تعدادِ زيادِ فيلمسازان جوان، فرصت يا تهديد؟
محرمانه مستقیم

تعدادِ زيادِ فيلمسازان جوان، فرصت يا تهديد؟

نویسنده : سید مهدی حسینی

سی و دومین جشنواره فیلم کوتاه تهران از 20 تا 26 آبان در پردیس سینمایی چارسو برگزار می‌شود. فرصتی مغتنم که در یک فرصت محدود خیل عظیم آثار سینماگران جوان و آینده‌دار مملکت را پیش چشم علاقه‌مندان هنر هفتم می‌گذارد. طبعا برای ما تماشاگران بازی برد-برد است. هم گردهم‌آیی دوستان سینمایی است، هم رایگان است و هم لذت کشف استعدادهای تازه نفس را در خود دارد. اما در پس همه این خوشی‌ها، چراغ قرمز چشمک زن مغزمان خاموش و روشن می‌شود که آیا این هم باید فرصت تلقی کنیم یا تهدید؟

در نگاهى اجمالى به جشنواره‌هاى سينمايى ايران در می‌یابیم که محدودند به جشنواره فيلم فجر، جشنواره رويش، جشنواره فيلم شهر، جشنواره هنر رضوى، جشنواره فيلم عمار، جشنواره فيلم‌هاى 100 ثانيه‌اى و جشنواره فيلم‌هاى موبايلى ياس. انجمن منتقدان و مراسم تنديس حافظ على معلم و جشن خانه سينما هم هر ساله جوایزی اهدا می‌کنند.

از طرف دیگر تعداد کل سالن‌های کشور به عدد 300 نمی‌رسد. مجموعا 7000 صندلی داریم و 7 گروه سینمایی که 6 تایشان با تمام وجود به خاطر 140 صندلی‌ای که گروه سینمایی هنر و تجربه برای اکران فیلم‌های مخاطب خاص و مستقل اشغال کرده، از همه طرف مشغول حمله به این گروه هستند. 

این 6 گروه روی هم رفته در طول سال بین 70 تا 80 فیلم اکران می‌کنند. البته گروه هنر و تجربه در طول یک سال و نیمی که از تأسیسش می‌گذرد چیزی حدود 25 فیلم را اکران کرده که این آمارها را تا حدودی تغییر خواهد داد. 

القصه...

از این مقدمات به این نتیجه می‌رسیم که هر نوع از فیلمسازی در ایران در حال حاضر حداقل یک جشنواره مخصوص به خود دارد. حال با توجه به اين‌که هر فيلم در پايين‌ترين سطح هم حداقل 20 ميليون تومان هزينه می‌برد و جوايز اول اين جشنواره‌ها حداکثر 5 و در خاص‌ترین شرایط 15 سکه است که تنها بخشی از هزينه اوليه را جبران مى‌کند. پس يا بايد فيلم در 5-6 جشنواره شرکت کند که با وجود خواب پول به سوددهى برسد یا می‌باید شرایط مناسبی برای اکران عمومی یا فروش برای شبکه‌های مختلف فراهم کرد. از آنجا که ما اين همه جشنواره نداريم و اکران عمومى هم به شدت توسط مافياى تهيه کنندگان محافظت مى‌شود و تلویزیون خصوصی هم نداریم، فيلمسازان جوان چاره‌اى ندارند جز اين‌که فيلم‌هايشان را به انواع جشنواره‌هاى خارجى بفرستند که طبعا ضوابطى دارند و عمل به آن ضوابط همان نتيجه اى را در پى دارد که اصطلاحا فيلمسازى جشنواره‌اى ناميده مى‌شود. چنين فيلمسازانى همين سلیقه را بعدها در فيلم‌هاى سينمايى خود هم تزریق می‌کنند.

بنابراین ظاهرا رویدادی چون جشنواره فیلم کوتاه تهران تنها نمونه در نوع خود و یگانه ویترین نمایش آثار سینمایی جوانانی است که راهی به سینمای بدنه پیدا نکرده‌اند. اما همین هم با این تصور پیش فرض که اگر پولی باشد، کسی نخواهد آمد، رایگان است و سودی به حال سرمایه گذار اولیه ندارد. 

بدین ترتیب کارکرد این جشنواره در واقع در حد یک مسابقه استعدادیابی می‌شود که شرکت کنندگانش با تمام وجود می‌جنگند و حاصلش هم از سینمای جدی ما بسیار جلوتر است اما برتری در این رقابت لزوما به نتیجه مطلوب که ورود به سینمای حرفه‌ای باشد، منجر نمی‌شود.

سؤال اینجاست که این حجم از سینماگران سرخورده در ادامه روند فیلمسازی خود سر از کجا در می‌آورند؟ و همان سؤال همیشگی که آیا این یک فرصت است یا تهدید؟

نظرات کاربران
کد امنیتی