دلداده مسیحی مولا علی (ع)
به مناسبت اولین سالروز درگذشت جرج جرداق نویسنده صاحب نام لبنانی

دلداده مسیحی مولا علی (ع)

نویسنده : سید مصطفی صابری

خیلی از ما نامش را شنیدهایم، در ماه مبارک رمضان و در مجالس شبهای احیاء، وقتی که سخنران میخواست از عظمت روحی مولا علی (ع) بگوید، از اینکه چگونه امیر بیان امیرمومنان با کلامش، با عدالتش و با زندگیاش توانسته دلهای بسیاری را نرم کند تا جایی که نویسندهای مسیحی در لبنان چنان مسحور او شده که کتابی را درباره حضرت به نگارش درآورده است. در هر مناسبتی، وقتی سخن به اینجا میرسید که ما شیعیان چقدر در شناخت مولایمان کوتاهی کردیم نام این مرد مسیحی بهگوش میرسید یعنی جرج جرداق نویسنده کتاب «الامام علی صوت العداله انسانیه»، کسیکه بسیاری از ما وصف شیداییاش را شنیدیم اما تا 14 آبان سال 93 نمیدانستیم که در قید حیات است. کتابش 5 دهه قبل برای اولین بار چاپ شده بود و گمان بسیاری از ما این بود که لابد کتاب را در روزگار پیری نوشته و به رحمت خدا رفته. اما جرج جرداق مرد بزرگی که خیلی از ما مستقیم و غیرمستقیم بخشی از شناختمان راجع به مولا علی (ع) را از مدیون او و آثارش هستیم 5 نوامبر 2014 یعنی درست یکسال قبل در 88 سالگی به رحمت خدا رفت. سالروز درگذشتش بهانه خوبی است تا درباره او و شیداییاش بیشتر بدانیم و در ضیافت دلدادگیاش به ولی خدا شرکت کنیم. 

 

تولد مردی بزرگ 

در سال 1926 میلادی به دنیا آمد. در خانوادهای مسیحی در منطقهای زیبا با ساکنانی مسیحی، جایی که دلبستگی عمیقی بهآن جا داشت و منشاء تحولات و اتفاقات عجیبی هم در زندگی او بود. خانواده و محیط پیرامونش شیفته علم بودند. مادر و پدرش ارادت زیادی به امام علی (ع) داشتند و عبارت «لافتی الا علی، لاسیف الا ذوالفقار» زینتبخش خانهشان بود. برادر بزرگترش یعنی فواد هم مثل بقیه اعضای خانواده مسیحی بود اما از هر فرصتی در مجالس خانوادگی استفاده میکرد تا اشعاری در رثای مولا علی (ع) بخواند. بر خلاف فواد که درس‌خوان بود جرج علاقهای به مدرسه نداشت و مدام از آنجا فرار میکرد. ترجیح میداد به مناطق بکر نزدیک مدرسه برود و درس زندگی را از زاویه تازهای جستوجو کند، گاهی کتابهایی هم با خود میبرد و میخواند و لذت میبرد. دربرابر واکنشهای منفی اطرافیان، فواد اما به جرج و نگاهش به زندگی احترام میگذاشت و گاهی بعد از فرار جرج از مدرسه به او سر میزد. یک روز هم یک هدیه ویژه برای برادر کوچکتر برد، هدیهای که جرقه ابتدایی انقلابی درونی برای پسرک بود. هدیه برادر یک جلد «نهج البلاغه» بود. چیزی نگذشت که در 13 سالگی جرج جرداق بیشتر نهج البلاغه را حفظ کرد. 

