واقعیت را گفتم
گفت وگو با کارگردان مستند «من ناصر حجازی هستم» که اینروزها خبرساز شده است

واقعیت را گفتم

نویسنده : مازیار حکاک

«نیما طباطبایی» که پیش از این به عنوان دستیار کارگردان در آثار سینمایی حضور داشت در سومین تجربه خود در مقام کارگردان بعد از مستند «ریو تهران» و تله فیلم «یادگاری» با بازی بیتا فرهی و علی دهکردی، مستند «من ناصر حجازی هستم» را ساخته است. او از جمله کارگردان‌های جوانی است که برای فیلم اولش مجوز گرفته است. مستندی که هنوز اکران نشده به خاطر شکایت و واکنش فوتبالیها پرحاشیه شده. برای همین با نیما پیرامون مستندش و حواشی آن هم کلام شدیم که در ادامه می‌خوانید.

 

چه شد که شما برای این مستند انتخاب شدید؟

راستش «جواد یحیوی» {مجری سابق تلویزیون} سوابق من را می‌دانست که من در کاری فوتبالی دستیار «مهدی کرم‌پور» بودم، برای همین من را به سرمایهگذار و تهیهکننده فیلم معرفی کرد و توافقات انجام شد.

کار از کی شروع شد؟

گروه من از یک سال پیش کارش را آغاز کرد. البته قبل از ما گروه دیگری کار کرده بود که ظاهرا کیفیت کار مورد تایید قرار نگرفته بود. ما از آبان سال گذشته کار را دست گرفتیم.

تحقیقات به چه شکل انجام شد؟

ما یکسری فیلم‌ها و روزنامه‌ها را در اختیار داشتیم که آن‌‎ها را دیدیم و شروع کردیم در فضای اینترنت و آرشیو روزنامه‌ها را گشتیم. بعد 3-2 ماه و اتودهای مختلفی که زدیم زندگی آقای حجازی را به 5 بخش تقسیم کردیم و بخش به بخش جلو رفتیم. یک کلی تحقیق انجام داده بودیم ولی جزئیات را همزمان با تکمیل هر کدام از بخشهای فیلم جلو می‌بردیم. 

طبیعتا بخشی از اطلاعات هم از مصاحبه‌هایی که می‌گرفتید به دست ‌آمد؟

بله صدر در صد. البته ما می‌دانستیم چه می‌خواهیم. مثلا وقتی «حشمت مهاجرانی» را داشتیم می‌دانستم که ایشان پررنگ‌ترین بخشی که با ناصرخان داشته بخش دوران بازی‌اش بوده و از او بیشتر راجع به آن به اطلاعات گرفتیم. سعی کردیم در هر قسمت افرادی که در آن برهه موثر بودند بیاوریم و با آن ها گپ بزنیم.

سابقه کار مستند به این شکل پیش از شما نبود؟

نه و جالب این که وقتی نامزدهای جشنواره حقیقت اعلام شد متاسفانه هیچ خبری از هیچ کدام از عوامل فیلم ما نبود. فیلمی که به اذعان بسیاری از کارشناسان و سایت خود جشنواره بسیار قابل تامل است و رکورد تماشاگر را در یک اکران شکست. جالب است بگویم دکتر صدر که خودش کار تاریخ‌نگاری فوتبال می‌کند به من گفت من بعضی از این پلان‌ها و تصاویر را که شما در مستند کار کرده ‌بودید، ندیده بودم. من متن زیبایی برای این کار داشتم، راویان فیلم همه هنرمندان معتبری بودند که در این زمینه تبحر داشتند. اما در فهرست نامزدها خبری از نویسنده، روای، تحقیق و پژوهش نبود. تازه ما از روزی که شکایت‌مان اعلام شد فهمیدیم که جایزه مردمی حذف می‌شود و می‌گویند به دلیل اکران نامتوازن و متفاوت، این جایزه را نمی‌دهیم. 

هنرمندان بزرگی هم به عنوان راوی با شما همکاری داشتند...

بله، ما هر بخش را که مونتاژ میکردیم و می‌بستیم به سراغ دوستان می‌رفتیم. راوی‌ها هم وقتی می‌فهمیدند کار ناصر حجازی است استقبال می‌کردند و این که بخش‌های خودشان را می‌دیدند و بعد متن را می‌خواندند. من نمی‌خواستم یک راوی (نریتور) کار را بخواند، من می‌خواستم بازیگر آن را بخواند و بازی کند.

