سید تنها در غرب آفریقا
محرمانه مستقیم

سید تنها در غرب آفریقا

نویسنده : حامد نادری راد

سید ابراهیم مثل خیلی از جوان‌های دیگر دهه 60 و 70 میلادی، سعادت و رها شدن از ظلم را در برابری و اشتراک به سبک مارکسیست‌ها می‌دید. دوره‌ای که او و خیلی از دانشجویان شبیه او مبارزه با ظلم و حکومت‌های مستبد را با نیم نگاهی به کمونیست‌ها جلو می‌بردند. سید البته هیچ وقت دور و بر مارکسیست‌ها نرفته بود و بیشتر در انجمنی اسلامی به نام سوره به کار تبلیغ و البته مبارزه با حکومت نظامی وقت کشورش مشغول بود.

وقتی امام(ره) راهی فرانسه شده بود، او و همفکرانش از تلویزیون سیمای مردی را دیده بودند که علیه یکی از بزرگترین دیکتاتور‌های قرن قیام کرده بود ولی به شدت دین باور بوده و اصلا خودش یک عالم دینی است. دیدن چهره امام(ره) برای ابراهیم مقدمه‌ای شد که سال 1358 برای شرکت در جشن اولین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی راهی ایران شود. دیدار او و امام خمینی(ره) برای سید ابراهیم هم یک افق الهام بخش مبارزاتی بود و هم باعث علاقه‌مندی و بعد‌ها شیعه شدنش. صحنه بازگشت به کشورش را خودش این‌گونه روایت می‌کند:

«وقتی برگشتم، همه مشتاق بودند که بدانند از انقلاب اسلامی و شخصیت امام(ره) چه دیده‌ام؛ واقعاً شور و شوق عجیبی حاکم بود. برخی از دانشجویان، ۱۲ کیلومتر راه را پیاده طی کرده بودند تا سخنان مرا بشنوند. سالن اجتماعات دانشگاه مالامال از جمعیت بود. تعدادی از دانشجویان که نتوانسته بودند به داخل راه پیدا کنند و صدای من هم به آن ها نمی‌رسید، شیشه‌های سالن را شکستند تا سخنان مرا بهتر بشنوند، اما من آن روز فقط اشک می‌ریختم. باور کنید نمی‌دانستم چگونه چیزی را که دیده و دریافته بودم به جوانان مشتاق عرضه کنم. یکی از دوستانم به من گفت، حال که نمی‌توانی آن چه را که درک کردی یک جا بیان کنی، آن را در سینه‌ات حفظ کن و به تدریج در اختیار ما بگذار. این چنین بود که حرکت ما آغاز شد.»

او با همین درک و عشق به خمینی کبیر(ره) کارش را در اوایل دهه 80 میلادی با جذب حدود بیست نفر شروع کرد. این بیست نفر بعد‌ها به صد‌ها و هزاران  و کمی بعد به میلیون‌ها نفر رسیدند. البته پیمودن این راه برای سید آسان نبود. او در طی دهه 80 میلادی سه بار به زندان افتاد و در مجموع 7 سال زندانی شد.

آیت‌ا... سید ابراهیم زکزاکی رهبر شیعیان نیجریه اکنون بیش از 35 سال است که در جنوب غرب آفریقا، درست در کشوری که هزاران کیلومتر آنسوی دریا‌هاست با عشق به خمینی(ره) و الهام از حرکت او بیش از 10 میلیون نفر را شیعه کرده است. شیعه در کشوری که بوکوحرام از یک سمت و ارتش سکولار و بهانه‌گیر نیجریه از سمت دیگر آن‌ها را قتل و غارت می‌کنند. ولی مگر در منطق عشاق خمینی(ره) ترسی از مرگ وجود دارد؟ خمینی کبیر وقتی حاصل عمرش را شهید کردند گفت:

«بريزيد خون‌ها را؛ زندگي ما دوام پيدا مي‌كند. بكشيد ما را؛ ملت ما بيدارتر مي‌شود. ما از مرگ نمي‌ترسيم و شما هم از مرگ ما صرفه نداريد»

سید هنوز هم در حال جنگ است. یکشنبه همین هفته شاید برای ما روزی مانند همه روز‌های دیگر بود، ولی برای سید مساوی بود با شهید شدن همسرش و تنها پسری که برایش مانده بود. سید پارسال در راهپیمایی روز قدس نیجریه (که بعد از ایران بیشترین تعداد شرکت کننده را دارد) سه پسر جوانش را هم در راه عشق به اسلام ناب محمدی که پرچمدارش خمینی(ره) است، تقدیم کرده بود. نمی‌دانیم در آخرین یورش وحشیانه ارتش نیجریه چه بر سر سید آمده؛ شهید شده یا زنده است. ولی می‌دانیم که نهضت سید ابراهیم در نیجریه زنده است و بذری که او 35 سال پیش کاشته حالا درخت‌ تنومندی شده است.

نظرات کاربران
کد امنیتی