از «مرد مورچهای» تا «در مدت معلوم»
بررسی تازهترین آثار شبکه نمایش خانگی و روی پرده سینماهای کشور

از «مرد مورچهای» تا «در مدت معلوم»

نویسنده : سید مصطفی صابری

در این مطلب خیلی گذرا تازهترین محصولات شبکه نمایش خانگی و سینما را بهشما معرفی می‌کنیم. طبیعتاً در مسیر این معرفی، نکات ما به اندازهای است که به انتخاب بهتر شما کمک کند و وارد نقد جزئی اثر نمیشویم.

 

خشم مرد مورچهای 

شبکه نمایش خانگی این روزها با انتشار آثار مطرح دنیای سینما که بهصورت اختصاصی توسط یک سایت مطرح دوبله میشوند حالوهوای تازهای گرفته، خیلی از آثار با دوبلههای نسبتاً خوب روی این سایت قرار میگیرند و عدهای هم نسخههای با کیفیت را در بستهبندیهای حرفهای و تیراژ بالا عرضه میکنند. البته هستند هنوز موسساتی که فیلمها را بهصورت قانونی عرضه میکنند یا لااقل براساس پروانه نمایشی که پشت کاورشان درج شده میتوانیم امیدوار باشیم امتیاز اکران ویدئویی اثر را خریداری کردهاند. از آثار صرفاً به اصطلاح رایتی (نسخههای دانلود، سانسور و منتشر شده در تعداد بالا) که بگذریم دو اثر مطرح هالیوود اینروزها توسط دو موسسه کمتر شناخته عرضه شده است. «خشم» محصول 2014 است که با یک سال تاخیر دوبله شده، فیلمی با کارگردانی «دیوید آیر» و با بازی برد پیت و شایا لابوف (بازیگر سری فیلمهای ترانسفورمرز) که داستان یک تیم ورزیده از ارتش آمریکاست که هدایت یک تانک را در برابر آلمانها در جنگ جهانی دوم بهعهده داشتند. اگر «نجات سرباز رایان» را دوست داشتید «خشم» ولو با دوبلهای نهچندان مناسب، میتواند گزینه خوبی برای شما باشد. فیلم در کنار اکشن پرمایه و نفسگیرش از تاثیر جنگ و تباهی بر روحیه انسانها میگوید.  فیلم بعدی هم «مرد مورچهای» است محصول 2015 و یکی دیگر از محصولات ابرقهرمانی کمپانی مارول. مرد مورچهای که در کامیک بوکها مورد توجه بوده، هیچگاه در سینما مورد توجه قرار نگرفته و از قضا همین فیلم هم ثابت میکند ابرقهرمانی که ناگهان تبدیل به مورچه میشود و همکارانش هم انواع مورچهها هستند چندان برای مدیوم سینما جذاب نیست، بهخصوص اگر با یک دوبله دم دستی و نچسب هم به تماشای فیلم بنشینیم. «ایران برگر» هم محصول دیگر شبکه نمایش خانگی، فیلم پرفروشی که روایت برگزاری انتخابات در روستایی فرضی است و ترکیبی است از فرمولهای ده نمکی در فیلمسازی، فضا و موقعیتهای بررهای، و قصهای پر از کنایههای سیاسی، که برای سال 94 جذاب نیست اما میتواند سرگرمکننده باشد. 

 

بیان خط قرمزها روی پرده

اما سینماهای کشور اینروزها شاهد اکران فیلمهایی مثل «ناهید» و «بچگیتو فراموش نکن» است. ناهید برخلاف جوی که حین حضورش در کن برایش راه افتاد چندان مورد توجه مخاطبان و منتقدان قرار نگرفته است طوری که از کاربران سایت «سلام سینما» نمره زیر 6 از 10 گرفته است. بچگیتو فراموش نکن اثر جلال فاطمی هم کمدی است که انتقادهای زیادی را در پی داشته و به رغم حضور بازیگران صاحب نام از سطح یک اثر شانه تخم مرغی جلوتر نرفته است. اما اثر قابل تامل و بحث اینروزهای سینمای کشور «در مدت معلوم است» فیلمی درباره جوانی است که کتابی درباره بحرانهای نوجوانان و جوانان نوشته و میخواهد با پرسه زدن بین آدمهای کوچه خیابان، اطلاعات کتابش را تکمیل کند. با کمک دیالوگهای فیلم بهتر میتوان شما را به درونمایه اثر نزدیک کرد: «سرکه بخور! سرکه بخارای بدنو می‌خوابونه...»، «مبتذل اونایین که صورت مسئله رو پاک می‌کنن»، «این بچه‌ها چشم و گوششون از ما هم بازتره...» بیان خلاصهای از فیلم سخت است نه بهخاطر مضمون، بلکه چون داستان دقیقی ندارد، فیلم ترکیبی است از یک موضوع خط قرمزی که بهخوبی راجع به آن هشدار داده و بدون پرداختی سخیف آن را مطرح کرده، به علاوه چند موقعیت و دیالوگ بامزه که سرهم شدهاند تا فیلم تمام شود. جواد عزتی شخصیت اصلی استرس، خشم، امید و تمام حالتهایی را که در سریال «دردسرهای عظیم» به نمایش گذاشت در مدت به مراتب کمتر این فیلم، اجرا میکند و از بازی تلویزیونیاش فراتر نمیرود. هومن سیدی در ادامه فرورفتن در شخصیت یک نیمه دیوانه نیمه عاشق، مثل «خط ویژه» و «من دیهگو مارادونا هستم» بازی شیرینی دارد. اکبر عبدی که بههیچ فیلمنامهای نه نمیگوید هم در فیلم کاملاً جنبه تزئینی و حتی روی مخ دارد. ویشکا آسایش استادی است که ژنتیک تدریس میکند اما ناگهان به علوم اجتماعی علاقهمند میشود. فیلم 3 دختر دانشجو هم در همسایگی شخصیتهای اصلی دارد که هیچ نقشی در پیشبرد داستان ندارند. فیلم شما را سرگرم میکند، حتی به فکر فرو میبرد اما بعد از پایانش به این موضوع فکر میکنید که خیلی راحت 40 دقیقه فیلم سرکاری بود و اگر پخش نمیشد اتفاقی نمیافتاد!

نظرات کاربران
کد امنیتی