گمشده درترجمه
مروري بر ترجمه ادبي در ايران

گمشده درترجمه

نویسنده :

شايد در نگاه خيلي‌ها ترجمه کردن عمل ساده‌اي باشد، همين کاري که خيلي از وبلاگ‌ها و اشخاص براي مقاله‌ها مي‌کنند. خوب خيلي‌ها هم فکر مي‌کنند داستان و نمايش‌نامه و شعر هم حتما از همين جنس است و کاري ندارد. در صورتي که کاملا برعکس است. اين‌بار قرار است درباره همين صحبت کنيم درباره ترجمه آثار ادبي. ...شايد در نگاه خيلي‌ها ترجمه کردن عمل ساده‌اي باشد، همين کاري که خيلي از وبلاگ‌ها و اشخاص براي مقاله‌ها مي‌کنند. خوب خيلي‌ها هم فکر مي‌کنند داستان و نمايش‌نامه و شعر هم حتما از همين جنس است و کاري ندارد. در صورتي که کاملا برعکس است. اين‌بار قرار است درباره همين صحبت کنيم درباره ترجمه آثار ادبي.

دست تاريک، دست روشن
ترجمه آثار ادبي در ايران، عمر صد ساله دارد. مانند ترجمه‌هاي نخست که از سه تفنگدار و کنت‌مونت کريستو مي‌شده است. يا ترجمه‌اي که از اتللوي شکسپير شده‌است. خواندن آن ترجمه‌ها لذت عجيب و غريبي دارد، چون اول از همه با نثري گمشده در تاريخ سر و کار داريم (نثر دوره قاجار) و دوم اين‌که شايد به نوعي آن ترجمه‌ها کامل‌تر باشند چون به زبان کلاسيک اثر تا حدودي نزديک‌ترند به خصوص درباره نويسنده‌هاي فرانسوي قرن 18. حالا از تاريخ ترجمه که بگذريم در حال حاضر در کشور ما هر سال تعداد زيادي رمان و نمايش‌نامه و شعر به فارسي ترجمه مي‌شوند. مي شود گفت ما تا حدودي با ادبيات روز جهان در تماس‌ايم و خيلي از نويسنده‌هاي بزرگ جهان را که زنده‌اند مي‌شناسيم. خوب اين خودش يعني به روز بودن که خيلي خوب است. اما خود عمل ترجمه رمان و شعر و داستان، کاري که امروزه خيلي‌ها در وبلاگ‌هايشان انجام مي‌دهند و در خيلي از نشريات ترجمه‌هايي که مي‌خوانيم با آن چه به زبان اصلي نوشته شده از زمين تا آسمان متفاوت است. حالا اين‌که در ترجمه چه فرآيندي بايد انجام شود تا ما خود اثر را درک کنيم موضوع و سؤالي بود که اين هفته قرار است به آن بپردازيم.

اپراي شناور
اول از همه اجازه بدهيد اين را بگوييم که هر کسي که زبان بلد است قرار نيست دست به ترجمه بزند. کاري که متأسفانه در کشور ما به صورت مداوم انجام مي‌شود. با دانش نصف و نيمه‌اي که نسبت به زبان فرانسه يا انگليسي دارند دست به ترجمه مي‌زنند و حاصلش کتاب‌ها و مقاله‌هاي ناقصي مي‌شود که نه خواننده متوجه مي‌شود چه خوانده و نه مترجم مي‌فهمد چه ترجمه کرده. يک مترجم اول ازهمه بايد هم زبان فارسي را خيلي خوب بلد باشد و هم زباني که قرار است از آن ترجمه کند. اگر بخواهم يک مثال بزنم «نجف دريابندري» است دريابندري هم چند تا از رمان‌هاي «ارنست همينگوي» را ترجمه کرده که جزو شاهکارهاي ترجمه فارسي است و هم اين‌که کلي کار فلسفي را از جمله «قدرت و تاريخ فلسفه غرب» نوشته فيلسوف انگليسي (برتراند راسل) به فارسي برگردانده است. وقتي ترجمه رمان‌هايش را با کتاب‌هاي فلسفي‌اش کنار هم مي‌گذاريد انگار با دو آدم متفاوت روبه‌رويند و اين اوج کار ترجمه است. يعني دريابندري توانسته روح اين نويسنده‌ها در زبان فارسي باشد کاري که انجام دادنش خيلي دشوار است.

راستش اصل قضيه، ترجمه کلمه به کلمه حرف‌ها نيست اصل قضيه در آوردن روح اثر و از آن مهم‌تر ريتم خود داستان است. کاري که گاهي انجام دادنش غير ممکن به نظر مي‌رسد يا خيلي سخت، مثلا کاري که «مهدي سحابي» انجام داد. در ادبيات ايران کار جاودانه‌اي است. مهدي سحابي بيش از 10 سال وقت گذاشت و رمان «در جستجوي زمان از دست رفته» را از فرانسه به فارسي ترجمه کرد. رمان 7 جلدي و بسيار مشکلي که خواندش هم به زبان فرانسه سخت است. اما کاري که او در طول سال‌ها انجام داد يک جور کلنجار رفتن با زبان فارسي و فرانسه بود تا بتواند اين شاهکار ادبي جهان را براي ما فارسي زبان‌ها قابل خواندن کند. کاري که هنوز کسي جرأت نکرده دوباره دست به ترجمه آن ببرد.

