اندر حکایت مریدان و کاندیداتوری
حکایت هفته

اندر حکایت مریدان و کاندیداتوری

نویسنده : مهدیه جوادی-فرانک باباپور

 روزی ابوجارچی‌ ابن جیم خراسانی مریدان خویش را دید که تمرین نشسته خوابیدن می‌کردند و یا با انگشتان خودشان «دو» و «چهار» نشان می‌دادند و عده‌ای هم عده‌ای دیگر را از روی پله هل می‌دادند و بعضی‌ها هم «هووو» می‌کردند و دیگر مریدی را دید که واویلا کنان و وا اسفا گویان از طرفی به طرف دیگر می‌دوید و می‌گفت: به خطه مریدان توهین گشته.

پیرنا چون این رفتارهای مریدان را دید و به فکر فرو رفت که مریدان را چه شده؟! پس طاقت از کف داد و جملگی مریدان را جمع کرد و گفت: تاکنون شما را به این هیبت و اطوار ندیده بودم، شما را چه شده؟ مریدی از گوشه‌ای بلند شد و گفت: «ما جملگی به حوزه انتخاباتی بلاد خود رفته و کاندید شده‌ایم و حال داریم تمرین نمایندگی می‌کنیم»

ابن جیم چون این سخن شنید، نعره‌ها زد و در پی مریدان دوید و یک یک آنان را با عصای خویش بزد. مریدان جملگی آخ گویان و نعره زنان پرسیدند :«خب چرا می‌زنی؟» استادنا پاسخ داد:«ای بوق، آیا نمی‌دانید که نمایندگی مجلس کاری بس دشوار است و وظایف سنگینی دارد که شما از پس آن بر نمی‌آیید؟ به راستی که شما کاندید هستید»

مریدان گفتند: «یا خفن، کاندید چیست؟» پیرنا گفت:«کاندید به معنی کودن و احمق است و کاندیدا درست است» مریدان چون این بشنیدند جملگی نعره‌ها زدند و از فکر خام خویش نادم گشتند و این از کرامات پیرنا بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی