یکی برای همه
یک گفت وگوی خودمانی با کسانی که بدون چشم داشت، به مردم خدمت می‌کنند

یکی برای همه

نویسنده : زهرا خنداندل

 در زندگی همه ما گاهی اتفاقاتی می‌افتد که دل آدم را گرم می‌کند و حال و احوالش را جا می‌آورد، مثلا اینکه نان از نانوایی می‌خرید و موقع حساب کردن می‌گوید:  این تنور خیرات است، لازم نیست حساب کنی. یا راننده تاکسی که یک بسته شکلات گذاشته‌ است جلوی شیشه ماشینش و تا سوار می‌شوید تعارفتان می‌کند، این آدم‌ها از آن دسته‌ آدم‌هایی هستند که وقتی بهشان برمی‌خورید با خودتان می‌گویید: «دمش گرم، عجب آدم کار درستی است»

اما سوال مهم این است که چطور این‌ جنس آدم‌ها «کار درست» شده اند؟

 

کوه نوردی که قوری چایش همیشه روبه راه است

نادعلی حیدری یک بازنشسته 54 ساله و صاحب سه فرزند است که همراه با همسرش زهرا نجفی هر هفته، جمعه‌ها می‌روند کوه و برای کوهنوردان بساط چایی آتیشی تازه‌دم راه می‌اندازند. با او به گپ و گفت نشستیم تا از خودش و دلیل انجام کارش بگوید.

 

 چه چیزی باعث شد تا دست به این کار بزنید؟

راستش علاقه‌ای که به طبیعت و کوه دارم باعث شد تا به فکر پذیرایی از میهمانان طبیعت بیفتم. سال 80 بازنشسته شدم و الان حدود 10 سال است که در مشهد زندگی می‌کنم. من اصالتا بختیاری هستم و اهل شهر کرد و چند سال بعد از بازنشستگی‌ام به مشهد آمدیم. البته علاقه‌ای که به دوستان همنورد هم دارم یکی دیگر از این دلایل بود.

 ایده این کار از کجا در ذهنتان شکل گرفت؟

خودمان چون کوهنورد هستیم می‌دانیم کوهنوردان موقع صعود خسته هستند و علاقه زیادی به نوشیدن یک نوشیدنی دارند که خستگی شان را برطرف ‌کند. درمیان همه این نوشیدنی‌ها چای به ما ایرانی‌ها بیشتر می‌چسبد و بیشتر خستگی‌مان را در می‌کند، اوایل که با همسرم به کوه می‌رفتیم چایی که همراه‌مان بود را به خیلی‌ها تعارف می‌کردیم بعضی‌ها می‌آمدند و بفرمای ما را قبول می‌کردند و بعضی‌ هم از اینکه بیایند جلو خجالت می‌کشیدند این بود که به فکر راه انداختن چای دست جمعی افتادیم. الان 3 سالی است که اول پاییز که می‌شود حدود 25 تا 30 کیلو قند می‌گیرم با 7-8 تا پاکت چایی و 30-20 بسته لیوان یکبار مصرف که البته گاهی اوقات برای دو فصل پاییز و زمستان کم می‌آید و دوباره می‌خرم. بعد هم با خانمم راهی کوه می‌شویم و بساط چایی را راه می‌اندازیم. البته ما در نیمه دوم سال چای می‌دهیم که هوا خنک است، تابستان‌ها چایی نمی‌چسبد!

 کجا چای می‌دهید؟

کوه «خلج»، قله «معجونی». من و همسرم دو روز در هفته کوهنوردی می‌کنیم، اما جمعه‌ها برای شادی روح شهدا و اموات به کوهنوردان چای می‌دهیم. گاهی وقت‌ها بعضی‌ها می‌آیند چای می‌نوشند و می‌پرسند چقدر شد؟ یا می‌پرسند پولی است؟ می‌گویم: نه، صلواتی است، هر چند تا دوست داری بخور و صلوات بفرست. بعضی روزها که هوا خوب است جمعیتی بیش از سیصد نفر هم می‌آید.


