ذهن زیبا
ذهن زیبا

ذهن زیبا

نویسنده : سرویس ادب و هنر

تو پاییز را از یاد می‌بری 

و مردی 

تمام برگهای خیابان را 

در حیاط خانهاش جمع میکند 

تا شاید آخرین قدمهایت را 

به خانه برگرداند...

محمد قدیمی/ 1345


نه به خاطر شعر 

نه به خاطر جور دیگر زیستن

خانهی من 

برای دو نفر کوچک بود 

به همین خاطر تنها ماندم!

رسول یونان/1348


بیصدا زندگی میکنم 

بیصدا راه میروم 

بیصدا کار می‌کنم 

بیصدا حرف می‌زنم 

بازیگر فیلم صامتی هستم 

تمام میشود 

تمام میشوم 

لیلا کردبچه/1359


امروز هم به رخوت بی بادگی گذشت

آری گذشت! مستی دلدادگی گذشت

در آتش خیال تو با خود قدم زدم

دوران عاشقی به همین سادگی گذشت

روزی ز چشم مردم و روزی به پای تو!

عمر مرا ببین که به افتادگی گذشت

فاضل نظری/1358


برف نوگویی زمین است 

وقتی به متن پایبند نباشد 

و بخواهد به شیوه‌ای دیگر 

و سبکی بهتر بسراید

و از عشق خود 

به زبانی دیگر بگوید...

نزار قبانی/1978-1923


خوابيست عمر و همچو خياليست دولتش

خواب و خيال را بر کس اعتبار نيست

ز ابناى روزگار اميد وفا مدار

بوى وفا و عهد چو در روزگار نيست

واثق نيم به عمر که معلوم شد مرا

کو نيز همچو باد به عهد استوار نيست

همام تبریزی/714-636


ما غرقه آبیم چنین تشنه عجیبست

در خانه خویشیم و غریبیم غریبست

در عین وصالیم و گرفتار فراقیم

ما دور ز یاریم ولی یار قریبست

در دیده مجنون همه جا صورت لیلی است

در چشم محبان همه معنی حبیب است

شاه نعمت‌ا... ولی/832-730


هر شب که می‌خواهم بخوابم 

می‌گویم

صبح که آمدی با شاخه‌ای گل سرخ 

وانمود می‌کنم که هیچ دلتنگ نبودهام 

صبح که بیدار میشوم 

میگویم شب با چمدانی بزرگ می‌آید 

و  دیگر نمی‌رود...

کیکاووس پاکیده/1347


قیامت می‌کند حسرت مپرس از طبع نا شادم

که من صد دشت مجنون دارم و صد کوه فرهادم

به سامان دلم آواره صد دشت بیتابی

ز منزل جاده‌ام دور است یارب ‌گم شود زادم

درین صحرای حیرت دانه و دامی نمی‌باشد

همان چون بلبل تصویر نقاش است صیادم

بیدل دهلوی/1133 -1054

نظرات کاربران
کد امنیتی