوتسال باشد. با توجه به بانی اصلی این حضور که مرکز خیریه فتح‌المبین است، قابل پیش‌بینی بود که مراسمی برای حضور این دوستان ترتیب داده شده باشد. با پیگیری خیلی سریع متوجه شدیم که مراسمی با عنوان اختتامیه نمایشگاه «حسن کامرانی‌فر» کمک داور مشهدی، قبل از شروع مسابقه فوتسال ترتیب داده شده است. پیدا کردن مرکز فتح المبین در کوچه‌های انتهایی خیابان عبدالمطلب کار مشکلی نیست. کافی است کمی به تابلوهای نارنجی در خیابان که نشان دهنده مسیر رسیدن به فتح المبین است، دقت کنید. همه چیز طبق پیش‌بینی بود. تعداد زیادی عکاس با دوربین‌های غول پیکر خود، آنقدر دم در مرکز را شلوغ کرده بودند که می‌توانستیم خیلی راحت خودمان را بین شلوغی پنهان کنیم. یک ساعت از زمان مقرر حضور پیدا کردن ورزشکاران و هنرمندان گذشته بود ولی خبری نیست که نیست. تصمیم می‌گیرم ریسک ترک کردن درب ورودی اصلی را بپذیرم و نگاهی به داخل مجموعه بیاندازم.

 

کار خیر آقای کمک داور

راه می‌رفت و برایم از فتح المبین می‌گفت و امکاناتشان را مرور می‌کرد ولی راستش من به حرف‌های مدیر روابط عمومی توجه زیادی نمی‌کردم. بیشتر دلم می‌خواست حواسم را به سمت گروه سرود دخترانی ببرم که از چهره آن‌ها می‌توانستم متوجه مشکل ذهنی‌شان بشوم. به نمایشگاه آقای کمک داور رسیدیم. سالن مجموعه حالا میزبان کلی یادگاری از حسن کامرانی‌فر است. کمک داور بین‌المللی مشهدی که هنوز هم خداحافظی‌اش کلی علامت سوال با خود به همراه می‌آورد. می‌گوید: «بعد از جام جهانی برزیل به دنبال محلی برای نمایش یادگاری‌های خود بودم. زمانی که با این مجموعه آشنا شدم، تصمیم گرفتم من هم یکی از کسانی باشم که در انجام کارهای خیر این مرکز کمک می‌کند.» با یک چشم چرخاندن درون نمایشگاه می‌توان کلی خاطرات خوب را در ذهن مرور کرد. بهترین آن‌ها هم وقتی است پیراهن آنلکا مهاجم تیم ملی فرانسه را دیدم در ذهنم نقش بست. آن صحنه جنجالی جام جهانی 2014 و گلی که تیم ملی فرانسه خورد را به خاطر دارید؟ می‌گویند برای تحسین کامرانی‌فر، به یاد داشتن همان یک صحنه داوری کافی است.

 

صدای پای ستارگان

حالا انگار جدی جدی ستاره‌ها نزدیک شده بودند. عکاس‌ها به درب ورودی ماشین‌ها کوچ کرده بودند و همه منتظر رسیدن ون هتل محل اقامت بودند. ون آمد، ون با ستارگان هنر و فوتبال آمد. ماشین وارد شد و کنار چند ماشین مدل بالایی که برای خیرین ویژه برنامه بود، توقف کرد. کریم باقری، مهرداد میناوند، علیرضا منصوریان، خداداد عزیزی، نیما نکیسا، سیاوش خیرابی، نیما شاهرخ‌شاهی، مهدی هاشمی‌نسب، مهدی مناجاتی و پژمان جمشیدی برای این همه ذوق داشتن کافی بودند. از همان لحظه پیاده شدن، شوخی‌های عزیزی با دیگر بازیکنان، بهترین بهانه برای خبرنگاران و عکاسان بود. اوج شوخی‌ها هم زمانی بود که میناوند از عکاسان خواست، از پشت سر علی منصوریان عکس نگیرند که با واکنش فیزیکی منصوریان همراه شد! باید اول به دیدن کودکانی که از لحاظ ذهنی مشکل داشتند می‌رفتیم و سپس در سالن مراسم اختتامیه حاضر می‌شدیم. نیما نکیسا خودش را از دیگران جدا می‌کند و روی تخت یک کودک می‌نشیند تا هر طوری شده بتواند با او ارتباط بگیرد. آنقدر داخل اتاق شلوغ است که نه می‌توان به سراغ چهره‌ها برای مصاحبه و پرسیدن حال و هوا رفت و نه حتی می‌توان راحت چهره‌های آن‌ها را مشاهده کرد. 

