خرت و پرت های جادویی جیم!
آنتن

خرت و پرت های جادویی جیم!

نویسنده : امیر سعید صبا

سلام بر جیم خوانان عزیز. اصولا گزارش های جیم بازخورد خوبی دارد و هنوز بوی نفت صفحات کاغذ ما خشک نشده، گزارشات ما اثر می کند. نمونه اش بعد از چاپ گزارش «حمایت از حیوانات شهری»، چند شب پیش ها یک گربه بیچاره که یحتمل آن گزارش را خوانده بود برای دریافت جرعه ای حمایت خودش را نیمه شب به دفتر جیم رسانده بود و درست وقتی که مدیر اجرایی له و لورده عزم رفتن به خانه می کند در راه پله جلویش سبز می شود و می پرسد «می یو؟!» مدیر اجرایی بیچاره ما که تا کنون در یک راهروی باریک با یک گربه روبه رو نشده بود و دقیقا نمی دانست که در این جور مواقع باید به طرف گربه سیاه برود و با او خوش و بش کند یا برود توی دستشویی قائم شود، برای لحظه ای قفل می کند! اما گربه عصبانی شده و از زیر پای مدیر اجرایی جستی می زند و خودش را در میان خرت و پرت های روی پشت بام محو می کند! 

مدیر اجرایی با وجودی که از گربه چندش دارد اما دست بکار می شود و میان خرت و پرت ها می-گردد تا بلکن ردی از گربه پیدا کند. اما بشونید که این ماجرای گشتن تا همین دیروز توسط نیمی از جیم نویسان ادامه داشت و میان خرت و پرت های جیم خیلی چیزها پیدا شد از قندون جهزیه خانم سعادتی، بگیرید تا فتوکپی عهدنامه ترکمنچایی، پسرعمه مریم که پارسال عید گم شده بود، دو سه تا دکل نفتی و ... اما گربه پیدا نشد که نشد!

از دوستانی که رد و نشانی از گربه دارند خواهش می کنیم اطلاع دهند و یک جیم را از نگرانی برهانند. شایان ذکر است گربه مذکور دچار اختلاس نیز می باشد.

 

حقیقتا من مرید این جیم نویس برفک خوارتون شدم. قسمت های بیشتری رو بدین ایشون. حقوقشونم رو هم زیاد کنید که حقشونه واقعا. دمشون گرم...

 باور کنید یه دونه یخچال بیشتر نداریم و گرنه یخچال بیشتری در خدمت همکارمون می ذاشتیم. چشم! حقوق شون (حقوق تون) هم با شیب ملایم در حال زیاد شدنه، به دختر خاله محترم سلام برسونید بگید دیگه نیازی نیست پیامک بدن!

 

جيم. من تا هفته پیش فکر مي کردم شانزده سالمه ولي از وقتي که توي صفحه 6 خوندم هفت سال از 1378 مي گذره فهميدم هفت سالمه! ممنون که من را از سنم با خبر کردي. (يک متولد هفتادو هشتي) 

 خواهش می کنم تا باشه از این خبرا!

 

جیم باید چکار کنیم؟ یکی از دوستانم شب موقع خواب دو تا سنگ با خودش داره. یکیش رو می زنه به لامپ که مطمئن شه خاموشه، یکیش رو می زنه به شیشه که متوجه شه پنجره بسته است. خیلی وقت دکتر بردیمش. ولی تاثیر نمیکنه. (بابای دوقلوها) 

 باز خوبه سه تا سنگ نداره و گرنه سومی رو می زد سر شما ببینه خوابیدی یا هنوز بیداری؟!

نظرات کاربران
کد امنیتی