 شما و همسر‌تان هردو کوه نورد حرفه‌ای هستید؟ 

تا حدودی بله، هر دو کوهنورد هستیم چندین بار دماوند رفته‌ایم و اکثر قله‌های معروف ایران را بالا رفته‌ایم. ما به کوهنوردی از اول علاقه داشتیم اما مرتب نبود مثلا ماهی یکی، دو بار به کوه می‌رفتیم اما از سال 70-72 شروع کردیم به کوهنوردی مرتب و با برنامه‌ریزی هفتگی به کوهنوردی پرداختیم.

 چطوری بالای کوه بساط چای را رو به راه می‌کنید؟

جمعه‌ها ما از 4:30 صبح و نیم ساعت قبل از اذان روی کوه هستیم و نمازمان را هم همان بالا می‌خوانیم، یک گونی چوب، 80 تا 90 لیتر آب، 20 تا لیوان شیشه‌ای، سه تا کتری و دو بسته لیوان یکبار مصرف هم همراه‌مان است. یک مقدار از راه را با ماشین می‌شود برویم اما بقیه راه خاکی است با شیب کم، ما برای روشن کردن شعله و داغ کردن آب دوبار می‌رویم و برمی‌گردیم، بعضی بچه‌های همنورد هستند که بعد از نماز می‌آیند من ظرف‌های آب را در مسیر می‌گذارم آن‌ها که دارند بالا می‌آیند خودشان این ظرف‌ها را دست می‌گیرند و کمک می‌کنند می آورند بالا، من بالای کوه یک بشکه طراحی کرده و ساخته ام که زیرش آتش روشن می‌کنم و کتری‌ها را روی آن می‌گذارم تا ساعت 9-10 کوهنوردها بالا می‌آیند و ما چای می‌دهیم راستش من خودم هم هردفعه یک چای باطعم مختلف به بچه‌ها می دهم، مثل چای زیره، چای زنجبیل، چای دارچین و... که دلچسب باشد و تکراری نباشد بعد از آن هم بشکه را قفل می‌کنم به نرده‌ها و پایین می‌آییم. البته روزهایی که هوا 5- 6 درجه زیر صفر است چون یخ و یخبندان است، احتمال زمین خوردن زیاد است برای همین کوه نمی‌رویم.

 برخورد مردم با شما چطور است؟

با خیلی‌ها که دیگر دوست شده‌ایم، بعضی‌ جمعه‌ها بچه‌های دیگر با خودشان چیزهایی مثل خرما، آبنبات، نبات یا حتی عدسی می‌آورند و در کنار چای ما می‌گذارند تا به دیگر کوهنوردها بدهیم و خیلی هم از کار ما خوششان می‌آید،  اما در کنار این دوستان و مردمی که این گونه رفتار می‌کنند هستند بعضی‌ها که به من می‌گویند تو دیوانه‌ای! خبر ندارند که من از سر عشق به مردم و خیرات برای رفتگان است که این کار را می‌کنم و در واقع عاشق هستم. قبل‌ترها روی کوه یک اجاق سنگی درست کرده بودم که هردفعه می‌آمدیم می‌دیدیم خرابش کرده‌اند و کلی وقت می‌گذاشتیم تا رو به راهش کنیم، برای همین بود که این بشکه را طراحی کردم که دیگر اینقدر اذیت نشویم.

 این کار چقدر برایتان هزینه دارد؟

تقریبا هر هفته 50 هزارتومان هزینه دارد البته گاهی وقت‌ها بعضی‌ها گوشه کار را می‌گیرند، مثلا با خودشان چای می‌آورند آن هفته‌ها برای ما کم خرج تر است.

