عروس آتش
شاخ هفته

عروس آتش

نویسنده : رضا تمجیدی-سید مصطفی موسوی

عروس آتش


رضا تمجیدی

13/10/94

یادداشت کاربران – پنجره

ساعت 12

 

مادر چادر رنگی آبی‌اش را سرش می‌کند و از خانه بیرون می‌آید. صدای بسته شدن در حیاط دختر را از جا می‌پراند. دختر به سرعت چادر را به سر می‌کند و دنبال مادر روانه می‌شود. مادر آرام آرام قدم برمی‌دارد و دخترش با فاصله‌ای رعایت شده به دنبال مادر.

انگار کار هر روزشان است. مادر سرش بالاست و دختر سر به زیر. مادر فقط به چهره‌ی دخترهای جوان نگاه می‌کرد و گویی به دنبال کسی می‌گردد. جلوی بعضی از دخترهای جوان را می‌گیرد و شروع می‌کند به صحبت کردن با آن‌ها.

دخترش از دور فقط به عکس العمل چهره‌ها نگاه می‌کند. بعضی‌ها به مادر اخمی می‌کنند و حرفش تمام نشده راه‌شان را می‌گیرند و می‌روند و گاهی زیر لب زمزه‌ای می‌کنند انگار می‌گویند؛ دیوانه. بعضی‌ها خنده‌شان می‌گیرد و با تمسخر سری تکان می‌دهند و می‌روند. عده‌ای هم صبورانه به حرف‌های مادر گوش می‌کنند و بعد می‌روند.

دخترش خوب می‌داند که مادر چه می‌خواهد و به آن‌ها چه می‌گوید. دخترش می‌داند که مادر در میان آن دختران جوان دنبال عروسی برای پسرش می‌گردد، پسری که 30 سال پیش در جنگ مفقودالاثر شده. دختر می‌داند که برادرش دیگر بر نمی‌گردد ولی مادر هنوز چشم انتظار است و آلزایمرش روز به روز شدیدتر می‌شود.

اشکی از گوشه‌ی چشم دختر می‌غلتد و چادرش را  بین دندان‌هایش می‌گیرد، به سمت مادر می‌رود، بازوی او را می‌گیرد و می‌گوید: برویم خانه مادر برای امروز کافی ست، خسته شدی.

مادر نگاهی به او می‌کند و می‌گوید: عروس من می‌شوی؟

 


سید مصطفی موسوی

امروز برای خیلی‌ها درک کردن چنین مادرانی سخت است ولی باید باور کرد که آن‌ها جوان‌هایی را دادند که مانند هر مادری هزاران آرزو برای‌شان داشتند و حالا باور کردن این‌که دیگر بر نمی‌گردد برایشان سخت است... خیلی سخت.

البته الان هم با توجه به جنگ در سوریه و یمن خیلی از این ماجراها دور نیستیم، چند روز پیش خواندم که مراسم ازدواج پسری در تدارک بوده و حتی ماشینش هم گل زده شده بود که خبر شهادتش را می‌آورند، این شاید برای مادرش دردناک‌تر باشد.

نمی‌دانم به شهدا مدیون‌تریم یا به مادران‌شان...

نظرات کاربران
کد امنیتی
meshkat
meshkat
٩٤/١٠/١٧
٠
٠
به احترام این مطلب و این مادران فقط سکوت میکنم.
پربازدیدتریـــن ها
تلگجیم

تلگجیم 491

٩٦/٠٤/٠١
برگزیدن یک موقعیت شغلی متفاوت

عشق و زندگی در نقطه‏ صفر مرزی

٩٦/٠٤/٠١
برگزیده سایت

سه راهکار تضمین شده برای کوتاه‌ نویسی!

٩٦/٠٤/٠١
شاخ هفته

کاش حوصله شان سر برود

٩٦/٠٤/٠١
پایان‌نامه

به دولت کمک کنید!

٩٦/٠٤/٠١
هر سال احسان علیخانی در ماه عسل یادمان می‌اندازد که بعضی‌ها عجیب دوست دارند مشکلات زندگی‌شان را در بوق

کی از همه بدبخت ‌تره؟!

٩٦/٠٤/٠١
چهره هفته

من هم یک خمار هستم!

٩٦/٠٤/٠١
معرفی تلگرام‌های غیررسمی و پاسخ به این سـوال که آیا آن‌ها قابل اعتمادند؟

تلگرام‌ های فارسی!

٩٦/٠٤/٠١

نگاهی به رایج‌ ترین موقعیت‌ هایی که یکهویی بیچاره‌ ترین می‌شویم!

٩٦/٠٤/٠١
ناصرخان آکتور سینما

حكمت همه و هيچى!

٩٦/٠٤/٠١
جانونی

قصه شیخ بهایی و اختراع نان سنگک!

٩٦/٠٤/٠١
دات کام

کلاس ترک اعتیاد اسمارت فون‌ها

٩٦/٠٤/٠١
مینیمال

قحطی پوشک در ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ!

٩٦/٠٤/٠١

پاسخ به یک سوال مهم آیا تیم‌های ایرانی می‌توانند سیاست بایرن را در نقل و انتقالات دنبال کنند؟

٩٦/٠٤/٠١
فتوچاپ

فتوچاپ 491

٩٦/٠٤/٠١
«خودافشاگری» چه ربطی به فرهنگ دینی و ملی ما دارد؟

جای خالی «الحمد لله» در زندگی ما

٩٦/٠٤/٠١
گفت‌وگو با یک روان‌شناس درباره خودبدبخت پنداری و جار زدن آن

فاش می‌گویم و از ضجه خود دل شادم!

٩٦/٠٤/٠١
فصل دوم سریال «شهرزاد» در برهوت سریال پخش شد

موتور «شهرزاد2» روشن نشد!

٩٦/٠٤/٠١
کافه جهان نما

سوئد، اینجا همه چیز سرجای خودش است

٩٦/٠٤/٠١
آنتن

جیم نویسی آسان شد!

٩٦/٠٤/٠١
تبلیغات
تبلیغات