اندر حکایت ابن جیم و بسته خروج از رکود اقتصادی
حکایت هفته

اندر حکایت ابن جیم و بسته خروج از رکود اقتصادی

نویسنده : مهدیه جوادی-فرانک باباپور

* آورده‌اند که روزی ابوجارچی ‌ابن جیم خراسانی از بازارهای بلاد می‌گذشت و فروشندگان را می‌دید که جملگی مگس کش در دست گرفته و مگس‌ها می‌پراندند. از آن‌جا به محله نمایشگاه‌داران اتول گذر کرد و اوضاع را چنین یافت و دانست که امسال مگس در بلاد زیاد گشته و مریدان را جمع کرد که این کشف خویش با ایشان بگوید. ولی مریدان هیچ کدام گرد وی جمع نشدند و خودشان جملگی در کار مگس بودند. پیرنا چون این اوضاع و احوال بدید با خود اندیشید که شاید زیادت مگس به سبب کمبود نقدینگی ست! و رفت تا این خبر را به سمع و نظر استادنا ولی‌ا... سیف رئیس بانک مرکزی برساند، منتها پیرنا سیف تا ابن جیم را دید به او گفت: ای ابن جیم ما بر امور خویش واقفیم و می‌دانیم کمبود نقدینگی یکی از تنگناهای مالی ست که باید حل شود. پس آگاه باش که «کارت اعتباری خرید کالای ایرانی با حداکثر قدرت خرید 10 میلیون تومان برای کل اقشار جامعه صادر می‌شود.»

استادنا فی الفور خود را به جمع مریدان رساند و شرح ماجرا با ایشان بگفت. مریدان جملگی نعره‌ها زدند و موی‌ها کشیدند و مشت‌ها به دیوار کوفتند. ابن جیم آن‌ها را ساکت کرد و علت پرسید. ایشان بگفتند: «خب درباره ما چی فکر کردن؟ ما از کجا بیاریم قسط بدیم! ها؟» خفن‌نا چون این بشنید گفت: دردیست غیر مردن، کان را دوا نباشد. مریدان جملگی به کار مگس پرانی خویش مشغول گشته و به روی خویش نیاوردند که شعر ابن جیم بی‌ربط بوده و این از مرامات مریدان بود!

نظرات کاربران
کد امنیتی