 در حین این کار اتفاق جالبی هم برایتان افتاده است که تبدیل به خاطره شده باشد؟

یکبار با خانمم رفتیم بالای کوه، چایی درست کردیم و وقتی آماده شد گفتم، خانم یک لیوان بریز بخوریم حالمان جا بیایید، خانمم کتری را برداشت اما دید لیوان نیاورده‌ایم، گفتم حالا چه کار کنیم؟ همسرم گفت من هستم که بچه‌ها می‌آیند فکر نکنند از چای خبری نیست و بروند، شما برو لیوان‌ها را بیاور. خلاصه من هم به سرعت رفتم و نیم ساعت تا برگشتم زمان برد، وقتی رسیدم بالای کوه دیدم 20-30 نفر از این همنوردها دور بشکه ایستاده‌اند و منتظر چایی آتیشی ما هستند، در آن لحظه خیلی شرمنده این بچه‌ها شدم.

 تا چه زمانی قصد دارید به این کار ادامه دهید؟

چای دادن ما هر سال تا شب عید ادامه دارد، اما در کل تصمیم این است تا موقعی که توان داشته باشم به این کار به شکرانه اینکه زندگی خوبی دارم و از آن راضی هستم ادامه دهم. 

 

 

ناجی اسکناس‌ها

مهدی آزادی مرد روستایی در لرستان است که ۱۸ سال است بدون هیچ‌گونه هزینه‌ای اسکناس‌های کهنه را می‌گیرد و نونوار تحویل می‌دهد. اهمیت کار مهدی زمانی خودش را نشان می‌دهد که بدانید سالانه ۵۰۰ تا ۷۰۰ میلیون قطعه اسکناس فرسوده امحا می‌شود که برای چاپ هر یک از آن‌ها حدود ۷۵ تومان و در مجموع مبلغی حدود ۳۷.۵ تا ۵۲.۵ میلیارد تومان در سال هزینه می‌شود و مهدی آزادی در واقع با نونوار کردن اسکناس‌ها یک کار عام‌المنفعه انجام می‌دهد. آزادی برایمان از خودش و دلیل انجام کارش می‌گوید.

 

 چه موضوعی باعث شد که دست به بازیابی اسکناس‌های کهنه بزنید؟

یک خاطره بد. 19- 20  ساله بودم و وضع مالی‌ام خوب نبود در سفری که با مینی‌بوس مسافربری به خرم‌آباد داشتم وقتی به مقصد ‌رسیدم تمام داراییم یک اسکناس کهنه، پاره و مچاله شده هزار تومانی بود، که با خجالت آن را به راننده دادم، اما راننده به دلیل پاره بودن آن را به طرفم پرت کرد و قبول نکرد. جلوی آدم‌های داخل مینی‌بوس خیلی احساس شرمندگی کردم و همین اتفاق  انگیزه ای‌ شد تا سراغ اسکناس‌های کهنه بروم و آن‌ها را دوباره قابل استفاده کنم. خدا را شکر الان در روستایمان (سرنجه زیودار) که از توابع پل‌دختر است یک سوپر دارم و کار و بارم رو به راه است.

 این پول‌های کهنه برای ترمیم از کجا به دستت می‌رسد؟

در سال افراد زیادی برای درست کردن اسکناس کهنه و فرسوده‌شان به من مراجعه می‌کنند که بدون هیچ‌گونه دستمزدی و به‌صورت رایگان آن‌ها را ترمیم می‌کنم. در حال حاضر اسکناس‌های کهنه مغازه خودم، دوستان و آشنایان و محل‌هایی مانند کمیته امداد، موسسه‌های خیریه، داروخانه‌ها، جایگاه سوخت و سوپرمارکت‌ها را تحویل می‌گیرم و پس از ترمیم بدون هزینه ای به صاحبان‌شان بر می‌گردانم و چون به انجام این کار علاقه زیادی دارم اسکناس در هر حدی از کهنگی که باشد کار ترمیم و بازیابی آن را قبول می‌کنم. البته مغازه‌ام هم نزدیک به  یک مدرسه  است و پول‌هایی که دانش‌آموزان نیز برای خرید می‌آورند بیشترشان پاره و کهنه هستند که آن‌ها را هم ترمیم می‌کنم. 