 

حمایت مسیحیان از چاپ کتاب جرج جرداق

در 20 سالگی معلم ادبیات شد و چون نهج‌البلاغه جزو موارد درسی بود تصمیم گرفت برای بهتر تدریس کردن این کتاب تمام منابع قابل دسترس درباره امام علی (ع) را مطالعه کند. مطالعهای که او را شیفتهتر کرد و از طرفی باعث شد او به این جمع‌بندي برسد که درباره این ابرمرد تاریخ ناگفته‌های بسیاری وجود دارد و آنطور که شایسته آن مرد بزرگ است به آن پرداخته نشده است. دست به کار شد، مطالب بسیاری را گردآوری کرد و در نشریات به چاپ رساند. خودش به اینجای ماجرا که میرسد میگوید تصور شما (ما شیعیان) این است که حتماً برای چاپ اولین کتابم شیعیان حمایتم کردند! اما قصه بسیار متفاوتتر از آن چیزی است که ما حدس میزنیم. مجموعه مطالبش در یکی از مجلات لبنانی در خصوص فضائل امام علی (ع) مورد توجه بزرگ راهبان مارونی قرار گرفت و با آنکه اموال کلیسا وقف دین مسیحیت بود آن کشیش هزینههای اولین کتاب جرج را درباره امام علی (ع) پرداخت کرد. بعد از چاپ کتاب هم تعداد زیادی از مسیحیان به سراغش آمدند و گفتند تو ما را سرافراز کردی، بگذار در کار تو سهیم باشیم اما جرج جرداق جوان از قبول کردن پول پرهیز کرد و از آن افراد خیر خواست تا هزینه کتاب را به کلیسا بدهند، راهبی هم که بانی چاپ کتاب بود با این استدلال که با انگیزه فعالیتی علمی این کار را انجام داده از دیگر مسیحیان خواست تا پولهایی که در حمایت از کتاب میخواستند هزینه کنند را صرف فقرا کنند. بعد هم به جرداق گفت از صدقه سر علی (ع) فقرای ما هم به روزی خوبی رسیدند.      

     

فقط از علی(ع) مینویسم

جرج جرداق اثر تحسین برانگیزش را برای آیت ا... بروجردی که آن زمان در قید حیات بودند فرستاد، ایشان هم شاگرد خاص خود را مامور بررسی کتاب کردند. به رغم آنکه زعمای حوزه علمیه نسبت به کتاب نظر مثبتی داشتند تا سال 1342 ش طول کشید تا یک نفر این اثر بیبدیل را به فارسی برگرداند. شهرت کتاب بهجایی رسید که بسیاری را به صرافت این انداخت که از جرداق بخواهند درباره بزرگان آنها هم بنویسد و حتی پیشنهادهای مالی اغواکنندهای هم کردند اما جرداق که بیش از 30 عنوان کتاب دارد در حوزه شخصیتهای صدر اسلام فقط برای امام علی (ع) نوشت. خودش میگفت برای فهم علی (ع) 40 بار نهج البلاغه را خوانده است و چنان محسور دردانه تاریخ بشریت شده که هیچ کسی را لایق آنکه چون علی (ع) برایش بنویسد نیافته است. «الامام علی صوت العدالة و الانسانیه» در ۵ جلد با این عناوین منتشر شد: علی و حقوق بشر، علی و انقلاب فرانسه، علی و سقراط، علی و دوران زندگانیاش، علی و قومیت عربی. جالب آنکه پشت نگارش هر جلد هم دلایل منحصر به–فردی وجود دارد، بهطور مثال در خصوص «علی و انقلاب فرانسه» نکاتی با این مضمون میگوید که: انقلابهای علی (ع) خالی از کشتار بود، انقلابهایی انسانی، اجتماعی و فکری و فرهنگی.      

 

