هفته کتاب و کتاب‌نخواني!

هفته کتاب و کتاب‌نخواني!

نویسنده :

 مربي پرورشي مدرسه راهنمايي به مناسبت هفته کتاب‌خواني مي‌آيد سر صف و از فوايد کتاب و کتاب‌خواني حرف مي‌زند و اين‌که بهترين دوست کتاب است و... بعد براي تشويق دانش‌آموزان کتاب‌خوان مي‌رود سراغ دفتر امانات کتابخانه و فعال‌ترين عضو کتابخانه را پيدا مي‌کند و بعد سر صف صدا مي‌زند که آقاي فلاني لطفا تشريف بياورند براي دريافت جايزه. آن زمان برايم سؤال پيش آمد که اصلا به آقاي فلاني نمي‌آمده که کتاب‌خوان باشد -علي‌الخصوص که کتابخانه ما از اول انقلاب ديگر تجهيز نشده بود و مناسب‌ترين کتابش، «اصول فلسفه و روش رئاليسم» شهيد مطهري بود- و من اصلا چقدر در اشتباه بودم! و بعد کاشف به عمل مي‌آيد که آقاي فلاني، سابقه اين کار را در سال‌هاي قبل نيز داشته و فقط هر روز دو جلد کتاب مي‌گرفته و يکي، دو روز بعد پس مي‌داده تا همين جايزه را بگيرد و الخ... آقاي مربي فراموش کرده بود که براي تشويق دانش‌آموزان به کتاب‌خواني نيازي به جايزه نيست؛ فقط لازم است که کتابخانه‌اي مفيد و مختصر درست کرد که بچه‌ها از خواندن کتاب‌هايش لذت ببرند و اين کار حتي با يک برنامه مشارکتي مناسب بين دانش‌آموزان، به راحتي امکان‌پذير بود.

آقاي مدير، پشت دوربين تلويزيون قرار مي‌گيرد و بادي در غبغب مي‌اندازد و گلويي صاف مي‌کند و شروع مي‌کند به گزارش دادن که: امسال فلان‌قدر بازديدکننده از نمايشگاه کتاب داشتيم و نسبت به سال پيش استقبال بيش‌تري از نمايشگاه شده است و از ميزان بن‌هايي که در اختيار مخاطبان قرار گرفته است و تخفيفي که ناشران موظف‌اند به مشتريان خود پرداخت کنند و... صحبت مي‌کند. و تو شگفت‌زده و با دقت، ليست ناشران حاضر در نمايشگاه را مي‌بيني و باز مي‌بيني که کمتر ناشر معتبري بوده که حاضر باشد در يک نمايشگاه استاني و با امکانات آن‌چناني، تخفيفي که نمايشگاه -براي هيجان‌زده کردن مردم به ناشران تحميل کرده- را بپذيرد. و تو مجبوري براي اين‌که بن‌هايت نسوزد به دنبال کسي بگردي که بن‌هايت را بپذيرد. آقاي مدير نمايشگاه فقط به دنبال بالا بردن آمار و نمودار خود است وگرنه حتما به صورت کارشناسي شده، فرم‌هايي را در اختيار مخاطبان خود قرار مي‌داد تا حداقل ميزان رضايت مخاطبان را از نمايشگاه درک کند.

گزارش آماده شده و روي آنتن مي‌رود. هفته کتاب و کتابخواني است و کارشناسان صدا و سيما به دستور آقاي رئيس، آمار مربوط به برنامه‌هاي توليد شده در حوزه کتاب را به آقاي رئيس مي‌دهند. و پيش از آن، تايم(زمان) اين گزارش آخري را نيز اضافه مي‌کنند به جمع تايم برنامه‌هايي از قبيل نمايش پخش مستقيم نمايشگاه کتاب در تلويزيون! آقاي رئيس با افتخار اعلام مي‌کند که فلان‌قدر (يعني خيلي‌زياد ساعت!)، صدا و سيما در حوزه کتاب و کتاب‌خواني برنامه پخش کرده و تحويل مردم داده است و باز مشغول محاسبه مي‌شوي که کجاي کار لنگ است که مردم اين‌قدر با کتاب‌خواني بيگانه‌اند؟

نظرات کاربران
کد امنیتی