خود شما چقدر با شخصیت حجازی خو گرفتید و شخصیت حجازی را چطور می‌توانید تعریف کنید؟

ناصر حجازی جسور و صادق بود و خودساخته. سیر زندگی‌اش را که می‌بینم با وجود این که او چندبار در زندگی فشارهای سنگینی روی او بوده، دستش را روی زانوی خودش می‌گذارد و بلند می‌شود. فیلم هم خدا را شکر این 3 خاصیت را داشت.

داستان نامزدی حجازی برای انتخابات ریاست جمهوری در فیلم چطور به نمایش در آمده است؟

ناصر حجازی حرفش این بود که من در اعتراض به حضور سیاسیون در ورزش کاندیدا می‌شوم. حرفی که حرف تمام ورزشی‌هاست و حرکتش یک اعتراض نمادین بود که ما هم در همین حد اشاره داشتیم.

در خصوص حواشی فیلم پرویز برومند خواسته بود که بخش مربوط به او پخش نشود. درست است؟ 

بله، من هم این موضوع را شنیده‌ام. من در کل فیلم قضاوت نکردم و این واکنش‌ها برای من خیلی بامزه و جالب است. ما در فیلم لحظات و اتفاقات آن بازی سایپا را که استقلال 3 بر یک جلو بود و بعد 4 بر 3 باخت را فقط نشان دادیم. انتهای آن بازی حجازی در رختکن به برومند می‌گوید که تو اخراجی که او هم در پاسخ می‌گوید برو ببین فردا خودت هستی که من را اخراج می‌کنی! من این را در فیلم نمی‌گذاشتم تا زمانی که مصاحبه خود پرویز برومند را در برنامه قدیمی 90  دیدم که عین این جمله را بیان می‌کند و می‌گوید من عصبانی بودم. من هیچ  قضاوتی نکردم. مستند یعنی این که تو بتوانی واقعیت‌ها را نشان بدهی نه این که قضاوت‌شان کنی. اما دوستان فکر کردند ما قضاوت‌شان کردیم.

ظاهرا کل جریان قلعه‌نویی در فیلم شما خیلی کوتاه بوده است، چه شد که ایشان شکایت کردند؟

ببینید امیر قلعه‌نویی از زمان ابتدای دوران مربیگری که اسم بخش «استقلال تا استقلال» است وارد می‌شود و «مسعود رایگان» راوی بخش است. یک جایی می‌گوید ناصر حجازی تیم را جوان می‌کند و قلعه‌نویی را به نیمکت می‌آورد. یک جمله هم هست که می‌گوید قلعه‌نویی را قبل از مسابقات جام باشگاه‌ها از تیم کنار می‌گذارد. بخش سوم که درباره آقای قلعه‌نویی داریم آن شکایت مابین‌شان است. ناصرخان مقطعی که قلعه‌نویی سرمربی استقلال و تیم ملی می‌شود مصاحبه می‌کند و می‌گوید: «دنیای جالبی شده، شاگرد من سرمربی دو تیم است و به من تیم نمی‌دهند!» سر همین حرف‌هایی که ناصرخان می‌زند آقای قلعه‌نویی از ایشان شکایت می‌کند و دادگاه هم به نفع قلعه‌نویی رای می‌دهد و منصور پورحیدری می‌آید و پادرمیانی می‌کند. این کل صحبت ماست در خصوص آقای قلعه‌نویی. من شنیدم وکیل ایشان در یکی از اکران خصوصی‌ها می‌آید و فیلم را می‌بیند اما نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاد. من در فیلم جهت‌گیری نداشتم و نخواستم به کسی توهین کنم. شخصیت ناصر حجازی این طور نبود چه برسد که فیلمش بخواهد این کار را بکند.

این بخش‌های که ظاهرا زیاد هم نبوده، قابل حذف نبود؟

ببینید آقای قلعه‌نویی که فیلم را ندیده، وکیل‌شان دیده و حتما به نظرشان این فیلم توهین‌آمیز بوده است. اما من یکسری اتفاقات که افتاده را نشان دادم آن هم با سند و مدرک. اگر قرار باشد که به من بگویند مثلا آن بخش شکایت را در بیاور یا آن حرفی که پرویز برومند خودش گفته و ما به ازای تصویری داشته را کار نکن، خب دیگر چه کاری است که ما فیلم مستند پرتره و به این شکل بسازیم؟! اتفاقاتی که افتاده را که نمی‌توانیم انکارش کنیم.

