تلگرام و مینیمالیسم
jeem.ir

تلگرام و مینیمالیسم

نویسنده : مدیر سایت

از وقتی تلگرام از یک نرم افزار ارتباطی خارج شد و با راه‌اندازی کانال تبدیل به یک رسانه خیلی بزرگ شد، فضای کوتاه نویسی و کوتاه خوانی چند برابر تقویت شد. الان همه می‌دانند که اگر متنی بیش از 5 خط باشد کسی به آن نگاه نمی‌کند. این عادت به کوتاه‌خوانی احتمالا ما را کتاب نخوان‌تر، سطحی‌تر و کم حوصله‌تر خواهد کرد. از طرفی فرصت را برای نوشتن و جا افتادن مطلب از نویسنده و یا تولید کننده محتوا هم می‌گیرد. مراقب باشیم کلا حوصله‌مان را از دست ندهیم!

 

دخترهایی که فاز سنگین برنمی‌دارند

shamim_m

تاریخ انتشار: 09/09/94

ساعت: 11

یک دختر خوب خوب‌هایی هستند که اصلا فازهای سنگین و کمرشکن و «دیگر آزار» برنمی‌دارند. همش غر نمی‌زنند که چرا با یک کاپشن مشکی خزدار و کلاه کج توی خیابون‌های لندن راه نمی‌روند و کنار بیگ‌بن عکس نمی‌گیرند ولی یک دختر خیلی خوب خوب‌ترهایی هم هستند که اشتراک مجله «ایده‌آل» کلی برای‌شان تفریح است و حتی عکس گرفتن از باران و رنگین کمان یک حس عمیق طراوت می‌ریزد توی دل‌شان. بعضی از این دخترها با کاج، جغد درست می‌کنند و با بطری‌های دور ریختنی، جعبه کادو! و بعضی‌های‌شان هم یک شکلات داغ که با دوست‌شان می‌خورند تا یک هفته شارژند! برای این دخترها اگر یهو پیکسل «حوض ماهی» هم بخری، کلی تشکر می‌کنند و به همه کیف‌های‌شان وصل می‌کنند و از آن عکس می‌گیرند. این‌ها حتی با بو کردن شکوفه سیب هم جان می‌گیرند، این‌ها فان‌ترین تفریح‌شان دابسمش سازی است! این دخترها را اگر پیدا کردید از دست‌شان ندهید!

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – دخترهایی که فاز سنگین برنمی‌دارند

 

من الغریب الی الحبیب

sh_jahantiq

تاریخ انتشار : 09/09/94

ساعت: 12

بین خودمان بماند، گاه از فرط خستگی از دویدن و نرسیدن، مثل جوجه کبوتر کوچک بغ کرده‌ای در کنجی از بالای بلندی کز می‌کنم و می‌پایم تمام آن‌ها را که سخت در آغوش پرمهرت می‌فشاری و در خودم می‌میرم. ای کاش دور نبودم، ای کاش نزدیک بودم، درست به همان اندازه که تو به من نزدیکی.

می‌دانی؟! پناه می‌خواهم. بگذار وسیع‌تر بگویم، تمام ِ این جان ِخسته، دستی رحیم و عزیز و کریم می‌خواهد که گهگاه از پشت سر بزند بر شانه‌ی سردم و امید ِوصلی زیبا را در رگ‌هایم جاری کند. و آن‌گاه که تَلِ گونه‌ام نمِ باران گرفت، سبز به سبز؛ جانم را روشنی بخشد به دیدار. آرامِ جانِ بی‌قرارِ پرگریه‌ام، این‌گونه با واژه‌ها بازی می‌کنم. دلم پر جوش، چشمم پر آب، نگاهم می‌کنی معبود؟! دیگر دوری تاب و توانم را گرفته، دیگر نمی‌شود، مرا نزدیک و نزدیک و نزدیک‌تر کن...

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – من الغریب الی الحبیب

 

مامان‌های دیجیتالی

زهرا خدائی

تاریخ انتشار : 10/09/94

ساعت: 13

ما، مامان‌های آینده، مامان‌های دیجیتالی هستیم. حوصله‌مان که سر می‌رود می‌رویم سراغ گوشی و با آن بازی می‌کنیم، وای فای یا اشتراک اینترنت زیاد داشته باشیم می‌رویم تلگرام و اینستاگرام یا می‌نشینیم پای همین کامپیوتر و هی تق تق به کیبورد می‌زنیم. نهایتش خیلی حوصله‌مان سر برود با دوستانِ جان جانی‌مان می‌رویم پارک یا کافی شاپ یا کتاب می‌خوانیم.

فکر کن یک روز که خسته از سرکار برگشته‌ای و عصرش مشغول استراحتی فرزندت توی یکی از سرچ‌های اینترنتی‌اش به انواع بافتنی برسد بعد برگردد و به تو بگوید: «مامان تو بافتنی بلدی؟»، بعد تو مردد شوی که بگویی آری یا نه، اگر بگویی آری فرزندت برمی‌گردد و به تو می‌گوید: «خب برام یه شال می‌بافی؟» یا «پس چرا تا حالا هیچی برام نبافتی؟» و اگر بگویی نه فرزندت می‌گوید: «چرا؟»

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – مامان‌های دیجیتالی

 

امام رضایی شدیم

سلیمان حسنی

تاریخ انتشار : 21/09/94

ساعت:12 

حامی دلش گرفته/ تمام طول هفته/ پنجره فولادتو/ با دست دل گرفته 

باپا نه، با سَر میام/ با چشمای تَر میام/ تا که کنی شفاعت/ پیش تو سَروَر میام 

آقا دلم خون شده/ حالم پریشون شده/ از این همه گناهان/ دلم پشیمون شده 

دلم میشه روونه/ کنار سقّا خونه/ اشک سرازیر میشه/ با کمترین بهونه 

توو حرَمی خدایی/ یه گنبد طلایی/ عشق داره زیارت/ داره عجب صفایی 

کبوترا چه زیبا/ پَر میزنن توو هوا/ دعای زوّارا رو/ می‌رسونن به آقا 

اگه غمت زیاده/ با قلب صاف و ساده/ بشین کنار ضریح/ با یه دل آماده 

اشک سرازیر میشه/ مثال اکسیر میشه/ میریزه روی سینه/ جوون، دل پیر میشه 

آقا اَزَت ممنونم/ امام مهربونم/ تا  آخر زندگی/ عاشقتون می‌مونم

ما که هوایی شدیم/ ز غم رهایی شدیم/ با دل پُرشور و عشق/ امام رضایی شدیم

صفحه اصلی- جادوی کاغذی – یادداشت کاربران – امام رضایی شدیم 

نظرات کاربران
کد امنیتی