از ضرب زورخانه تا روغن دنبه!

از ضرب زورخانه تا روغن دنبه!

نویسنده :

در هفته گذشته بسياري از مشکلات مهم مملکت به صورت يکهو حل شد! اول اين که مقرر شد زين پس به جاي زنگ نامانوس مدارس (زينگ)، ضرب آهنگ زورخانه‌اي نواخته شود. گويا مسئولان معتقدند اين مسئله براي مقابله با جنگ نرم مي‌تواند مؤثر باشد. فقط از آن‌جا که مسائل زورخانه شوخي بردار نيست، آن دسته از مسئولان محترمي که به شدت علاقه دارند با گرفتن چکش در دست مبارک‌شان، زنگ هواي پاک و زنگ مقابله با سيل و زلزله و توفان و اعتياد را در مدارس بنوازند، بايد کت و شلوار خود را در بياورند و همچون مرشدان زورخانه تنکه بپوشند و با تنبک ضرب بگيرند! دومين مشکلي که حل شد آغاز طرح اجباري شنا ويژه دانش‌آموزان سوم ابتدايي موسوم به طرح «سبا» بود. احتمالا سبا بر وزن شنا مخفف عبارت «سومي‌ها ببينند آموزش شنا» باشد. البته عده‌اي خرده بگير معلوم الحال و الاحوال مي‌گويند اين طرح کشک است چرا که مثلا دانش‌آموزان شهرستان رشتخوار هنوز استخري براي شنا ندارند و يا در خيلي از مدارس ابتدايي اصلا و اصولا کلاسي براي نشستن هم وجود ندارد چه برسد به استخري براي شنا! ولي به عقيده ما اين‌ها همه زهي خيال باطل است چرا که خيلي‌ها آب نديده، شناگرهاي ماهري مي‌شوند! سومين مشکل حل شده در هفته گذشته از بين رفتن خط فقر بود. وزير مرفه رفاه در عين ناباوري خط فقر را يک شبه پاک کرد و به جاي آن «نوار فقر» را کشيد! حالا اين که بازي با کلمات چقدر شکم گشنگان را پر مي‌کند به بنده مربوطي ندارد! ولي بشنويد که رئيس جمهور در حاشيه سفر به قزوين، خوردن روغن دنبه گوسفند را به جاي استفاده از روغن‌هاي موجود توصيه کرد. فکر حقير به نمايندگي از خودم مي‌گويد استفاده از چراغ‌هاي پي سوز هم بسيار پسنديده است، چرا که مصرف برق را به شدت کاهش مي‌دهد و ما مي‌توانيم به جاي اين که پول يارانه‌ها را صرف پرداخت قبوض برق کنيم، با آن‌ها کلي خانه‌سازي بخريم براي کودکان‌مان! خب همان‌طور که ملاحظه کرديد مشکلات يکي پس از ديگري در حال حل شدن هستند، البته يکسري مشکل جزئي مانند گراني، بيکاري، شبکه استاني و مشکل ناعلاج آنتن نويس جيم همچنان وجود دارد که از مردم عزيز خواهش مي‌کنيم کما في سابق تيم ملي را از دعاي خير خودشان محروم نفرمايند!

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