اندر حکایت مریدان و دایره زنگی
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و دایره زنگی

نویسنده : مهدیه جوادی-فرانک باباپور

آورده‌اند که روزی ابوجارچی ابن جیم خراسانی از محله مریدان می‌گذشت که دید جملگی پشت بام‌ها از دایره زنگی پر گشته و مریدان هیچ یک از منزل خویش بیرون نیامده و یکسره به تماشا تبلیغات ماهواره مشغولند. پیرنا درب منزل یکی از مریدان بزد تا داخل شود و او نیز شبکه هجو و بیخود ماهواره را نظاره کند و از کرامات خویش بگوید ولی مریدان چنان محو تماشا بودند که در باز نکردند و آورده‌اند که استادنا تا 40 در را کوفت و هیچ کس حتی یک «کیه؟» نگفت.

ابن جیم چون این رفتار از مریدان دید، نعره بزد که ای مریدان شما را چه شده؟ مریدان یک یک سر از پنجره خانه‌ها بیرون آوردند و عرض داشتند یا خفن! ما چیزی یافتیم که هیچ در جای دیگر نباشد. شبکه‌هایی که دائم تبلیغات پخش کنند و بین آن چند لحظه فیلم گذارند و تازه دانسته‌ایم که بازیگران و کارگردان خودمان هم رفته آن طرف تا از این فیلم‌های لحظه‌ای تولید کنند و ما منتظریم که چون شود. ابوجارچی چون این سخن از مریدان بشنید به منزل رفت و در حال حاضر در حال یکی به چپ و دوتا به راست چرخاندن است و این از کرامات استادنا بود.

نظرات کاربران
کد امنیتی