زمزمه‌هایی بود که برخی افراد و دوستان آقای قلعه‌نویی هم پیش‌تر راجع به این که اسمی از ایشان در فیلم نباشد تذکر داده بودند، این طور است؟

من نمی‌دانم و اگر هم بوده به تهیه کننده گفته‌اند. اما حرفم این است وقتی این اتفاق افتاده من چرا بیان نکنم؟! من دارم زندگی یک شخصی را روایت می‌کنم که در یک مقطع خاص چنین اختلافاتی داشته است. ببنید آن مقطعی که ناصرخان آقای قلعه‌نویی را به عنوان دستیار کنار می‌گذارد بر اساس شنیده‌ها این دو با هم درگیر می‌شوند اما من چون نتوانستم از آن مقطع سند معتبری پیدا بکنم و همه چیز در حد حدس و گمان بود، در فیلم هم اشاره‌ای نداشتم. اما ماجرای اختلاف و شکایت را همه به خاطر دارند. از طرفی در زندگی این آدم یک بار برایش محکومیت قضایی بریده شده آن هم به خاطر درگیری با یک نفر دیگر چطور من از این موضوع چشم پوشی کنم؟!

خانواده حجازی در این مدت خیلی پای کار بودند و آتیلا هم بعد از اکران حسابی از فیلم شما حمایت کرده است.

دستشان درد نکند. ما البته در طول ساخت بیشتر با سعید رمضانی داماد آقای حجازی در ارتباط بودیم و ایشان تمام بخش‌ها را می‌دیدند و اگر نکته‌ای بود کمک می‌کردند. از آتیلا هم واقعا ممنونم. یکی از دوستان من یک فیلمی دیگر از یک فوتبالیست ساخته بود که آن قدر از طرف خانواده‌اش حمایت نشد که تکلیف فیلم معلوم نیست. او یک حرف جالبی به من زد و گفت فیلم‌سازی مستند ورزشی مثل میدان جنگ می‌ماند. برای این که دوستان فوتبالی‌مان آستانه تحمل بالایی ندارند و سریع ناراحت می‌شوند و تو خیلی خوش شانس بودی که خانواده آقای حجازی در تمام مراحل پشت تو بودند. اما فارغ از این حمایت من خودم از کار کردن در بخش مستند دل‌زده شدم. بعضی مسائل برای من خیلی دردناک بود و ترجیح می‌دهم سمت فیلم‌های داستانی بروم. روزی که فیلم من پخش می‌شد در سینما فلسطین جا نبود اما برخوردهایی شد که واقعا انتظار نداشتم.

البته که شما می‌دانستید که کاریزمای ناصر حجازی طوری هست که فیلم دیده شود؟

بله، ولی اگر فیلم بد باشد مردم وسط فیلم سالن را ترک می‌کنند. نه این که بنشینند و 107 دقیقه مستند ورزشی ببیند!

قرار است چه بلایی سر مستند بیاید؟

قاضی باید فیلم را ببیند و نظر بدهد. البته این فیلم 2 نسخه دارد که نسخه سینمایی‌اش 107 دقیقه است و نسخه نمایش خانگی‌اش 160دقیقه. در نسخه نمایش خانگی قرار است مخاطب تصاویری ببیند که کمی خاص است به عنوان مثال تصویر قهرمانی ایران در جام ملت‌های آسیا 1968در تهران. ما تمام تلاش‌مان را می‌کنیم که نتیجه این داستان معلوم شود و فیلم اکران شود چرا که مردم دوست دارند این فیلم را ببینند. ناصر حجازی آبی و قرمز ندارد و شخصیت ملی است. 

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
ذهن زیبا

ذهن زیبا

٩٥/٠٩/١٨
روایت‌هایی از هفت‌خان خواستگاری‌های امروزی به بهانه شروع فصل خواستگاری‌ها

از خواستگاری تا ازدواج راه درازی ا‌ست!

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
فيلمى كه تكليفش نه با خودش مشخص است نه با ما

فيلم‌ هِنسى!

٩٥/٠٩/١٨
برای اولین بار رونمایی از راهنمای اصطلاحات جلسه موضوع ویژه

از همش نزن تا خیارشورکنار جوجه!

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
پیشنهاد جیم برای تاسیس یک وزارت خانه جدید:

وزارت تعطیلات حواسش به همه شنبه‌ها هست

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌وگو با دکتر علی چِشُمی عضو هیئت علمی اقتصاد دانشگاه فردوسی

تعطیلات آفت هست ولی نه برای اقتصاد فعلی ما!

٩٥/٠٩/١٨