ما و طرفداران تتلوییسم و قریشییسم
محرمانه مستقیم

ما و طرفداران تتلوییسم و قریشییسم

نویسنده : صدیقه سادات بهشتی

بچه بودیم، اوایل دهه هفتاد، تلویزیون برنامه‌های زیادی نداشت. در طول هفته منتظر فیلم سینمایی عصر جمعه و سریال شب شنبه بودیم. برنامه‌های طول هفته آن چنان نبود که دل همه را ببرد. ولی مسابقه‌ها هم طرفدارهای خودشان را داشتند، مسابقه مشاعره و اطلاعات عمومی. من و امثال من از مسابقه مشاعره لذت می‌بریم و طوری با دقت این مسابقه را دنبال می‌کردیم درست مثل اینکه نشسته باشیم به دیدن قسمتی از سریال فرندز! یکی از آرزوهای‌مان هم این بود که آن قدر شعر بلد باشیم که اگر روزی در یک چنین مسابقه‌ای شرکت کردیم، شعرهای‌مان را بخوانیم و بالا برویم. بعدها شعر جزیی از زندگی‌مان شد، حافظ و سعدی و مولانا، سهراب و نیما و اخوان را برای مشاعره نمی‌خواندیم، با آن‌ها زندگی می‌کردیم. یادم هست شب‌ها قبل از خواب با خودم مشاعره می‌کردم، «ب» می‌خواندم و «دال» می‌گفتم و همیشه در «نون» می‌ماندم. اطلاعات عمومی سرگرمی بود که بعدها جزیی از زندگی‌مان شد، یک نفر که اطلاعات عمومی‌اش در حوزه ورزش بود، خبرنگار ورزشی و ورزشی نویس و مجری ورزشی می‌شد، آن دیگری که کتاب دوست داشت به سراغ نویسندگان رفت و ترجمه کرد و تالیف داشت و بقیه هر کدام به سمت و سوی علاقه‌های‌شان رفتند. علایق‌مان ما را بزرگ کردند. به بزرگی فکر کردیم و به بزرگان. همین است که حالا با دیدن یک بازیگر که اصلا هم معلوم نیست اسمش «سحر قریشی» است، حال‌مان گرفته می‌شود. بعد از اینکه در مصاحبه رضا رشید‌پور با این بازیگر معلوم شد، او نه تنها چیزی از سیاست نمی‌داند، بلکه از شرایط محیط کارش هم بی اطلاع است و اطلاعات معمولی که هر فیلم‌بینی ممکن است داشته باشد را هم ندارد. فرانسیس فورد کاپولای کارگردان را نمی‌شناسد و بر ندانستنش اصرار می‌ورزد و اصلا هم علاقه‌ای به دانستن ندارد. انگار قرار است به جای دانستنی‌ها، نادانی ترویج شود. انگار قرار است به جای اینکه آدم‌ها با اطلاعات و دانش‌شان بزرگ شوند با نادانی زندگی کنند. خانم بازیگر حتی به حرف‌های مصاحبه کننده‌اش گوش نمی‌کند و سعی نمی‌کند چیزی را به خاطر بسپارد، یا لااقل جدی به خاطر بسپارد و کارگردان بزرگ را کاپولا جون خطاب می‌کند و این طور در ذهنش نگه می‌دارد و این یک زنگ خطر است. زنگ خطر برای کسانی که قرار است یاد بگیرند، کسانی که قرار است بزرگ شوند، آن‌ها به خاطر خواهند سپرد که: می‌شود ندانست و بازیگر شد، می‌شود ندانست و معروف شد، می‌شوند ندانست و پولدار شد، می‌شود ندانیم و همه از ما خوششان بیاید، می‌شود ندانیم و بزرگ شویم! به گفته خود خانم بازیگر طرفدارانش از دسته نوجوانان هستند، کسانی که سن و سالی ندارند و به دنبال الگو و مسیر پیشرفت هستند، این نوجوان‌ها قرار است به دنبال یک نگاه بگردند و آن نگاه آینده‌شان را بسازد.

حالا کاری به درس و دانشگاه و تحصیلات آکادمیک نداریم ولی کسب اطلاعات در حوزه‌های مورد علاقه در دسته دانستنی‌های شیرین و دلپذیر بوده است. حالا فکرش را بکنید که همه علاقه‌ها می‌رود به سمت تتلوییسم و قریشییسم و نادانی تبدیل به ارزش می‌شود و عده زیادی از افراد جامعه که به لطف رسانه‌ها به این افراد علاقه‌مند شده‌اند از این به بعد سعی می‌کنند تنبل باشند، دروغ بگویند، به دنبال هیچ دانشی نروند و بی سواد باشند...

جامعه جدید با نگاه تتلوییسم و قریشییسم مبارک‌مان باشد! 

نظرات کاربران
کد امنیتی
Mina_n
Mina_n
٩٤/١٠/٠٩
٠
٠
متاسفانه جایگاه دانش خیلی توی جامعه خیلی پائین اومده ...