 

عروسک 25 میلیونی

تنها دو ساعت تا شروع بازی فوتسال باقی مانده است و این یعنی باید هرطور شده، مراسم اختتامیه تمام شود تا هنرمندان به سالن بهشتی بروند تا خود را برای انجام بازی آماده کنند. آخرین برنامه اختتامیه، مزایده چند یادگاری کامرانی‌فر برای کمک به مرکز فتح المبین است. لباس داوری بازی‌های جام‌جهانی با قیمت پایه 5 میلیون تومان به مزایده گذاشته شد، 6، 5/7، 9 و بالاخره 10 میلیون تومان آخرین قیمت پیشنهادی بود که توسط یک خانم خیر در مراسم خریداری شد. مدال طلا فینال جام باشگاه‌های جهان نیز، یادگاری دیگری بود که آن هم به کمک مجری برنامه به قیمت 10 میلیون به فروش رفت. اما عروسک نماد جام جهانی برزیل که در مراسمی دیگر در همین مجموعه با قیمت 25 میلیون تومان خریداری شده و دوباره به مجموعه هدیه داده شده بود نیز آخرین یادگاری بود که به صورت اشتراکی به تمام کسانی که می‌خواستند سهمی در این کار خیر داشته باشند، فروخته شد. حالا مراسم تمام شده است و هنرمندان به کمک همان ون به سمت سالن بهشتی در حرکت‌اند. 

 

خاطره بازی با همان همیشگی‌ها

نزدیک 80 درصد سالن پر از تماشاگر است. هر چه خودمان را به در و دیوار زدیم، نتوانستیم در کنار زمین باقی بمانیم و به سکوهای ردیف اول تماشاگران منتقل شدیم. هرچند تا دل‌تان بخواهد آدم اضافی مثل یک نوجوان 13-12 ساله در کنار زمین حضور داشتند ولی انگار جا برای خبرنگاران نبود. علی دایی هم که هواپیمایش تاخیر داشته به جمع بازیکنان تیم هنرمندان اضافه می‌شود. از طرف دیگر خداداد عزیزی ترجیح داده است، در تیم شهر خودش بازی کند و همین موضوع بهترین بهانه برای شوخی‌های پیاپی عزیزی با دیگر هنرمندان داخل زمین است. این ستارگان همان همیشگی‌ها هستند. کریم باقری با همان شوت‌های عجیب و غریب خود. میناوند، چپ پای دوست داشتنی. نیما نکیسا مثل همیشه جدی است، تا جایی که حتی گاهی سر بازیکنان داد می‌زند. البته در صحنه‌ای که خداداد روی یک خطا قصد بزرگنمایی داشت و غلت میزد نکیسا هم به سراغ آمد و 4 پنج بار او را چرخاند! هاشمی‌نسب آنقدر تعصب دارد که حاضر است در بازی فوتسال هم به یاد گذشته تکل‌های بلند چند متری بزند. علی دایی هم همان دایی خودمان است، بازیکن نوکی که حتی در فوتسال هم عادت به برگشتن ندارد ولی آنقدر چارچوب شناس است که به راحتی می‌تواند خودش را در موقعیت گل قرار دهد و گلزنی کند. علی منصوریان هم یک گل نوک پای دیدنی زد تا نشان بدهد هنوز از دوران فوتسالی شمه‌هایی دارد. هر چند هواداران مشهدی کمی از دست خدادادی که چند تک به تک را خراب کرد، عصبانی بودند ولی بازی پرگل دو تیم، جذابیت خوبی به بازی بخشید. بازی که در نهایت 8 بر 5 به سود تیم هنرمندان و ستارگان در مقابل تیم منتخب مشهد تمام شد، اما مهم اتفاق بزرگی بود که به نفع بچه‌های فتح المبین رقم خورد.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨
گپی با قربان محمدپور کارگردان سلام بمبئی که فیلمش رکورد فروش در روز اول اکران را زد

سینمای من جشنواره‌ای نیست، برای مردم است

٩٥/٠٩/١٨
پایان‌نامه

خاموش کردن آتش در مشهد با تی!

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