امان از اخلاق بازی
شاخ هفته

امان از اخلاق بازی

نویسنده : ye_pesar - ایمان فروزان نیا

ye_pesar

09/08/94

یادداشت کاربران – محرمانه

ساعت 16

 

یک چند وقتی ست هر کجا می‌روم، هر چه می‌بینم و گوش می‌دهم یک پیام اخلاقی درش نهفته شده! انگار خودم هم دیگر عادت کردم از هر چیزی یک نکته‌ای، پیامی، نصیحتی دریافت کنم.

عمق فاجعه وقتی ست که شما داری از شبکه پویا برنامه کودک نگاه می‌کنی، به خدا بچه‌ها همین جوری‌اش توی سیل عظیمی از چه کار بکنیم چه کار نکنیم‌ها غرق‌اند و یکی نیست بگوید آخر بزرگواری که شلنگ رسانه ملی دستت است، این بچه‌های طفل معصوم از صبح تا شب از معلم‌شان توی مدرسه، تا پدر و مادرشان توی خانه، دارند نکات تربیتی را فرا می‌گیرند؛ تو را به خدا این انسان‌های مظلومی را که هیچ وقت هیچ کسی نمی‌آید ازشان بپرسد حالت چطور است؟ اصلا چه می‌خواهی؟ چه دوست داری؟ تو دیگر این‌قدر اذیت نکن. بندگان خدا دل‌شان به همان گربه که دنبال موشه است خوش است؛ حالا هی عمو خاله بیاور که به بچه بگویند دست به چه بزند، دست به چه نزنند. ببینید بچه‌ها چه دوست دارند؛ همین باب اسفنجی بیچاره، شد یک بار فقط یک بار بیاید بگوید بچه‌ها مسواک بزنید؟ اما امکان ندارد انیمیشن یا برنامه‌ای در صدا و سیما پخش شود و فقط برای تفریح و لذت مخاطب باشد. حتی خندوانه هم گاهی دارد نصحیت می‌کند.

از تلویزیون بگذریم حتی تلگرام هم کلاس درس شده. یعنی حتی توی تلگرام هم مردم خودشان برای هم دیگر جملات پند آموز و پیام‌های اخلاقی و رهنمودهای فکری و اجتماعی می‌گذارند. جالب هم این‌جاست که این اخلاقی‌نویسی‌ها و نکته‌آموزی‌ها فقط برای همسایه است. یعنی آن کسی که این متن را نوشته یا این نصیحت را کرده مطمئن باشید اگر خودش گرفتار آن اشتباه نباشد، کمتر از آن هم نیست.

تو را به خدا کارهای موفقی را که در جهان ساخته شده به یاد بیاورید. از رمان‌ها تا فیلم‌های موفق کدام‌شان دائما به دنبال نصیحت بودند؟ کدام‌شان هی چپ و راست پیام اخلاقی می‌فرستادند؟ همه در ظاهر برای لذت بردن و صرفا برای مخاطب تهیه شد اما وقتی آن رمان به آخر می‌رسید و آن فیلم تمام می‌شود، آن چیزی که برای مخاطب مانده یک باور ناخودآگاه به پیامی ست که از اول تا آخر در آن اثر نهفته بوده .

نمی‌خواهم وقت کسی را بگیرم. از آن موقع فقط دارم تلاش می‌کنم از این درد بگویم که به شخصه خسته شدم از این‌که چرا دوست نداریم قبول کنیم که گاهی دیگران حق دارند خودشان درک کنند و به یک باور برسند که چه چیزی صحیح است و چه چیزی اشتباه و هیچ نیازی به کمک ما ندارند.

در آخر بگذارید یک نکته اخلاقی خدمت بزرگواران بگویم(!) اول از همه سعی کنید عمل به معروف کنید، بعد امر به معروف و نهی از منکر.

 

ایمان فروزان نیا

یعنی از هیچ چیز به اندازه این برنامه‌هایی که پیام اخلاقی گل درشت دارند بدم نمی‌آمد. یعنی تنفر داشتم‌ها. حتی چند بار تصمیم گرفتم با سر شیرجه بروم وسط ال‌سی‌دی ولی از ترس کتک‌های بعدش (دست عیال بدجور سنگین است) این کار را نکردم. یعنی اگر آن برنامه‌ساز می‌آمد داخل خانه با دمپایی می‌خواباند توی دهنم، این قدر دردم نمی‌گرفت که این‌طوری پیامش را وسط فیلم یا سریال زارت می‌چسباند وسط پیشانی ما. خلاصه همانطور که می‌گفتم، از این برنامه‌ها بدم می‌آمد. «می‌آمد» هم می‌دانید که، فعل ماضی است. حالا چطور شد که این تنفر از بین رفت. یک شب که خواب بودم یک هاتفی آمد به خوابم و گفت: «خب نبین! نبین آقا جان. برفک تماشا کن اصن». و اين‌گونه بود كه از شب بعد مشکل من با برنامه‌های تلویزیون حل شد.

نظرات کاربران
کد امنیتی