 مراحل کار به چه صورت است؟

اول اسکناس‌های کثیف را به طریق خاصی می‌شویم، تمیز می‌کنم، پارگی آن‌ها را چسب می‌زنم و آن‌ها را با گیره آویزان می‌کنم تا خشک و محکم شود. سپس بعضی از آن‌ها که نیاز به صاف شدن دارد را به طریقی «اتو» زده، بسته‌بندی می‌کنم، باند می‌زنم و روانه بازار می‌کنم. این کار من در واقع کمکی به اقتصاد کشور به‌ حساب می‌آید، چون سالانه برای درست کردن اسکناس‌های نو هزینه‌های زیادی باید صرف شود. من روزانه مبلغ یک میلیون تومان اسکناس ریز و درشت کهنه و فرسوده را مرمت می‌کنم که البته نیما پسرم هم در این کار به من کمک می‌کند و روزی دو تا سه ساعت از وقتش را برای ترمیم اسکناس‌های فرسوده اختصاص می‌دهد.

 مردم نظرشان نسبت به کار شما چیست؟

خیلی‌ها تشویقم می‌کنند و خیلی‌ها هم از من یاد گرفته‌اند و خودشان اسکناس کهنه که دستشان می‌رسد درست می‌کنند شاید باورتان نشود اما 3-4 سالی است که فرهنگی در محل زندگی ما جا افتاده است که همه بیشتر مراقب اسکناس‌هایشان هستند. باید بگویم که در این راه خانواده من همیشه مشوقم بوده‌اند. اما پیدا می‌شوند افرادی که می‌گویند درست کردن اسکناس‌ها چه فایده‌ای دارد؟ وقتی کسی هدفی را دنبال می‌کند که در انتهایش کمک به جامعه به حساب می‌آید و حتی کمک به خود آدم هایی که این چیزها را می‌گویند، این حرف‌ها خیلی ناراحتش می‌کند.

 تا به حال از طرف مسولان شهرتان از شما تقدیر شده است؟

خیر، در طول این 18 سال هیچ تشویقی نشده‌ام که دلگرمی‌ام باشد، راستش از آن‌ها فقط یک خواسته دارم اینکه در هر نهادی که به این کار مربوط می‌شود یک مسئولیتی به من بدهند تا بتوانم اسکناس‌های بیشتری را ترمیم کنم، در حال حاضر فقط کسانی که مرا می‌شناسند و اعتماد دارند اسکناس‌هایشان را برای ترمیم به من می‌سپارند. سالانه اسکناس‌های زیادی به دلیل فرسودگی از چرخه اقتصاد کشور خارج می‌شوند که اگر دولت بستر مناسب را برای ترمیم آن‌ها فراهم کند هم کار آفرینی شده و هم کمک خوبی به بانک مرکزی می‌شود.

 به نظرت با ترمیم اسکناس‌ها چقدر به طول عمر آن‌ها اضافه می‌کنید؟

به خاطر اینکه اسکناس‌های کهنه و از رده خارج شده را با عملیات خاص و دقت بالایی ترمیم و بازسازی می‌کنم ماندگاری و دوام آن‌ها تا 8 سال ادامه پیدا می‌کند و بر عمرشان افزوده می‌شود.

 تا چه زمانی قصد دارید به کار ترمیم اسکناس‌ها ادامه دهید؟

تا زمانی که عمرم به دنیا باشد. واقعیتش درست کردن اسکناس‌ها دیگر برایم یک عادت شده، عادتی که 18 سال است همراه  من است و الان کسبه شهر هم اسکناس‌های فرسوده خود را برای ترمیم تحویلم می‌دهند، به گونه‌ای انگار برای همه دوستان و آشنایانی که من را می‌شناسند این کار عادت شده است. 

نظرات کاربران
کد امنیتی