سریال‌بینی یواشکی
گزارشی از بینندگان پنهان سریال های ترکی

سریال‌بینی یواشکی

نویسنده : سحر نیکوعقیده

شاید شما هم تا کنون وسوسه شده باشید که بنشینید و یک قسمتش را نگاه کنید، اصلا شاید با خودتان گفته باشید یک قسمتش را نگاه کنم ببینم چه دارد که برخی ها اینقدر با اشتیاق داستانش را در جمع های دوستانه و دورهمی برای یکدیگر تعریف می کنند. اصلا شاید دیدن همان یک قسمت همان و پی گیری و حتی دیدن تکرار قسمت های سریال تا قسمت آخر همان. قسمت آخر هم که می گویم ممکن است قسمت 489 از فصل دهم یک سریال باشد! سریالی که شاید خودمان هم از اینکه دیگران بدانند برایش وقت می گذاریم می ترسیم چون به نظرمان بی-ارزش و سخیف می آید، حتی اگر در یک محیط رسمی و فرهیخته کسی از ما سوال کند که آیا شما  هم سریال های ترکی را ملاحظه می کنید آنچنان نعی می گوییم که طرف خیال می کند جز شبکه 4 سیما چیزی نمی بینیم و اساسا با کوزی گونی، فرهیا و فاطما گل و حریم سلطان بیگانه-ایم! 

این حکایت خیلی از ما و سریال های ترکی است. سریال هایی پر از چهره های جذاب، لباس های شیک، زندگی تجملی و البته عشق های مثلثی و مربعی و حتی ذوزنقه و زیاد الاضلاع که یک ضلع ثابت آن البته دروغ و ضلع روبه رویش خیانت است. 

شاید از نظر برخی ساده ترین راه برای واکاویی این موضوع یعنی «تماشای سریال های ترکی در ایران» پاک کردن صورت مسئله باشد یعنی این که بگوییم اینجا کسی مخاطب پروپاقرص سریال‌های ترکی نیست و همه پای «کیمیا»، «نفس گرم» و «آسمان من» میخ کوب شده اند، حالا شاید یکی دو نفر، همین طور اتفاقی در خانه همسایه چند دقیقه ای از سریال های ترکی دوبله شده را دیده باشد! اما واقعیت چیز دیگری است، واقعیتی که اگر پای صحبت های درگوشی افراد بنشینید متوجه خواهید شد که «خانه های همسایه» زیادی هستند که بینندگان این سریال ها را در خود جای داده اند! 

گفت وگوی خبرنگار ما با برخی از بینندگان این سریال ها را در ادامه می خوانید. ما از آن ها پرسیده ایم که در این سریال ها چه چیزی دیده اند که بیننده پروپاقرص شان شده اند ...

 

سریال های «از زندگی سیر کن»

اسم ماهواره و سریال هایش را که می شنود آهی می کشد و می گوید: «خیلی دوست دارم ماهواره داشته باشیم اما هرچقدر اصرار می کنم مادرم اجازه نمی دهد. مدام می گوید ماهواره برکت را از زندگی می برد.» ریحانه 24 ساله است. تا دیپلم بیشتر درس نخوانده است. درس و مدرسه را رها کرده و حالا به کار آرایشگری مشغول است. می گوید که بعضی از قسمت های سریال های ترکی را در خانه دوست هایش دیده و علاقه مند شده. به نظر او جذاب‌ترین بخش ماجرا هم به تناسب شغلی که دارد برمی گردد یعنی همان مدل مو و لباس های زیبایی که در این سریال ها می بیند. می پرسم محتوای این سریال‌ها را چطور ارزیابی می کند. «عشق و عاشقی و اینجور چیزهاست دیگر. خیانت و اینجور مسائل را هم نشان می دهد طوری که اگر خیلی گرفتار سریال بشوی، واقعا از زندگی سیر می شوی و به همه چیز و همه کس بدبین. البته سریال های خودمان هم آنچنان تعریفی ندارد، غم و غصه از هر کدام شان می بارد، در همه سریال های ایرانی هم بلااستثنا یک دختر و پسر عاشق هم می شوند، اول خانواده‌ ها مخالفت می کنند ولی آخرش به هم می‌رسند!»

 

بیشترین نگرانی، خواهر کوچک

 نادیا دانشجوی ترم اول رشته کامپیوتر است و بیننده پر و پاقرص سریال‌های ترکی. می گوید که هر شب با خانواده می نشیند پای تلویزیون یا بهتر بگویم ماهواره و سریال ترکی تماشا می کند. علت علاقه اش به این سریال ها را می پرسم. می گوید: به قول مادرم «در دوره و زمانه ای که برخی زن و شوهرها نمی توانند به یکدیگراعتماد کنند، دیدن این سریال ها شاید یک تلنگر باشد که آدم حواسش را بیشتر جمع زندگی اش کند.» 

