خوش اومدي گوگولي؛ نظر يادت نره!
شاخ هفته

خوش اومدي گوگولي؛ نظر يادت نره!

نویسنده : dordanag_d - حامد نادری رتد

خوش اومدي عجقولي؛ نظر يادت نره!


dordanag_d

14/08/94

یادداشت کاربران – پنجره

ساعت 19

 

اولين وبلاگي را كه درست كردم، حتي يادم نيست اسمش را چه گذاشتم، شايد «خش خش برگ‌هاي فلان فصل» يا «دختري در بلاگفا با بهمان رنگ مو!» يادم نيست، هر چه بود در حال حاضر آن‌قدر برايم مضحك است كه حتي نمي‌خواهم تايپش كنم. كم كم ياد گرفتم به جز قالب‌هاي خود بلاگفا، از وبلاگ‌هاي قالب ساز كد كپي كنم و در تنظيمات قالب پيست كنم. همين كار را كردم، اولين قالبي كه گذاشتم نارنجي بود و دختركي در سمت چپ، پايين صفحه مانيتور جا خوش كرده بود. ذوق زده شدم و آدرس وبلاگم را به دوستانم دادم و گوشه وبلاگم نوشتم «خوش اومدين ! نظر يادتون نره!» ، بعد فهميدم كدهايي براي آهنگ و ريختن ستاره‌هاي رنگارنگ و آمدنِ پنجره‌اي براي پرسيدن نام و اين داستان‌ها وجود دارد. هيچ وقت يادم نمي‌رود چند ساعت متوالي پشت مانيتور نشستم تا كد پرسيدن نام و خوش اومدي و ... را پيدا كردم! بعد هي وبلاگم را رفرش كردم و نامم را وارد كردم و پنجره‌اي باز شد كه مي‌گفت خوش اومدی! null   نظر يادت نره!

بعدتر براي تبادل لينك و نظر گذاشتن از بس صفحه نظرات باز كرديم و تايپ كرديم، ظاهر انگشت اشاره‌مان با بقيه انگشت‌ها فرق مي‌كرد! چند مدت كه از اين داستان‌ها گذشت، فهميدم هر چه آدم غمگين‌تر و قالب تيره‌تر و همين طور نوشته‌ها با فونت‌هاي عجق وجق‌تر(!)؛ با كلاس‌تر و خاص‌تر. از اين دوره براي‌تان نگويم كه اين هم گذشت، هر چه صفحه باز مي‌كردي، همه از دم غمگين و خسته و يك سريِ خاص و به طرز عجيب و بيمارگونه‌اي شايد، مي‌ديدي و هر چه كه بود اين دوره خاص شدن هم به نوبه خودش تمام شد و رفت.

پروسه بعدي رمزدار نوشتن بود و ادامه مطلب‌ها بود كه رمزش را فقط جاست فرندها داشتند. از كامنت‌ها هم نگويم كه هركدام خداي ِ قربون صدقه! روند وبلاگ نوشتن ما تا دو، سه سال پيش ادامه داشت كه آخرين وبلاگ‌مان كاملا سفيد، با نوشته‌هايي ساده، آهنگي ملايم خارجي و نظرات غير فعال بود كه اين هم در نوع خودش يك نوع خاص بودن بود. بعدترها كه نسل وبلاگ نويسان كم‌كم رو به انقراض بود و از بلاگفا به اينستاگرام و فيسبوك و غيره، پناه بردند؛ همان يك وبلاگ هم كه پزش را مي‌داديم نيست و نابود شد و ما از هستي بلاگفايي‌ها ساقط. ديگر يك بار هم سراغ بلاگ و بند و بساطش نرفتيم و آسوده و راحت به زندگي‌مان ادامه داديم. اين‌ها فقط در مورد وبلاگ نويسان صدق نمي‌كند، در حال حاضر هم در اينستاگرام و فيسبوك شاهد همچين اتفاقاتي هستيم. البته همیشه هستند عده‌اي كه bioهاي آنچناني مي‌نويسند و عكس‌هايی با ژست‌هاي اينتِلِكچوآليستيكتان در كافه‌هاي آن قشر جامعه پست مي‌كنند، که حساب‌شان جداست. القصه ما بي وبلاگ زنده‌ايم، شما چطور؟

 

حامد نادری راد


فکر کنم این نوشته، یک مرور تمام عیار از فرآیندی بود که الان برای‌مان نوستالژی شده است. من را بردید به روزهایی که فکر می‌کردم هر چقدر احساسی‌تر و شعاری‌تر بنویسم، یعنی خاص‌تر و بهتر است. واقعیت این است که هیچ‌ چیزی جای وبلاگ را نخواهد گرفت ولی مشکل اصلی خیلی‌هایمان این است که انرژی نوشتاری‌مان دارد در سرعت‌گیرهایی مثل تلگرام و اینستاگرام گرفته می‌شود.

وبلاگ‌نویسی همیشه لذت خودش را داشت، چون کسی برای لایک نمی‌نوشت. کسی نمی‌گفت لایک کن برو دنبال کارت(!)، کامنت‌های وبلاگ برای خودش عالمی بود. پر از بحث و حرف و حدیث در رابطه با چیزهایی که «تو» نوشته بودی. کاش وبلاگ دوباره زنده شود...

نظرات کاربران
کد امنیتی
پربازدیدتریـــن ها
یادداشت

اَی خِدا، باز هم پایتخت!؟

٩٧/٠١/٣٠
درباره آهنگسازها و کارگردانانی که همکاری طولانی و خاطره‌انگیزی داشتند

دیالوگ ‏ها از زبان سازها

٩٧/٠١/٣٠
به بهانه اکران آخرین قسمت از مجموعه سه گانه «دونده هزارتو» پس از 3 سال

دونده هزارتو در خط پایان

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

همه چی آرومه، ما چقدر خوشحالیم!

٩٧/٠١/٣٠
مینیمال

هوای بارانی و مزه پرانی!

٩٧/٠١/٣٠
ناصرخان اکتور سینما

چیه این پنهون کاری؟

٩٧/٠١/٣٠
جارچی

جارچی 532

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

تقصیر آن‌ها نیست که ما می­میریم!

٩٧/٠١/٣٠
ساختنیجات

طرح سامان‌دهی لوازم تحریر

٩٧/٠١/٣٠
توصیه‌هایی درباره نکات مهم و ضروری بهداشت فردی در فصل گرم

حقوق متقابل جامعه و بوهای ما!

٩٧/٠١/٣٠
دات کام

خاطره‌نویسی نوین با «دایرا»

٩٧/٠١/٣٠
شاخ هفته

هنوز امیدی هست

٩٧/٠١/٣٠
یادداشت

شوش مولوی راه‌آهن یا در سوگ تهرانی شدن

٩٧/٠١/٣٠
درباره پسران بازیکنان بزرگ دنیای فوتبال که این روزها پایشان به مستطیل سبز رسیده است

پسر پدرِ شجاع

٩٧/٠١/٣٠
شگرد

مموری را از دست اینستاگرام و تلگرام نجات دهیم

٩٧/٠١/٣٠
پایان نامه

پلاستیکت تو حلقم!

٩٧/٠١/٣٠
مینی

مینی 532

٩٧/٠١/٣٠
جانونی

ورود به جهان سفید لبنیات

٩٧/٠١/٣٠
آنتن

وقتی کسب و کار شدنی نیست!

٩٧/٠١/٣٠
فوتبال ایران هم نمونه‌های بسیاری از پسر و پدرهای فوتبالیست داشته است

پسر کو ندارد...

٩٧/٠١/٣٠