کانال‌های توزیع

کانال‌های توزیع

نویسنده : مدیر سایت

یکی از اشتباهات رایج این روزها این است که گاهی ما محل تولید محتوا را با محل توزیع آن اشتباه می‌گیریم. درست است که هم اکنون بیشتر وقت کاربران اینترنتی در فضای شبکه‌های اجتماعی بخصوص ایسنتاگرام و تلگرام می‌گذرد، ولی این شبکه‌ها برای نوشتن یک مطلب درست و حسابی اصلا جای خوبی نیستند. کارکرد عمده این شبکه‌ها برای نویسنده و کسانی که تمایل دارند نوشته‌هایشان دیده شود، صرفا یک کانال توزیع و ابزار تبلیغ و ترویج است.

 

عمله خوب خدا

m_r_amani

تاریخ انتشار: 18/08/94

ساعت: 18

در فیلم «زیر نور ماه» آن‌جایی که طلبه جوان دارد وسایلش را جمع می‌کند تا به ولایتش برگردد دیالوگ زیبایی هست که خیلی وقت‌ها توی ذهنم زنده می‌شود: «فکر کردی این لباس پادشاهیه؟ نه، این لباس کاره. لباس عملگیه، عمله خوب داریم، عمله بد هم داریم. تو اگه می‌تونی برو عمله خوب خدا باش!»

چند سال پیش بر اثر سقوط از پشت بام پای چپم شکست. روزی که از بیمارستان ترخیص شدم دیدم پدرم با آژانس آمده دنبالم. ماشین‌اش توی پارکینگ خانه هم نبود. شب به شوهر خاله‌ام که آمده بود برای عیادت گفت که پزشک معالج چند میلیونی بیشتر از حق جراحی‌اش خواسته تا زودتر من را عمل کند. دیشب پسر چهل روزه‌ام را برده بودم پیش یک دکتر بسیار حاذق که تعریفش را زیاد شنیده بودم. توی مطب برگه‌ای را چسبانده بودند به دیوار که«روزهای چهارشنبه و پنج شنبه صبح ویزیت بیماران رایگان است» هر کدام از ما در هر کاری که هستیم به نوعی عمله خداییم. پس بیایید عمله خوب خدا باشیم.

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – عمله خوب خدا

 

یک مشت پوکر فیس!

فاطمه سادات منافی

تاریخ انتشار : 23/08/94

ساعت: 12

خسته‌ام ...از این همه بودن‌هایی که بودن نیستند دیگر. از روزگاری که در آن غریبه‌ها قریب شدند و قریب‌ها غریبه. قبل‌ترها که نه تلگرامی بود، نه واتس اپی، هر روز وقتی هم را می‌دیدیم با هم کلی صحبت می‌کردیم ولی حالا همه به ظاهر بیست و چهار ساعت کنار هم هستیم و آنلاین اما سال به سال دریغ از یک کلام. همه چیزمان را گرفته این مجاز، احساس‌مان را حتی. شده‌ایم یک مشت پوکر فیس که اوج ابراز احساسات‌مان به هم فرستادن یک شکلک لبخند تصنعی در جواب حرف‌های همدیگر است. اصلا یادم نیست آخرین بار کی دوستی دستم را گرفته توی دستانش و گفته که دلش برایم تنگ شده بوده و این فاجعه است. این‌که این نزدیکی‌های سراب گونه ما را تا این حد از هم دور کرده، یکی دیگر از نشانه‌هایش هم این‌که اصلا من نمی‌دانم چرا این حرف‌ها را این‌جا می‌نویسم. وقتی این روزها دیگر کسی حوصله خواندن نوشته بالای دو خط را ندارد اصلا...

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – یک مشت پوکر فیس!

 

بغلم کن

f_ramezanali

تاریخ انتشار : 19/08/94

ساعت: 13

بیا و بغلم کن. عجیب تنها شده‌ام و من حالا یک غمگین شده‌ام. کسی را می‌خواهم بغلم کند، سفت و آرامش بخش و طولانی. یک بغل می‌خواهم پر از ستاره، بغلی می‌خواهم که آرامش رفته‌ام را به من برگرداند. غمگین شده‌ام، مانند عصرهای پاییزی، البته عصرهای پاییزی بیشتر از این‌که غمگین باشند دل چسپند، عجیبند. همین امروز که به خانه برمی‌گشتم و لایه‌ای از برف روی ماشین‌ها را گرفته بود و هوا مه شده بود، راهم را طولانی کردم، کوچه پس کوچه‌ها را دور زدم، برگ‌ها را جمع کردم، بهشان لبخند زدم و بغلشان کردم، مه را نفس کشیدم تا پر از پاییز شدم و من حالا یک پاییزی شده‌ام.

صفحه اصلی- محرمانه – یادداشت کاربران – بغلم کن

 

لبخندهای تو، بک گراند گوشی‌ام

shamim_m

تاریخ انتشار : 18/08/94

ساعت:12 

هر کسی موقع بیرون آمدن از خانه یک چیزی برمی‌دارد که برایش حکم جانش را دارد. یعنی بدجور بهش وابسته است. یعنی اگر نباشد تا زمان برگشتن به خانه بهش سخت می‌گذرد و دنیا برایش بی‌حس است. مثلا برای یک آدم عینکی، اگر عینکش نباشد. برای آدم‌هایی که معتاد آهنگند اگر هندزفری‌شان را جا بگذارند توی اتوبوس و تاکسی و ماشین شخصی‌شان و حتی وقتی دارند روی دو تا پای‌شان راه می‌روند کلافه‌اند، دارند می‌میرند که نمی‌توانند آهنگ گوش بدهند و فقط یک قسمت‌هایی از آهنگ‌ها را آرام زمزمه می‌کنند. یک آدم‌هایی هم هستند هر چهار فصل حساسیت دارند و یک سره آب‌ریزش بینی دارند. این‌ها اگر با خودشان دستمال کاغذی برندارند فکر کنم برگردند خانه یا سریع سوپری پیدا کنند که نیازشان برطرف شود. آدم‌های عکاس هم معمولا دوربین‌شان یادشان نمی‌رود چون اگر همان روز کلی سوژه‌های ناب را از دست بدهند کلی افسوس می‌خورند و انگشت حسرت می‌گزند.

من اما لبخندهای تو را در جیبم می‌ریزم و بزرگترین‌شان را می‌گذارم بک گراند گوشی‌ام و از خانه دور می‌شوم.

صفحه اصلی- پنجره – یادداشت کاربران – لبخندهای تو، بک گراند گوشی‌ام

نظرات کاربران
کد امنیتی