البته نادیا قبول دارد که شکستن قبح بی اعتمادی یا خیانت زوجین آفت بزرگ این سریال ها است ولی با این وجود احساس می کند که آدم اگر سریالی را هم می بیند باید آنقدر سواد رسانه-ای و فرهنگی داشته باشد که بتواند نکات مثبت را –در صورت وجود- الگو بگیرد نه منفی ها. 

او بخشی از زندگی هایی که در سریال های ترکی به تصویر کشیده می شود را «باور پذیرتر» از برخی داستان های سریال های ایرانی می داند و می گوید: در برخی از سریال‌های ترکی روابط بین آدم ها واقعی تر به نظر می رسد، شاید برای همین است که برخی از مردم ما به این سریال ها علاقه مند هستند به عنوان مثال اگر دو نفر هم را دوست داشته باشند اطرافیان از این قضیه مطلع هستند اما در سریال های ایرانی همه پنهان کاری می کنند.»

این دانشجو در ادامه صحبت هایش به یکی از بزگترین دغدغه هایش اشاره می کند و می گوید: بیشترین نگرانی من و خانواده ام تماشای این سریال ها توسط خواهر کوچکم است چرا که سن او مناسب دیدن خیلی از سریال ها نیست.

 

معتاد شده ام

دل پری از سریال های ترکی دارد. می گوید: «ترویج بی اخلاقی، بی بند و باری، خیانت. خلاصه هرچه از بد بودن این سریال‌ها بگویم کم است.» بین حرف هایش می گوید: درست است که خودم تماشا می کنم اما به جوان ترها می گویم که وقت‌شان را پای این سریال‌ها تلف نکنند. تعجب می کنم و می‌پرسم شما که خودتان مخالف هستید پس چرا می بینید؟

- از یک پیرزن که نمی داند وقتش را چطور پر کند چه انتظاری داری؟ چاره‌ای ندارم.

- خانواده‌تان نظرشان چیست؟

- بچه هایم که همه عروس و داماد شده اند. شوهرم هم مدام می گوید این سریال ها را نبین. من هم حرفش را قبول دارم اما به قول معروف معتاد شده ام. اراده ندارم که نبینم.

- چرا سریال‌های دیگری نمی بینید یا مثلا وقت‌تان را جور دیگری پر نمی کنید؟

- مثلا وقتم را چطور پر کنم؟ با این سریال‌های صدا و سیما. دم پیری می خواهم یکم شاد باشم و غصه دنیا را نخورم. نه اینکه سریالی ببینم که موضوعش فقط غم و غصه و گرفتاری و بدبختی است.

 

می ترسم وجه ام خراب شود!

«هرکسی متوجه بشود که سریال ترکی نگاه می کنم، می گوید ازموی سفیدت خجالت بکش مرد!» این را می گوید و می خندد. مرتضی حالا 50 سال دارد و بازنشسته شده است. در دوران جوانی عاشق کتاب، شعر و مطالعه بوده اما حالا اوقات بیکاری اش را با دیدن سریال و به خصوص سریال‌های ترکی پر می کند. البته خانواده اش در این مورد نظر مثبتی ندارند به خصوص دختران جوانش. در شوخی هایشان همیشه او را بابت دیدن این جور سریال‌ها دست می اندازند. می خواهم نظرش را درمورد کیفیت این سریال‌ها بگوید. «خودتان بهتر از من می دانید که بی محتوا است و نکته خاصی ندارد. اما کافی است آدم یک قسمتش را ببیند. دیگر نمی توانی رهایش کنی و باید تا آخرش را ببینی. خلاصه جذاب است دیگر. البته از فرط طولانی بودن اعصاب خردکن هم هست. ولی بخواهی و نخواهی راغب می شوی که سریال را دنبال کنی.» به دلیل داشتن اوقات فراغت زیاد از وقتی که پای دیدن این سریال‌ها صرف می کند ناراضی نیست و تنها چیزی که او را اذیت می کند نگاه منفی اطرافیان به افرادی است که طرفدار سریال های ترکی هستند. این نگاه زمانی که بدانند او تحصیل کرده است، بدتر هم می شود. می‌گوید: «البته لزومی هم ندارد که همه این موضوع را بدانند. این همه سال تلاش کرده ام که مردم خودم و خانواده ام را با فرهنگ بدانند، دلیل ندارد که مردم بدانند سریال ترکی می‌بینم و وجه خودم را خراب کنم!»

نظرات کاربران
کد امنیتی