انگیزههای ویژه جرداق از نگارش کتاب

نکات بسیار جالبی ضمن نامه جرداق برای آیت‌ا.... بروجردی وجود دارد که پرده از دغدغههای او در نگارش کتاب هم برمیدارد، در بخشی از نامه مینویسد: «من در حالات و سیره و تاریخ زندگی امام علی مطالعه کرده‌ام و در آن، به اصول و مبانی و معانی بزرگی که تازه بشریت امروز و مخصوصا دنیای غرب ادعای رسیدن به آن معانی و پیشنهاد آن مبانی را دارد رسیده‌ام؛ اصولی که اساسی و جهانی است و همه اگر چه به ظاهر باشد همگان را به آن میخوانند. این اصول، همه در سیره و گفتار و کردار امام {علی} در حد اکمل وجود دارد. اسلام‌شناسان و خاورشناسان غربی اگر چه کم و بیش این معانی را در زندگی آن امام عظیم درک کرده‌اند اما نخواسته‌اند قبول کنند که این افتخار برای شرق است و پیش از غربی‌ها و قرن‌ها پیش در شرق، کسانی بوده‌اند که همه این اصول و حقایق را درک کرده و بیان کرده‌اند، و از این جهت این واقعیت را کتمان کرده‌اند. در شرق هم دانشمندان و علما، چنان‌ که باید، این اصول را از سیره و حال و مقال آن حضرت استفاده نکرده‌اند، و من دریغ دانستم که چنین شخصیت بزرگی در شرق باشد و قدرش مخفی بماند، لذا این کتاب را نوشتم و چون مسیحی هستم کسی نمی‌تواند مرا نسبت به بیان مراتب بلند امام به تعصب نسبت دهد، و چون زبانم عربی است و اهل مطالعه هستم هم کسی نمی‌تواند به عدم اطلاع و نا آگاهی متهم سازد».

 

ابهاماتی درباره نویسنده بزرگ

درباره جرج جرداق سئوالات زیادی مطرح میشود، از جمله اینکه چرا هرگز مسلمان نشد و... تمام آنچه در این مطلب مستقیم و غیرمستقیم از جرداق نقل یا در وصف زندگیاش آمد برگرفته از گفتوگوهایی است که طی سالهای مختلف از او در منابع متعدد درج شده است. جرداق در دو گفتوگوی متفاوت در اینباره  میگوید: «من بعد از سالها تحقیق، شیعه را در یک کلمه یافتم و آن هم «اخلاق» بود. بنده شیعه هستم چرا که اخلاق پسندیده‌ای دارم... افراد گوناگون میتوانند به مذهب شیعه برسند و از نظر من راه رسیدن به غدیر از کربلاست، راه رسیدن به مذهب شیعه، عاشوراست. کسانی که سرشت پاکی دارند یقینا با مطالعه مصیبت کربلا به غدیر میرسند... من عاشق این مرام و انسانیت علی(ع) هستم و باید بگویم با این نگاه من خود را از شیعیان علوی و از علویون می‌دانم.»  

 

زندگی در تنگدستی

جرداق که استاد ادبیات و فلسفه در دانشگاه بیروت بود و در شعر هم دستی داشت تا پایان عمر از تلاش دست بر نداشت و حتی برای رادیو لبنان هم مطلب نوشت. با اینهمه و بعد از رد کردن پیشنهادات فراوان مالی برای نگارش کتابهای سفارشی همیشه از ناشران ایرانی گله داشت که حق و حقوق او به عنوان مولف را در نظر نگرفتهاند. بزرگانی از کشورمان که در روزهای پایانی عمرش کنار او بودند بر بر زندگی پر رنج او به رغم شهرت جهانیاش صحه میگذارند. جرج جرداق در وصف حضرت علی(ع) میگوید: «ای روزگار کاش میتوانستی همه قدرتهایت را، و ای طبیعت، کاش می‌توانستی همه استعدادهایت را در خلق یک انسان بزرگ، نبوغ بزرگ و قهرمان بزرگ جمع می‌کردی و یک بار دیگر به جهان ما یک علی دیگر میدادی». و در کتابش مینویسد: مشهور است که علی برای خویش آجری بر آجری، خشتی بر خشتی، چوبی بر چوبی ننهاد و از این که در قصری که در کوفه برای او مهیا بود، زندگی کند، سرباز زد تا محل زندگی‌اش از مسکن نیازمندان بسیاری که در بدبختی زندگی می‌کردند، برتر نباشد. این سخن علی است که از روش زندگی‌اش سرچشمه می‌گیرد: «آیا خویش را به این‌که مرا امیرالمومنین می‌نامید، قانع کنم و در سختی‌های روزگار شریکتان نباشم؟»

نظرات کاربران
کد امنیتی