معجزه در باد و باران
گاهي اوقات همين تفاوت‌هايي که بين ترجمه دو اثر ادبي وجود دارد موجب شده تا دعواهاي اساسي بين مترجمان اتفاق بيفتد و يک رمان يا کتاب چندين بار ترجمه شود. از آن نمونه‌هاي پر حاشيه و پر سر و صدا در ترجمه، کتاب «شازده کوچولو» اثر «سنت اگزوپري» است. اين کتاب يک جور زور آزمايي غول‌هاي ترجمه ادبيات فارسي است. شايد 8 مترجم به سراغ اين کتاب رفته‌اند و معتقدند ترجمه آن‌ها به رمان شازده کوچولو به زبان فرانسه نزديک‌تر است. جالب است که اکثر مترجماني که اين کتاب را ترجمه کرده‌اند خودشان جزو بزرگان ترجمه ادبي در ايران بودند، از «محمد قاضي» و «احمد شاملو» بگيريد تا «ابوالحسن نجفي» و «عباس پژمان». يا کتاب «مادام بواري» نوشته «گوستاو فلوبر» هم 5 ترجمه دارد، با اين‌که اين اثر رمان نسبتا قطوري است اما ترجمه‌هاي متعددي در طول 40 سال اخير انجام شده. خيلي از مترجم‌ها هم به اين دليل دوباره اين رمان را ترجمه کرده‌اند که زبان فارسي تغيير زيادي کرده است و رمان هم آن‌قدر ارزشمند است که ترجمه ديگري هم از آن وجود داشته باشد.

گاهي ترجمه آن‌قدر سخت مي‌شود که مترجم از خير ترجمه اثر مي‌گذرد. يا خود رمان به زبان اصلي آن‌قدر از نظر فرم پيچيده است که ترجمه کردنش محال است. «منوچهر بديعي» دقيقا کارش همين است و به سراغ آثاري مي‌رود که از نگاه اول ترجمه آن‌ها غير ممکن است نويسنده‌هايي که سخت بودن کتاب‌هايشان در تمام جهان معروف است مانند «کلود سيمون»، «آلن روب گريه» و «جيمز جويس» او اين آثار را به فارسي ترجمه کرده که ترجمه‌هاي بسيار خوبي هم از کار در آمده‌اند.

گاهي هم نام نويسنده و اثرش آن‌قدر سر و صدا به راه انداخته که هر مترجمي به دنبال انحصاري کردن نامش با نام کتاب است. مثل داستان ترجمه‌هاي زيادي که از هري‌پاتر مي‌بينيم. همه دعوا سر اين بود که چه کسي زودتر ترجمه مي‌کند و کي مي‌تواند نامش را کنار نويسنده جا بزند! به نظر مي‌رسد اين سطحي‌ترين و کم ارزش‌ترين نوع ترجمه است ترجمه‌اي که هيچ بويي از ادبيات نبرده است.

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
درباره مردانگی دختر شطرنج باز کشورمان که حسابی در رسانه‌های جهان ترکاند!

دختری از جنس آقا تختی!

٩٥/٠٩/١٨
گفت‌و‌گو با «ساراسادات خادم‌الشریعه»

در آن لحظه به نتایجم فکر نکردم

٩٥/٠٩/١٨
مینی‌ها

مینی پیشنهاد

٩٥/٠٩/١٨
تولدنـوشت‌های اینستاگرامی سه نسل از جیمی‌ها به مناسـبت 19 آذر 10 سالگی جیم

دهه دومی شدیم:)

٩٥/٠٩/١٨
محرمانه مستقیم

9 سال و ۳۶۴ روز!

٩٥/٠٩/١٨
فتوچاپ

فتوچاپ

٩٥/٠٩/١٨
تلگجیم

تلگجیم

٩٥/٠٩/١٨
چهره هفته

جینگولک بازی غربی‌ها

٩٥/٠٩/١٨

یهویی شد دیگه

٩٥/٠٩/١٨

دشواری نداریم

٩٥/٠٩/١٨

چرخه‌ تبدیل پراید

٩٥/٠٩/١٨
حکایت هفته

اندر حکایت خراب کردن دیوار و مریدان

٩٥/٠٩/١٨
اینترنت و سر و شکل جدیدی که به بازار کالا و خدمات ایران داده است

#تقابل_مدرنیته_سنتی

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

زنده و مستقیم این‌جا اینستاگرام است!

٩٥/٠٩/١٨
#شگرد_خفن

خلاق‌های اینستاگرامی

٩٥/٠٩/١٨
مینیمال

زن زندگی/مرد زندگی باس چی داشته باشه؟

٩٥/٠٩/١٨
نکاتی خواندنی درباره برترین بازیکن فوتسال آسیا در سال‌های 2014 و 2016

موفرفری خوش‌تکنیک!

٩٥/٠٩/١٨
درباره تعطیلات و فرهنگ تعطیلی به بهانه احتمال اضافه شدن یک روز تعطیل دیگر به تقویم کشور از سال آینده

فیتیله چندتا تعطیله؟!

٩٥/٠٩/١٨
نگاهی به تعطیلات رسمی ایران و دیگر کشورهای توسعه یافته دنیا

این همه تعطیلی چندتا لایک داره؟!

٩٥/٠٩/١٨
وقتی که یک پای فرهنگ تعطیلی می‌لنگد

تعطیلیِ تعطیلات

٩٥/٠٩/١٨